اخبار بهمن ماه سال 1388
دستاوردها، چشم‌اندازها و برنامه‌های مؤسسه از نگاه دکتر اعوانی
 
رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با اشاره به اینکه کنگره بین‌المللی روز جهانی فلسفه سال آینده به میزبانی ایران برگزار می‌شود. گفت: ما امیدواریم این کنگره در ایران با عظمت و شکوه و آنگونه که شایسته فرهنگ و فلسفه ماست برگزار شود.
 
کنفرانس خبری دستاوردها، چشم‌اندازها و برنامه‌های موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و برنامه‌های کنگره بین‌المللی بزرگداشت روز جهانی فلسفه در سال 2010 در ایران با سخنرانی دکتر غلامرضا اعوانی صبح یک‌شنبه 11 بهمن در محل این موسسه برگزار شد.
 
در ابتدای این نشست دکتر غلامرضا اعوانی رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با اشاره به فعالیتهای مؤسسه در حوزه فلسفه اظهار داشت: مؤسسه در حال حاضر 22 عضو هیئت علمی دارد که در 6 گروه فلسفه غرب، فلسفه اسلامی، منطق، ادیان و عرفان، کلام و مطالعات علم مشغول به تدریس هستند. برای تاسیس 2 یا 3 گروه نیز برنامه ارائه داده‌ایم و در حال پیگیری هستیم. این رشته‌ها عبارتند از فلسفه اخلاق و فلسفه هنر دینی که در مقطع دکتری دانشجو خواهد گرفت. البته فلسفه هنر در کشور وجود دارد که به طور عمده متکی بر نظریات غرب است و با فرهنگ ما چندان سنخیتی ندارد. ولی آنچه مد نظر مؤسسه است فلسفه هنر دینی است.
 
وی افزود: مؤسسه طرح‌ها و پروژه‌های تحقیاتی زیادی را نیز به انجام رسانده است که برخی از آنها به چاپ رسیده است. برای مثال در سال 86 مؤسسه 7 کتاب را به چاپ رسانده است. مؤسسه همچنین در برگزاری کنگره‌های علمی هم کوششهایی داشته است و برای برگزاری کنگره‌های علمی به بخشهای دیگر هم یاری رسانده است. برای نمونه ریاست علمی کنگره بین‌المللی مولانا با مؤسسه بوده است که اگر کوششهای مؤسسه نبود کار مقداری افت می‌داشت. برای این کنگره موسسه به تنهایی سفارش 148 مقاله علمی و پژوهشی را داده بود.
 
اعوانی در ادامه خاطر نشان کرد: موسسه در بخش تحصیلات تکمیلی در حوزه فلسفه غرب، فلسفه اسلامی و مطالعات علم دانشجوی دکتری دارد. علاوه بر این چهار دانشجوی خارجی در سطح دکتری داریم. موسسه همچنین برای دانشجویان مقطع دکتری تخصصی کارگاه‌های آموزشی برگزار کرده و می‌کند. برای نمونه دوره‌های روش تحقیق، روش نگارش رساله دکتری برای این دانشجویان را برگزار کرده‌ایم.
 
عضو هیئت مدیره فدراسیون بین‌المللی فلسفه در ادامه یادآور شد: موسسه مجلاتی را نیز منتشر می‌کند. مجله جاویدان خرد در حال حاضر منتشر می‌شود و چند شماره از آن نیز منتشر شده است. مجله دیگری با عنوام مولانا پژوهی که مجله‌ای بین‌المللی و علمی و پژوهشی است را نیز در دست انتشار داریم که شماره اول آن زیر چاپ است. همچنین یک مجله بین‌المللی فلسفه اسلامی به زبان انگلیسی را قرار است به چاپ برسانیم.
 
وی افزود: موسسه در حال انجام طرحی است که اهمیت بسزایی دارد و تا حالا به نتایج مثبتی نیز رسیده‌ایم. این طرح، چاپ انتقادی و علمی مجموعه آثار ابن سینا است. در خصوص اهمیت این طرح باید توجه داشت که حدود 40 درصد از آثار این فیلسوف اسلامی متاسفانه هنوز به چاپ نرسیده است. همچنین بسیاری از کتابهایی هم که از ابن سینا به چاپ رسیده دارای غلطهایی است که شایسته کار علمی و تحقیقاتی نیست. چندین سال است که با کمک اهل فن این نسخه‌ها گردآوری شده و در حال تحقیق و تصحیح آنها هستیم.
 
اعوانی یادآور شد: این کار در سه بخش دنبال خواهد شد. اول توجه به آثاری از بوعلی که هنوز چاپ نشده است. بخش دوم توجه به آثار و کتابهای متوسط او به لحاظ اهمیت و بخش سوم توجه به آثار مهم او مانند کتاب شفا که در مرحله آخر صورت می‌پذیرد.
 
وی افزود: در بخش اول، کار تا حدود زیادی پیش رفته و بسیاری از این آثار آماده چاپ است. در این کار علاوه بر تصحیح کار تحقیقاتی نیز صورت گرفته است.
 
این استاد فلسفه در ادامه خاطر نشان کرد: از جمله کارهای مهم دیگر صورت گرفته در موسسه چاپ یک کتابشناسی جامع فلسفه است که 18 جلد آن آماده شده است و یک کتابشناسی جامع ابن سینا هم توسط موسسه منتشر شده است.
 
استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی در ادامه خاطر نشان کرد: سال آینده ایران میزبان کنگره بین‌المللی روز جهانی فلسفه است که رویدادی مهم در حوزه فلسفه به شمار می‌رود. از سال 2002 میلادی روز جهانی فلسفه توسط یونسکو اعلام شده است. روز سوم هفته سوم ماه نوامبر هر سال از سوی یونسکو روز جهانی فلسفه نامگذاری شده است. در این روز یک کشور میزبانی بین‌المللی این رویداد را بر عهده دارد و کشورهای تابعه یونسکو نیز با توجه به موضوع مشخص شده برای آن سال، این روز را برگزار می‌کنند. از سال 2003 تا سال 2005 میلادی این کنگره در مقر یونسکو برگزار شد. اما از این سال به بعد به ترتیب در کشورهای مراکش، ترکیه، ایتالیا و روسیه برگزار شده است.
 
وی افزود: با تلاشهایی که از سوی ما صورت گرفت برگزاری این رویداد علمی مهم به کشور ما تعلق گرفت. برای این رویداد باید موضوعی در نظر گرفته شود که با کارهای کارشناسی و استفاده از نظرات اساتید صاحب‌نظر نهایتا موضوع "نظر و عمل" برای این کنگره مورد توافق قرار گرفت و به یونسکو نیز اعلام شد و در نامه‌ای که به بنده ابلاغ شد، این موضوع مورد موافقت قرار گرفت.
 
وی تاکید کرد: ما امیدواریم این کنگره در ایران با عظمت و شکوه و آنگونه که شایسته فرهنگ و فلسفه ماست برگزار شود. ما برای این که اثبات کنیم توانایی برگزاری این رویداد مهم علمی را داریم کنگره "فلسفه اسلامی و چالشهای جهان امروز" را در تهران و همدان در روز جهانی فلسفه برگزار کردیم. همچنین قصد داشتیم که کنگره دیگری را با نام  فلسفه در آسیا برگزار کنیم که متاسفانه به علت کمبود بودجه نتوانستیم این کار را انجام دهیم و کشور هندوستان عینا همین موضوع را انتخاب کرد و اسفندماه این کنگره را برگزار می‌کند.
 
وی در ادامه تصریح کرد: در کنگره سال آینده قصد داریم تا از صاحبنظران و فلاسفه مهم و برجسته بین‌المللی دعوت کنیم و در سطح داخلی نیز از صاحبنظران و اندیشمندان برجسته دعوت کنیم.
 
این استاد دانشگاه در خصوص این موضوع که موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران چه اقداماتی را در راستای اسلامی کردن علوم انسانی صورت داده، تصریح کرد: این دغدغه اسلامی کردن، دغدغه ما هم بوده است. موسسه تمام پایان نامه‌های دانشگاهی در حوزه فلسفه را قبل و بعد از انقلاب گردآوری کرده و مورد مطالعه و بررسی قرار داده تا دریابد که تا چه حد این پایان‌نامه‌ها با نیازها و سنتهای ما همخوانی داشته است.
 
وی افزود: بنده اهتمام خاصی به فلسفه اسلامی داشته و دارم. باید در نظر داشت که کار دانشگاه انتقال هویت است. هویت فرهنگی ایران بسیار مهم و شناخته شده است. ما در حوزه غرب شناسی نیاز به کارهای عمیق داریم و نه سطحی. همچنین در حوزه مطالعات اسلامی نیز باید عمق مورد توجه باشد. شناخت ما از غرب عمقی نیست و مقطعی است و لذا به غرب شناس نیاز داریم.
مؤسسۀ پژوهشي حكمت و فلسفۀ ايران در شاخۀ فلسفۀ غرب دانشجوی دکترا می‌گیرد
 
مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران براي نيمسال اول سال تحصيلي 90 – 1389  در شاخۀ فلسفۀ غرب
از طریق ازمون کتبی و مصاحبۀ حضوری دانشجوی دکترا می‌گیرد.
 
تاريخ آزمون روزهاي پنج‌شنبه 26 فروردين و جمعه 27 فروردين 1389 ( ساعت 9 تا 13) است.
 
شرايط شركت در آزمون داشتن سن كمتر از 35 سال در هنگام ثبت نام، داشتن كارشناسي ارشد در رشتۀ فلسفه يا فلسفۀ اسلامي، دارا بودن مدرك تافل با نمرۀ حداقل 15 (از 20) و قبولي در امتحان كتبي و شفاهي (حداقل نمرۀ قبولي در هر درس 12 و حداقل ميانگين كل نمرۀ كتبي 14 است) هستند.
 
در این دوره حداكثر 5  و حداقل 3  نفر واجد شرايط گزينش خواهند شد. كساني كه در امتحان كتبي قبول شوند اسامي آنها تا دو برابر ظرفيت (6 تا 10 نفر) اعلام مي‌شود و از ميان آن‌ها پذيرفته‌شدگان نهايي بعد ازاخذ امتحانات شفاهي و مصاحبۀ علمي اعلام خواهد شد.
 
آشنايي با زبان اصلي مربوط به موضوع رساله براي گذراندن رساله الزامي است. در این میان كساني كه زبان خارجي آنها آلماني يا فرانسوي است، مي‌توانند امتحان خود را در اين زبانها بدهند.
 
علاوه بر این مؤسسه در قبال تأمين مسائل رفاهي (بيمه، خوابگاه و وام) مسئوليتي ندارد. همچنین پذيرفته‌شدگان بايد سه روز به‌طور تمام وقت در مؤسسه حاضر باشند.
 
مواد و ضرايب امتحان؛ امتحان كتبي فلسفۀ غرب (ضريب 3)، امتحان كتبي فلسفۀ اسلامي (ضريب 1)، ترجمه و تفسير متني در فلسفۀ غرب از زبان انگليسي يا هر يك از زبان‌هايي كه داوطلب در فرم ثبت‌نام خود، آن را در اولويت قرار داده‌است (در سطح كتاب نقد عقل محض كانت) (ضريب 3)، ترجمه و تفسير متني در فلسفۀ‌اسلامي از زبان عربي (در سطح كتاب نهايه‌الحكمه علامه طباطبايي) (ضريب 1) هستند.
 
مدارك مورد نياز برای ثبت نام به قرار زیر هستند:
1. مدرك TOEFL، IELTS، TOLIMO يا هر يك از مدارك معتبر زبان مورد تأييد دانشگاه‌ها و سازمان سنجش (بديهي‌ست عدم ارائۀ مدرك تافل موجب ابطال تمامي مدارك خواهد شد.). آن‌دسته از داوطلباني كه فاقد مدرك زبان هستند، براي اخذ مدرك از هريك از دانشگاه‌هاي تهران، تربيت‌مدرس و ... تا قبل از اتمام تاريخ ارسال مدارك اقدام كنند؛
2. يك نسخه از تصوير شناسنامه از تمامي صفحات؛
3. تصوير كارت ملي؛
 4.  تصوير مدرك كارشناسي ارشد؛
5. چهار قطعه عكس 4*3 تمام رخ با ذكر مشخصات در پشت آنها؛
6. فيش بانكي به مبلغ صد و پنجاه هزار ريال كه به نام متقاضي در وجه مؤسسۀ پژوهشي حكمت و فلسفۀ ايران نزد بانك مركزي به شماره حساب 1423 خزانه، تحت عنوان «تمركز وجوه درآمد اختصاصي» واريز شده باشد؛
7. سوابق علمي متقاضي؛
 8. تكميل فرم درخواستي (كه در روزنامة كثيرالانتشار چاپ مي‌شود و در مؤسسه و سايت آن نيز موجود است.)
 
مدارك بايد تا تاريخ 28 اسفند 1388 با پست سفارشي به نشاني مؤسسه ارسال شوند.
 
تاريخ آزمون روزهاي پنج‌شنبه 26 فروردين و جمعه 27 فروردين 1389 ( ساعت 9 تا 13) است.
 
كارت ورود به جلسة آزمون روز قبل از برگزاري آزمون در طول ساعت اداري (8 صبح الي 16) در محل مؤسسه توزيع خواهد شد. بديهي است داوطلبان بايد شخصاً و با در دست داشتن كارت شناسايي براي دريافت كارت ورود به جلسه مراجعه کنند.
 
محل برگزاري مؤسسۀ پژوهشي حكمت و فلسفۀ ايران به‌نشاني تهران، خ. ولي‌عصر، خ. نوفل‌لوشاتو، خ آراكليان، شمارۀ 4، است.
 
 
علاقه‌مندان برای کسب اطلاع بیشتر می‌توانند با شمارۀ تلفن 66952034 تماس بگیرند.
نمونه سؤالهای دورۀ اول آزمون دکترای فلسفۀ غرب در مؤسسه
 
 
آزمون ورودي دكتري فلسفة غرب
دورة اول: تاريخ 28/04/1383
 
سئوال فلسفة غرب:
به دو سئوال زير پاسخ دهيد:
 
1- دربارة پديدارشناسي (Phenomenology) به موارد ذيل پاسخ دهيد:
الف- معناي Phenomen (پديدار) را در فلسفه‌هاي افلاطون، كانت، هگل شرح داده با معناي آن در فلسفه هوسرل مقايسه كنيد.
ب- پديدارشناسي در فلسفة هگل چه تفاوتي با پديدارشناسي در فلسفة هوسرل دارد؟
ج- پديدارشناسي نزد هوسرل چه تفاوتي با Phenomenalism نزد هيوم دارد؟
د- در پديدارشناسي هوسرل، شعار «به سوي خودِ اشياء» چه جهات سلبي مورد نظر بوده
است و از جهت ايجابي هوسرل چگونه مي‌خواهد فلسفه را تجديد كند؟
 
 
2- نوميناليزم (Nominalism) را در فلسفة قرونِ وسطي و فلسفة جديد شرح دهيد.
 
زمان امتحان: دوساعت ونيم
 
 
آزمون ورودي دكتري فلسفة غرب
دورة اول: تاريخ 29/04/1383
سئوال فلسفة اسلامي
 
وقتي در فلسفة اسلامي به عنوان يك قاعده گفته مي‌شود: «وجود بر ماهيت عارض است»،
1-  مقصود كدام معناي عروض است؟
2- معناي مختلف عرض و عرضي در فلسفة اسلامي كدامند؟
3- آيا به نحوي مي‌توان گفت كه ماهيت هم بر وجود عارض است؟
4- با اين قول اصالت ماهيت اثبات مي‌شود يا اصالت وجود؟
5- اه‍ّم براهين زيادت وجود بر ماهيت چيست؟
6- با توجه به اين‌كه اين قاعده در فلسفة يوناني صراحتاً نبوده، چرا در فلسفة اسلامي طرح    شد؟
7- چرا  ابن رشد بر اين قول ايراد مي‌گيرد؟
8-  اشكال قول سهروردي در حكمه‌الاشراق داير بر «عدم زيادت وجود بر ماهيت در خارج» چيست؟
 

زمان آزمون: دو ساعت

گزارش کتاب مثنوی معنوي از نگاهي ديگر
 
سيد علي محمد سجادي
يازده ص مقدمه +530 ص متن
مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران
                             
در ميان شاعران و عارفان پارسي‌گوي شايد هيچ‌كدام همانند مولانا جلال‌الدين بلخي رومي از اقبال عام و فراوان برخوردار نبوده است. آثارش به ويژه مثنوي معنوي به زبان‌هاي بسياري ترجمه شده است و شرح‌هاي بسياري نيز بر آن به نگارش درآمده است. شخص مولانا مثنوي خود را قرآن پارسي خوانده است هم به دليل بهره‌گيري مستقيم از آيات قرآن و هم به دليل در نظر گرفتن سعادت معنوي در سراسر متن آن كه مقصود قرآن هم بوده است.
 
سال گذشته كه در سراسر جهان و به ويژه  ايران اسلامي، نشست‌ها و همايش‌هايي به ياد مولانا برگزار گرديد، كتاب‌ها، دست‌نويس‌ها و مقاله‌هاي بسياري نيز در اين ارتباط به چاپ رسيد. شش پيش همايش كه به همت مؤسسة پژوهشي حكمت و فلسفة ايران در شهرهاي گوناگون ميهن‌مان برگزار شد، هم اكنون مقالات ارائه شده در آنها در شش دفتر مستقل در انتشارات همين مؤسسه به چاپ رسيده است.
 
نيز كتابي با عنوان مثنوي معنوي از نگاهي ديگر به قلم دكتر سيد علي محمد سجادي، استاد دانشگاه شهيد بهشتي، در همين مؤسسه به مناسبت سال مولانا به چاپ رسيد كه اينك گزارشي از آن در پي مي‌آيد.
 
نويسنده در آغاز ميزان مؤانست خود را در دوران زندگي خويش با مثنوي معنوي و بهره‌مند شدن  از آثار مولانا‌‌پژوهان ايراني همانند بديع‌الزمان فروزانفر و سيد جعفر شهيدي را خاطر نشان مي‌كند. وي با نقل سخني از شادروان فروزانفر بر اين نكته تأكيد مي‌كند كه مثنوي معنوي همانند قرآن از آموزه‌هاي ديني، اخلاقي و اجتماعي بهره‌مند است اما اين آموزه‌ها به نحو مستقل از يكديگر طرح نشده است و پيوند دروني ميان آنها وجود دارد هرچند در ظاهر در جاهاي گوناگوني بازگويي شده باشند. 
 
با بيان اين نكته روشن مي‌گردد كه دكتر سجادي كوشيده است شيوه‌اي تعليمي در اثر پژوهشي خود براي خوانندگان ارائه كند و پيوند ميان اشعار گوناگون مثنوي را باز نمايد.
 
پس از مقدمه‌، سه بخش اصلي كتاب عبارتند از:
1. گسست و پيوست
2. فراز و فرود
3. گريز و گزير
 
همانطور كه حجم اثر نيز از آن حكايت دارد 349 صفحه به بخش گسست و پيوست اختصاص يافته است كه بخش اصلي كتاب به شمار مي‌آيد. در بخش گسست و پيوست پژوهشگر محترم كوشيده است تا پيوند ابيات گوناگون در مثنوي را به‌ويژه در مواردي كه ظاهراً پيوندي وجود ندارد نشان دهد. براي نمونه پيوند هجده بيت نخستين با ابياتي كه پس از آنها مي‌آيد.
 
در بخش فراز و فرود كوشش بر آن بوده است تا گام نهادن ناگهاني مولانا از وادي مثنوي به ديار عاشقانة غزل بررسي گردد. در بخش گريز و گزير شش مطلب ذيل بررسي مي‌شود: استدراك از سر هوشياري، سكوت ناخواسته، روزنه‌هاي اميد، سبب‌سازي و سبب‌سوزي، عنايت بي‌علت، و از خود رستگان و به حق پيوستگان.
 
گزارش از محمد جواد اسماعیلی
نگاهی به کتاب الفائق في اصول‌الدين
 
كتاب الفائق في اصول‌الدين اثر ركن‌الدين بن الملاحمي الخوارزمي، تحقيق ويلفرد مادلونگ و مارتين مكدرموت از سوی مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران و مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه آزاد برلين منتشر شده است.
 
در ميان متكلمان اسلامي، معتزليان در كنار شيعيان به عدليه يا كساني كه عدل را در زمرة اصول اعتقادي خود قلمداد كرده‌اند، شهرت يافته‌اند. چهار اصل ديگر اعتقادي معتزليان عبارتند از: توحيد، وعد و وعيد، امر به معروف و نهي از منكر، و منزله بين المنزلتين. در برابر معتزليان، متكلمان اشعري قرار دارند كه مي‌توان ايمان‌باوري و ظاهر‌گرايي را مبناي آموزه‌هاي اعتقادي آنان دانست.
 
كتابي كه اكنون به علاقه‌مندان و پژوهشگران قلمروي مطالعاتي فلسفه و كلام اسلامي معرفي مي‌گردد، به قلم ركن‌الدين بن ملاحمي خوارزمي (درگذشته 536ه‍/1141م) است كه نويسنده‌اي معتزلي به شمار مي‌آيد.
 
 كتاب الفائق في اصول الدين، كه براي نخستين بار تصحيح و چاپ شده است، تنها متن كامل دربارة عقايد آخرين مكتب كلامي معتزلي است كه چهار سال پيش از مرگ نويسنده به نگارش درآمده است. وي كه از معاشران زمخشري، مفسر مشهور قرآن، بوده است، افزون بر اين اثر، كتابي با عنوان تحفه المتكلمين في الرد علي الفلاسفه به نگارش درآورده كه از عنوان آن چنين برمي‌آيد كه در ردّ انديشه‌هاي فيلسوفان باشد و نسخة خطي آن موجود است. ديگر اثر ملاحمي، شرحي است بر كتاب المعتمد في اصول الدين نوشتة ابوالحسين بصري. مصححان اين كتاب عبارتند از  ويلفرد مادلونگ و مارتين مكدرموت.
 
 ويلفرد مادلونگ، كه پيشتر كتاب جانشيني حضرت محمد(ص) وي جايزة كتاب سال جمهوري اسلامي ايران را به خود اختصاص داده بود، در زمرة پژوهشگران كلام اسلامي به شمار مي‌آيد، كه افزون بر كتاب ياد‌شده، دو كتاب ديگر وي مكتبها و فرقه‌هاي اسلامي در سده‌هاي ميانه با ترجمة جواد قاسمي و فرقه‌هاي اسلامي با ترجمة ابوالقاسم سرّي به پارسي انتشار يافته است.
 
مارتين مكدرموت ديگر مصحح كتاب، رسالة دكتري خود را سالها پيش زير نظر مادلونگ گذرانده است و پيشتر كتابي از وي با عنوان انديشه‌هاي كلامي شيخ مفيد با ترجمة احمد آرام به پارسي انتشار يافته است.
 
 مصححان، سه نسخة خطي برجاي مانده از كتاب الفائق را از يمن فراهم آورده‌اند و مراتب سپاس خود را از مسئولان يمني كه اين نسخه‌ها را براي تصحيح در اختيارشان گذارده‌اند، و نيز از جورج قنواتي، رضوان السيد، احسان عباس و زابينه اشميتكه اظهار كرده‌اند. افزون بر متن كتاب كه ششصد و سي صفحه است، مقدمه‌اي به انگليسي از مصححان در باب زندگي و انديشه‌هاي ملاحمي قرار دارد كه دكتر نصرالله پورجوادي آن را به پارسي ترجمه كرده است.
 
فهرستي بيست و پنج صفحه‌اي در پايان كتاب از اعلام، فرق و مذاهب، كتاب‌ها، جاي‌ها و آيات قرآني، خواننده را به مضمون كتاب بيشتر رهنمون مي‌سازد.
مكتب‌ جاودان‌ خرد
 
گفتگو‌ با دكتر غلامرضا اعواني
 
اشاره: سنت گرايان هر روز طنين تازه اي در جهان انديشه مي‌يابند . اين سنت فكري كه يك ريشه در عرفان ايراني دارد و ريشه ديگر در انديشه معنوي جهاني، توانسته متفكران معروفي را در باشگاه خود ، ثبت نام نمايد . آنچه در پي مي‌آيد، تصويري است شفاف و نمايي است نزديك از انديشه و سلوك سنت‌گرايان در گفت و گو با رئيس انجمن حكمت و فلسفه ايران.
 
*به‌ نظر شما چه‌ چيزي‌ سنت‌گرايان‌ را از جريان‌هاي‌ مخالف‌ تجدد كه‌ در پي‌ رجوع‌ به‌ گذشته‌ نيز هستند، جدا مي‌سازد؟
 
- مخالفت‌ سنت‌گرايان‌ با تجدد، يك‌ مخالفت‌ عاطفي‌ و رواني‌ و واكنشي‌ نيست‌، بلكه‌ بر مبناي‌ نگرشي‌ معرفتي‌ و الهي‌ است‌ و بنابراين‌ اينجا تعريف‌ «سنت‌» يك‌ تعريف‌ خاص‌ است‌، غير از آنچه‌ ما در فارسي‌ سنت‌ مي‌ناميم‌. سنتي‌ كه‌ اينجا مراد است،‌ راه‌ انبيا و حكما و عرفاست؛ بنابراين‌ چه‌ بسا نسبت‌ به‌ معنايي‌ كه‌ در فارسي‌ به‌ كار مي‌رود، نوعي‌ سنت‌‌شكني‌ هم‌ آنجا كه‌ در برابر خرافات‌ قرار مي‌گيرند، باشد. «سنت‌» مبتني‌ بر يك‌ نوع‌ ديدگاه‌ الهي‌ و يك‌ نوع‌ متافيزيك‌ به‌ معني‌ دقيق‌ كلمه‌ به‌ معني‌ الهي‌ است‌ و به‌ تعبير هندوان‌ مبتني‌ بر «جنانا»، يعني‌ معرفت‌ حقيقي‌ الهي‌ است، نه‌ اينكه‌ دشمني و غرضي‌ داشته‌ باشد؛ يعني‌ مبتني‌ بر ديدي‌ كه‌ شايسته‌ انسان‌ است‌، در اين‌ هستي‌ وظيفه‌اي‌ دارد و بيهوده‌ خلق‌ نشده‌ است‌.
 
روح‌ انسان‌، نطق‌، اراده‌‌ و عقل‌ انساني،‌ الهي‌ است‌ و از اين‌ جهت‌ از ديگر موجودات متمايز است‌. عقل‌، بدون‌ حقيقت‌ بي‌معني‌ است‌. عقل‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ حقيقت‌ مطلق‌ برسد و مي‌رسد و اين‌ توانايي‌ را دارد و اراده‌اي‌ هم‌ دارد كه‌ ممتاز به‌ اختيار است‌ و اختياري‌ كه‌ مبتني‌ بر عقل‌ است‌ كه‌ آن‌ حقيقتي‌ را كه‌ عقل‌ يافته،‌ انتخاب‌ كند. در تمام‌ دوره‌ها، فرهنگ‌ها و سنت‌ها بزرگاني‌ بوده‌اند كه‌ به‌ اصل‌ و حقيقت‌ رسيده‌اند و اصل‌ را از فرع‌، مطلق‌ را از مقيد، «اَتما» را از «مايا»، حق‌ را از باطل‌، واجب‌ را از ممكن‌، (هر جور كه‌ تعبير كنيم‌) تشخيص‌ داده‌اند. اين‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ اصل‌ كل‌، اساس‌ هر چيز است‌ و انسان‌ بدون‌ اين‌ وصول‌، هيچ‌ است‌؛ يعني‌ اگر به‌ هر وجود نسبتي‌ برسد، اما به‌ آن‌ حقيقت‌ مطلق‌ نرسد، در واقع‌ وجود انساني‌ خود را كشف‌ نكرده‌ است‌. در تمدن‌هاي‌ سنتي‌ سخنگوياني‌ وجود داشته‌اند كه‌ به‌ آن‌ اصل‌ رسيده‌اند و بيانش‌ كرده‌اند.
 
حالا اگر كسي‌ به‌ آن‌ اصل‌ نرسد و وجود و حقيقت‌ نسبي‌ را بپذيرد (آنچه‌ كه‌ امروزه‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌)، حقيقت‌ است،‌ ولي‌ نسبي‌ است؛‌ مانند رياضي‌ كه‌ معرفت‌ است، اما حقيقت‌ مطلقي‌ كه‌ وراي‌ آن‌ حقيقتي‌ نباشد، نيست‌. حالا كسي‌ حقيقت‌ مطلق‌ را انكار كند يا توجه‌ نداشته‌ باشد، يا به‌ حقيقت‌ نسبي‌ توجه‌ كند يا بين‌ حقيقت‌ مطلق‌ و حقيقت‌ نسبي‌ خلط‌ كند، دچار اشتباه‌ بزرگي‌ شده‌ است‌. ممكن‌ است‌ اين‌ اشتباه‌ را يك‌ فرد انجام‌ داده‌ باشد يا يك‌ دنيا، تفاوت‌ نمي‌كند؛ اين‌ تشخيص‌ و تميز مهم‌ است‌ و تمام‌ وجود و كمال‌ انسان‌ و شأن‌ او در همين‌ است‌.
 
* ريشه‌هاي‌ «حكمت‌ خالده‌» در كجاست‌ و چه‌ نسبتي‌ با فلسفه‌هاي‌ مختلف‌ دارد؟
 
- «حكمت‌» همان‌ علم‌ يقيني‌ و علم‌ مبادي‌ است‌. فرق‌ علم‌ و حكمت‌ اين‌ است‌ كه‌ علم‌ هيچ‌ گاه‌ به‌ مبادي‌ توجه‌ نمي‌كند و هميشه‌ در مظاهر است،‌ درحالي‌ كه‌ شأن‌ انسان‌ رسيدن‌ به‌ مبادي‌ كلي‌ و مبادي‌ هستي‌ است؛ چه‌ از راه‌ استدلال‌، چه‌ از راه‌ شهود و... حكمت‌ هم‌ مطلق‌ و مقيد دارد؛ به‌ عنوان‌ مثال‌: حكمت‌ ارسطو، حكمت‌ است؛ اما مقيد است‌؛ يعني‌ اصولي‌ را فرض‌ مي‌كند كه‌ به‌ همانها محدود مي‌شود و ديگر مقيد نيست‌. نظريه‌ «حكمت‌ جاويدان‌» اصلاً در فلسفه‌ غرب‌ مطرح‌ نشده‌‌ و اساس‌ اديان‌ و حكمت‌هاي‌ شرقي‌ است‌ و زماني‌ در غرب‌ هم‌ وجود داشته‌ و تا دوره‌اي‌ سخنگوياني‌ هم‌ داشته، اما حالا رها شده‌ است‌. حكمت‌ جاويدان‌ در شرق‌ ظهور بيشتري‌ داشته‌ و پيدايش‌ اديان‌، در دوره‌اي‌ اتفاق‌ افتاده‌ كه‌ دوره‌ حكمت‌ خالده‌ بوده‌ است‌.
 
اساس‌ دين‌، حقيقت‌ دين‌ و لب لباب‌ دين‌، حكمت‌ است‌. در قرآن‌ هم‌ بيشتر وقتها لفظ‌ كتاب‌ با حكمت‌ آمده‌ است‌:«و يعلمهم‌ الكتاب‌ و الحكمه‌». اين‌ حكمت‌ همه‌ جا سخنگوياني‌ داشته‌ است‌: در غرب‌ مثل‌ افلاطون‌، مايستر اكهارت‌ و به‌ نحوي‌ توماس‌ اكوييني‌ و در شرق‌ امثال‌ شنكره‌، لائوتسه‌، مولانا، ابن‌ عربي‌ و... ولي ما نبايد حكمت‌ خالده‌ را به‌ فلسفه‌ محدود كنيم‌. باطن‌ دين‌ هم‌ حكمت‌ است‌؛ بنابراين‌ سنت‌گرايان‌ از دين‌ خالده (Religio prennis) هم‌ صحبت‌ مي‌كنند؛ يعني‌ عناصري‌ در دين‌ وجود دارد كه‌ حكمي‌، مطلق‌ و الهي‌ است‌ و بنابراين‌، جاودانه‌ است؛‌ چنان‌ كه‌ وجود انسان‌ نيز بهره‌اي‌ از آن‌ جاودانه‌ است‌ و جاودانگي‌ دارد. جسم‌ ما نه‌، بلكه‌ آن‌ حقيقت‌ الهي‌ ما جاودانگي‌ دارد. در حديث‌ هم‌ آمده‌ كه انسان براي‌ جاودانگي‌ خلق‌ شده‌ است‌ نه‌ براي‌ فنا. اين‌ حكمت‌ جاويدان‌ در دوره‌ جديد مورد نفي‌ قرار گرفته‌ است‌. آنچه‌‌ لايب‌ نيتز به‌ عنوان‌ «فلسفه‌ جاويدان‌» اصطلاح‌ كرده‌ است‌، به‌ طور دقيق‌ با آنچه‌ سنت‌گرايان‌ مي‌گويند، يكي‌ نيست؛ بيشتر جنبه‌ فلسفي‌ دارد. اگر چه‌ بي‌ربط‌ هم‌ نيست‌؛ بنابراين‌ سنت‌گرايان‌ متافيزيك‌ را به‌ يك‌ معني‌ بسيار عام‌ مي‌گيرند، غير از آنچه‌ ما متافيزيك‌ غربي‌ مي‌گوييم‌. متافيزيك‌ حقيقي‌ را همان‌ حكمت‌ جاويدان‌ مي‌گيرند كه‌ در اساس،‌ الهي‌ است‌ و نبايد آن‌ را طوري‌ تفسير كنيم‌ كه‌ با متافيزيك‌ غربي‌ يكي‌ شود. از اين‌رو وقتي هايدگر از مرگ‌ متافيزيك‌ سخن‌ مي‌گويد، با اين‌ مابعدالطبيعه‌ كه‌ سنت‌گرايان‌ خود را احيا كننده‌ آن‌ مي‌دانند و همين‌ طور هم‌ هست‌، تفاوت‌ دارد؛ اين‌ حكمت‌ جاويدان‌ است‌.
 
حكمت‌ جاويدان‌ مظاهر و ظهورهايي‌ دارد. اين‌ حكمت‌، بعد از دكارت‌ در فلسفه‌ غرب‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ سخنگوياني‌ نداشته‌ و علتش‌ هم‌ معلوم‌ است‌؛ زيرا حكمت‌ جاويدان‌ با عقل‌ كلي‌ الهي‌ ارتباط‌ دارد كه‌ در غرب‌ بعد از دكارت‌ تنها عقل‌ جزئي‌ وجود دارد و نيز با باطن‌ دين‌ و وحي‌ سر و كار دارد كه‌ فلسفه‌ جديد، وحي‌ را از خود دور كرده‌‌ و بنابراين‌ حكمت‌ هم‌ مورد خدشه‌ قرار گرفته‌ است‌.
 
*«حدت‌ متعالي‌ اديان‌» در نظر سنت‌گرايان‌ چه‌ نسبتي‌ با انواع‌ پلوراليسم‌ دارد؟
 
- وقتي‌ مي‌گوييم‌ «متعالي‌»، يعني‌ وحدت‌ الهي‌ اديان؛ اما پلوراليسم‌ مبتني‌ بر سكولاريسم‌ و حاصل‌ مدرنيته‌ و يك‌ مسئله‌ سياسي‌ و فرهنگي‌ است‌ و درست‌ در مقابل‌ آن‌ وحدت‌ متعالي‌ قرار دارد. اين‌ وحدت‌ در اساس‌ الهي‌ است‌ و بنابراين‌ وقتي‌ سنت‌گرايان‌ از وحدت‌ متعالي‌ اديان‌ سخن‌ مي‌گويند ، دين‌ را در وجه‌ الهي‌ مي‌بينند و آن‌ باطن‌ دين‌ و اصيل‌ترين‌ و نابترين‌ وجه‌ آن‌ را مشاهده‌ مي‌كنند؛ اما آنهايي‌ كه‌ صحبت‌ از پلوراليسم‌ مي‌كنند، برداشت‌ ظاهري‌ از دين‌ دارند.
 
سنت‌گرايان‌ معتقدند كه‌ دين‌ به‌ طور كلي‌ دو وجه‌ دارد؛ يك‌ وجه‌ الهي‌ يالدي‌ الحقي‌ دارد كه‌ اگر نباشد اصلاً دين‌ نيست‌. يك‌ طرف‌ دين‌ خداوند است‌، اتصال‌ و ارتباط‌ انسان‌ با حضرت‌ حق‌ است‌ و وحي‌ ريسماني‌ است‌ كه‌ خداوند فرستاده‌ تا انسان‌ از آن‌ بالا رود و به‌ دروني‌ترين‌ اعماق‌ دين‌ راه‌ پيدا كند. جنبه‌ ديگر، ظاهر دين‌ است‌. از جهت‌ ظاهر، اديان‌ مختلف اند؛ اما در عين‌ تكثر كه‌ لازم‌ اديان‌ است‌، چنان‌ كه‌ هيچ‌ دو انساني‌ شبيه‌ به‌ هم‌ نيستند، اما در حقيقت‌ آدمي‌ همه‌ مشتركند، در باطن‌ و حقيقت‌ خود وحدت‌ دارند؛ يعني‌ اصول‌ مشتركي‌ دارند كه‌ يكي‌ از آنها تميز دادن‌ حق‌ از باطل‌ است‌ و دوم‌ راه‌ وصول‌ به‌ حقيقت‌ مطلق‌ است‌ و هيچ‌ ديني‌، دين‌ نيست‌ مگر اينكه‌ راهي‌ دارد كه‌ مي‌تواند انسان‌ را به‌ حقيقت‌ مطلق‌ برساند و بزرگاني‌ كه‌ در اين‌ اديان‌ بودند، بزرگترين‌ دليل‌ بر حقانيت‌ آنهاست‌.
 
*چگونه‌ است‌ كه‌ به‌ قول‌ گنون‌ «زبان‌ سنت‌ و متافيزيك‌ سمبليك‌ است‌ و غير از اين‌ هم‌ نمي‌تواند باشد»؟
 
- بله، راه‌ بيان‌ حقيقت‌ جز سمبل‌ نمي‌تواند باشد. حقيقت،‌ مطلق‌ و نامتناهي‌ است‌ و انسان‌ و زبان‌ و الفاظش متناهي‌ است‌؛ پلي‌ زدنِ بين‌ نامتناهي‌ و متناهي‌ و مطلق‌ و مقيد جز با سمبليسم‌ و رمز امكان‌ ندارد. حقيقت‌ مطلق‌ چيزي‌ نيست‌ كه‌ به‌ سادگي‌ به‌ زبان‌ بيايد. وقتي‌ يك‌ چيز ديگري‌ ظاهر شد ، ظهور او عين‌ او نيست‌؛ اما غير او هم‌ نيست؛ به‌ عنوان‌ مثال‌ نور كه‌ در معني‌ غير مقيد است،‌ ظهورش‌ مقيد مي‌شود؛ بنابراين‌ وقتي‌ يكي‌ از مظاهر نور را ببينيد، اگر بگوييد كه‌ تمام‌ نور است،‌ درست‌ نيست‌ و اگر هم‌ بگوييد غير از نور است،‌ اين‌ هم‌ درست‌ نيست؛ اما مي‌توانيم‌ مظهر را رمزي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ حقيقت‌ نور قرار دهيم‌. حقيقت‌ نور، فيزيكي‌ نيست،‌ بلكه‌ يك‌ اصل‌ وجودي‌ الهي‌ دارد و صفت‌ حق‌ است.‌ وقتي‌ مي‌گوييم‌: «اللّه‌ نور السماوات‌ و الارض‌»، آن‌ نور حقيقي‌ و مطلق‌ حضرت‌ حق‌ است؛‌ اما اين‌ نور در تمام‌، مراتب‌ پيدا مي‌كند و تا مرتبه‌ فيزيكي‌ مي‌آيد كه‌ نور خورشيد و چراغ‌ و... مي‌شود. پس‌ نور فيزيكي‌ هم‌ بيان‌ آن‌ نور مطلق‌ در مرتبه‌ پايين‌ است. مظهر ديگر نور، علم‌ است؛ چنان‌ كه‌ در حديث‌ است‌: «العلم‌ نور يقذفه‌ اللّه‌ في‌ قلب‌ من‌ يشاء» علم‌ حقيقي‌ به‌ آن‌ نور مطلق‌ نزديك‌تر است‌، باز به‌ اين‌ هم‌ محدود نمي‌شود، نورِ عالمِ روح‌، نورانيت‌ بيشتري‌ دارد و حقيقت‌ تمام‌ اينها حضرت‌ حق‌ است‌.
 
ما راهي‌ جز اين‌ نداريم‌ كه‌ اين‌ تجلي‌ها را رمزي‌ براي‌ حقيقت‌ قرار دهيم‌. بنابراين‌ زبان‌ حكمت،‌ زبان‌ رمز است‌ و حكمت‌ جاويدان‌ راه‌ رمز است‌. اين‌ را حكماي‌ ما هم‌ تصريح‌ كرده‌اند؛ مثل‌ سهروردي‌ كه‌ بين‌ انواع‌ حكمت‌ تفاوت‌ قائل‌ مي‌شود: حكمت‌ تألهي‌، حكمت‌ ذوقي‌ و حكمت‌ بحثي‌. در حكمت‌ بحثي رمز وجود ندارد؛ اما حكمت‌ الهي‌ فقط‌ مبتني‌ بر رمز است‌ با اينكه‌ هر دو حكمت‌اند. حكماي‌ متأله‌ رمز آگاه‌ هستند و هستي‌ را به‌ طور رمزي‌ بيان‌ مي‌كنند، در حالي‌ كه‌ ديگري‌ رمز را انكار مي‌كند.
 
به‌ نظر مي‌رسد كه‌ سنت‌گرايان‌ وقتي‌ قرون‌ وسطي‌ يا قرون‌ چهارم‌- پنجم‌ اسلامي‌ را به‌ عنوان‌ عصر طلايي‌ سنت‌ معرفي‌ مي‌كنند، نقاط‌ ضعفي را‌ كه‌ موجب‌ فروپاشي‌ اين‌ دورانها و پديد آمدن‌ تجدد شد، ناديده‌ مي‌گيرند.
 
اين‌ ديدي‌ است‌ كه‌ در غرب‌ وجود دارد و سنت‌گرايان‌ به‌ اين‌ تقسيمات‌ توجه‌ زيادي‌ نمي‌كنند؛ يعني‌ قرون‌ وسطي‌ نزديك‌ به‌ سنت‌ است‌ و عين‌ سنت‌ نيست‌ و علت‌ فروپاشي‌ آن‌ نيز همين‌ بوده‌ است‌. ما نبايد سنت‌ را به‌ قرن‌ چهارم‌ و پنجم‌ و... مقيد كنيم. اصلاً حكمت‌ جاويدان‌ زمان‌ و مكان‌ نمي‌شناسد. در گذشته‌هاي‌ دور مثل‌ عصر وحي‌ و عصر پيامبران‌ اين‌ حكمت‌ خالده‌ بيشتر بود؛ بنابراين‌ ما نبايد طوري‌ تعريف‌ كنيم‌ كه‌ تنها شامل‌ قرون‌ وسطي‌ بشود. قرون‌ وسطي‌ سخنگوياني‌ داشت،‌ اما در دوران‌ جديد سخنگويي‌ ندارد. دوره‌ها بر اساس‌ سخنگوياني‌ كه‌ داشته‌ يا نداشته‌ باشند، دور و نزديك‌ مي‌شوند. در گذشته‌ هميشه‌ سخنگوياني‌ وجود داشتند؛ اما‌ در دوران‌ جديد وجود ندارد. حتي‌ در درون‌ خود اديان‌ هم‌ ممكن‌ است‌ سخنگويي‌ نباشد، مثل‌ پروتستانيسم‌ كه‌ با اينكه‌ دين‌ است،‌ ديگر از جنبه‌ ولايت‌ الهي‌ كه‌ اصل‌ دين‌ است،‌ تهي‌ مي‌شود و بشري‌ مي‌شود. حكمت‌ خالده‌ معيار دارد كه‌ هر جا باشد، سخنگو پيدا مي‌كند و مورد توجه‌ قرار مي‌گيرد.
 
* در پايان‌ توضيحي‌ درباره‌ اهميت‌ و جايگاه‌ سنت‌گرايان‌ در جهان‌ امروز بدهيد.
 
- سنت‌گرايان‌ كه‌ بيشتر هم‌ مسلمان‌ بوده‌اند، در عين‌ حال‌ تمام‌ اديان‌ را مورد توجه‌ قرار داده‌اند و به‌ شهرها و كشورهاي‌ مختلف‌ سفر كرده‌اند و بزرگان‌ همه‌ اديان‌ را ديده‌اند و متون‌ آنها را خوانده‌اند و مطالعه‌هاي‌ بسيار عميق‌ درون‌ ديني‌ و نه‌ برون‌ ديني‌ دارند. اين‌ خيلي‌ مهم‌ است؛ چون‌ ممكن‌ است‌ انسان‌ دين‌ را از برون‌ بخواند و هيچ‌ اعتقادي‌ هم‌ به‌ آن‌ نداشته‌ باشد. اين‌ دين‌شناسي‌ نمي‌شود و نخواندنش‌ بهتر از خواندنش‌ است؛‌ براي‌ آنكه‌ آن‌ را منحرف‌ مي‌كند.
 
مزيت‌ آنها اين‌ بوده‌ كه‌ تمام‌ اديان‌ را از درون‌ و از زبان‌ بزرگترين‌ سخنگويان‌ آنها مورد مطالعه‌ قرار داده‌اند و اين‌ به‌ يكي‌ از اصول‌ اسلام‌ كه‌ نبوت‌ باشد، نزديك‌ است‌. نبوت‌ علاوه‌ بر اعتقاد به‌ انبيا، فهم‌ رسالت‌ انبيا نيز‌ هست‌. اسلام‌ به‌ نبوت‌ انبيا هر جا باشند، اقرار دارد؛ ولي‌ پيش‌ از اقرار، بايد علم‌ باشد؛ آن‌ هم‌ نه‌ علم‌ بيروني،‌ بلكه‌ علم‌ دروني‌. انصافاً امثال‌ گنون‌، شووان‌، كوماراسوامي‌ و بوركهارت‌ اين‌ كار را بهتر از هر كس‌ ديگري‌ انجام‌ داده‌اند. من‌ مطالعه‌ ابوريحان‌ بيروني‌ را درباره‌ هند ناقص‌ مي‌دانم‌؛ براي‌ اينكه‌ يك‌ گزارش‌ كاملاً بيروني‌ است‌ و به‌ اعماق‌ اديان‌ هندو راه‌ نبرده‌ است‌، با اينكه‌ او شخصيت‌ بسيار بزرگي‌ است‌. دوره‌ بيروني‌ نزديك‌ به‌ عصر كسي‌ مثل‌ شنكره‌ بود‌ كه‌ آدم‌ بسيار عجيبي‌ است؛‌ يعني‌ بيروني‌ نمي‌توانست‌ گفتگويي‌ با او برقرار كند؛ چون‌ بيروني‌ دين‌ را از بيرون‌ مي‌ديد‌ و با اينكه‌ سالهاي‌ سال‌ آنجا بود،‌ به‌ اعماق‌ آن‌ راه‌ نبرد‌. كار سنت‌گرايان‌ از اين‌ جهت‌، دستاورد بسيار بزرگي‌ براي‌ ما و دنياي‌ امروز است‌؛ به‌ خصوص‌ براي‌ جهان‌ اسلام؛‌ چرا كه‌ به‌ دست‌ كساني‌ صورت‌ گرفته‌‌ كه‌ مسلمان‌ بوده‌اند.
 
نكته‌ دوم‌ هم‌ كه‌ بسيار مهم‌ است،‌ اينكه‌ چون‌ اينها از غرب‌ برخاسته‌اند، تمام‌ سنت‌ غرب‌ را از درون‌ به‌ خوبي‌ مي‌شناخته‌اند؛ با سنت‌ مسيحيت‌، سنت‌ يونان، سنت‌ فلسفه‌ جديد آگاهي‌ كامل‌ داشته‌اند و كتابهايشان‌ را مطالعه‌ مي‌كرده‌اند. مفتون‌ غرب‌ نبوده‌اند؛ نه‌ غرب‌ جديد، نه‌ غرب‌ قديم‌ و اين‌ مقولات‌ را خلط‌ نمي‌كردند. ما بسياري‌ را مي‌شناسيم‌ كه‌ به‌ سنت‌ و دين‌ گرايش‌ دارند؛ اما در باطن‌ شيفته‌ غرب‌ هستند و نتوانسته‌اند آن‌ حقيقت‌ غرب‌ را درك‌ كنند، غرب‌ هم‌ خودش‌ دريايي‌ است‌ و غرب‌شناسي‌ ساده‌ نيست‌. غرب‌شناسي‌ ما سطحي‌ است!‌ ما يك‌ فيلسوف‌ يك‌ مكتب‌ را مطالعه‌ مي‌كنيم‌ و فكر مي‌كنيم‌ غرب‌ همين‌ است‌ و بس‌! اين‌ سطحي‌ است؛ اما سنت‌گرايان‌ با فلاسفه‌ انس‌ داشته‌اند. شما كوماراسوامي‌ را ببينيد: تمام‌ متون‌ مقدس‌ دست‌ اول‌ سنسكريت‌ را خوانده‌ بود، با متون‌ اسلامي‌ آشنا بود، با هنر اسلامي‌ آشنا بود، زمين‌شناسي‌ را در لندن‌ خوانده‌ بود‌، با كانت‌ و سنت‌ توماس‌ خيلي‌ آشنا بود‌ و چنان‌ با افلاطون‌ آشنا بود‌ كه‌ وقتي اظهار نظري‌ درباره‌ افلاطون‌ مي‌كند، چنان‌ روح‌ افلاطون‌ متجلي‌ است‌ كه‌ من‌ بر بسياري‌ از اين‌ افلاطون‌ شناساني‌ كه‌ اصلاً روح‌ افلاطون‌ را درك‌ نكرده‌اند، صددرصد ترجيح‌ مي‌دهم؛ بنابراين‌ مثل‌ يك‌ ماكو مي‌تواند از بالاي‌ فلسفه‌ غرب‌ برود پايين‌ و از پايين‌ به‌ بالا و غرب‌ را مثل‌ كف‌ دست‌ خود مي‌شناخت؛‌ بنابراين‌ وقتي‌ كانت‌ را نقد مي‌كند، افلاطون‌ را مدح‌ مي‌كند، آنها را به‌ زبان‌ اصلي‌ خوانده‌ است‌ و در غرب‌شناسي‌ دچار نوعي‌ توهّم‌ نيست‌ و تمام‌ عالم‌ را، غرب‌ نمي‌داند و با شرق‌ و اديان‌ هم‌ تا حد زيادي‌ آشنايي‌ دارند.
"مجسطی" بطلمیوس مهمترین متن نجومی اسلامی است
 
دانشجوی دکتری دانشگاه تهران با اشاره به اینکه در دوره اسلامی سه رصدخانه بزرگ مراغه، سمرقند و استانبول فعالیت داشتند، مجسطی بطلمیوس را مهمترین متن نجومی دوره اسلامی معرفی کرد .
 
نشست "ابزارآلات نجومی در دوره اسلامی" با سخنرانی سجاد نیک‌فهم عصر سه‌شنبه 13 بهمن در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.
 
سجاد نیک فهم در ابتدای این نشست با اشاره به جغرافیای زمانی و مکانی بحث، گفت: دوره اسلامی از نظر جغرافیای مکانی از ماوراء النهر تا شمال آفریقا و جنوب اروپا را در بر می‌گیرد و از لحاظ زمانی نیز از قرن دوم هجری تا قرن نهم هجری را شامل می‌شود.
 
وی افزود: از آغاز دوره اسلامی، این حوزه با تمدنهای ایران باستان، هند باستان و یونان ارتباط داشته و از قرن هشتم هجری با چین و اروپا نیز ارتباط پیدا می‌کند. در میان این تمدنها سه تمدنی که بر نجوم دوره اسلامی تأثیر زیادی گذاشتند تمدنهای ایرانی، هندی و یونانی بودند.
 
وی تصریح کرد: تأثیر نجوم اسلامی از نجوم یونان ناشی از تأثیر احکامی یونانی و ترجمه مجسطی بطلمیوس در دوره خلافت هارون الرشید است. همچنین ترجمه زیج ارکند و ترجمه سند هند تأثیر زیادی بر نجوم دوره اسلامی داشته است. بعد از این تأثیرات است که شکل‌گیری سنت ثبت نتایج رصدی و محاسباتی را شاهدیم. مهم‌ترین متنی که بدین منظور تهیه شد، زیج نامیده می‌شد. این زیجها تحت حمایت حاکمان تألیف می‌شد و به رصدخانه توجه ویژه‌ای از سوی آنها صورت می‌گرفت.
 
وی افزود: باید توجه داشت برای رصدهای مربوط به زیج نیازی به رصدخانه نبوده و با ابزار نجومی از هر مکانی امکان رصد وجود داشته است. این در حالی است که برای تعیین مؤلفه‌های اصلی نجومی نیاز به رصدخانه داریم. مثلا برای تعیین جداول کواکب و رصدهای مربوط به تقویم نیاز به رصدخانه بوده است.
 
به گزارش مهر، او در ادامه خاطر نشان کرد: در دوره اسلامی سه رصدخانه بزرگ مراغه، سمرقند و استانبول را داریم. که مهمترین رصدخانه از این میان رصدخانه مراغه است. در واقع رصدخانه‌های سمرقند و استانبول مدلی از رصدخانه مراغه به شمار می‌روند. علاوه بر این رصدخانه‌ها، رصدخانه‌های دیگری هم هستند که بنا بر شواهد براساس رصدخانه‌های دوره اسلامی ساخته شده‌اند. به عنوان مثال، رصدخانه هند که در سال 1131 هجری احداث و رصدخانه چین که توسط جمال بلخاری در سال 678 هجری تأسیس شد.
 
وی افزود: بر اساس شواهد و توصیفی که از ابزارهای موجود از این رصدخانه ارائه شده می‌توان رصدخانه "تیکو براهه" را نیز متأثر از رصدخانه مراغه دانست. زیرا توصیف ابزارهای نجومی آن شباهتی به ابزارهای رصدخانه مراغه دارد.
 
وی یادآور شد: مهمترین متنی که به حوزه نجوم در دوره اسلامی راه می‎یابد و بر آن تاثیر زیادی می‌گذارد مجسطی بطلمیوس است. در این اثر، بطلمیوس از 5 ابزار نام می‌برد و همین 5 ابزار نیز در دوره اسلامی بیشتر مطرح هستند. اولین ابزاری که بطلمیوس در مجسطی توضیح می‌دهد از دو حلقه تشکیل شده که برای تعیین ارتفاع خورشید به کار می‌رفته است. ابزار دیگری که بطلمیوس مورد اشاره قرار می‌دهد در دوره اسلامی ربع یا لبنه نامیده می‌شده که کمی تغییر در آن داده شد.
 
نیک‌فهم در ادامه خاطر نشان کرد: ابزار رصدی دیگری که مورد اشاره بطلمیوس قرار گرفته در دوره اسلامی به نام نحاسه خوانده می‌شده است که در این دوره نیز چندان توضیحی در مورد آن وجود ندارد و فقط در قرن 9 هجری مورد اشاره منجمی قرار می‌گیرد. ابزار دیگر مورد اشاره بطلمیوس ذات الحلق نام دارد که این ابزار را پدر اسطرلاب می‌دانند.
 
وی افزود: مشهورترین ابزاری که در دوره اسلامی مورد استفاده قرار می‌گرفته اسطرلاب نام دارد که انواعی از آن شناخته شده است. قدیمی‌ترین اسطرلاب، اسطرلاب کروی است. مدل اولیه این اسطرلاب همان ذات الحلق است که توسط بطلمیوس توصیف شده است. نوع دیگر اسطرلاب، اسطرلاب مسطح است که از سه قسمت روی اسطرلاب، عنکبوت و پشت اسطرلاب تشکیل شده است. روی اسطرلاب ویژگی محاسباتی داشته و پشت آن ویژگی رصدی داشته است.
 
وی تصریح کرد: علاوه بر اینها اسطرلاب زورقی، اسطرلاب مبطخ، اسطرلاب جهانی و اسطرلاب مسرطن که توسط سجزی ابداع شد را داریم.
 
این پژوهشگر نجوم در ادامه خاطر نشان کرد: علاوه بر ابزارهای محاسباتی ذکر شده ابزارهای محاسباتی دیگری نیز در دوره اسلامی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. به عنوان نمونه ابزار طبق المناطق توسط کاشانی در قرن 9 هجری برای شبیه سازی مدل ماه در افلاک خودش ابداع شد. همچنین ابزار دیگری نیز با نام لوح اتصالات توسط کاشانی طراحی می‌شود.
مقدس و نامقدس منتشر شد
 
کتاب مقدس و نامقدس ماهيت دين) تألیف ميرچا الياده با ترجمه بهزاد سالكي از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.
 
نام ميرچا الياده انديشمند رومانيايي و متخصص تاريخ اديان در سرزمين ما شناخته شده است. چندين اثر وي به فارسي ترجمه شده و مورد توجه خوانندگان قرار گرفته است.
 
دايرة المعارف دين كه به اهتمام وي در شانزده مجلد به چاپ رسيد هنوز مرجعي معتبر در قلمرو مطالعات اديان به‌شمار مي‌رود.
 
دكتر بهزاد سالكي عضو هيئت علمي مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، يكي از آثار الياده با عنوان مقدس و نامقدس را پيشتر در سال 1380 ترجمه و به چاپ رسانده بود اينك به‌كوشش انتشارات علمي و فرهنگي اين كتاب را در اختيار علاقه‌مندان قرار داد.
 
دكتر سالكي افزون بر ترجمة كتاب در آغاز، مقاله‌اي را به قلم جوزف كيتاگاوا دربارة زندگي و آثار ميرچا الياده ترجمه كرده تا خوانندگان آشنايي بيشتري با نويسنده كتاب داشته باشند.
 
پس از مقدمة كتاب به ترتيب پنج فصل قرار دارد.
1.      فضاي قدسي و مقدس ساختن جهان؛
2.      زمان مقدس و اساطير؛
3.      قداست طبيعت و دين كيهاني؛
4.      هستي بشري و حيات تقدس يافته؛
5.      بررسي تاريخي؛
 
پايان بخش كتاب، فهرست اعلام، واژه‌نامة انگليسي به فارسي و كتابشناسي گزيده قرار دارد.
گزارش یک کتاب : عام و خاص در اخلاق
 
كتاب عام و خاص در اخلاق تألیف دکتر سروش دباغ به‌كوشش انتشارات هرمس منتشر گرديد.
 
فرااخلاق كه مي‌توان آن را انتزاعي‌ترين شاخة فلسفة اخلاق به‌حساب آورد، خود شامل سه حوزة دلالت‌شناسي اخلاقي، وجودشناسي اخلاقي و معرفت‌شناسي اخلاقي است. سؤالاتي نظير اينكه معناي مفاهيم اخلاقي، مانند خوبي، بدي و غيره چيست، در دلالت‌شناسي اخلاق مورد بحث قرار مي‌گيرد. به‌عنوان مثال: جرج ادوارد مور بر اين رأي بود كه نمي‌توان مفهوم خوبي را برحسب اوصاف طبيعي‌اي نظير لذت، كمال و ... تعريف كرد. خوبي غيرقابل تعريف است و معنايي را كه بر آن بار مي‌شود بايد به‌نحو شهودي احراز كرد. پرسش از واقع نمودن بودن يا نبودن گزاره‌هاي اخلاقي، در وجودشناسي اخلاقي به بحث گذاشته مي‌شود. گزارة «آسيب رساندن به بچه‌اي كه قدرت دفاع از خود را ندارد، بد است» را در نظر بگيريد. تلقي اخلاقي متعارف اكثر انسانها اين است كه انجام چنين كاري قوياً بد است. پرسش فلسفي‌اي كه در اين ميان مطرح مي‌شود اين است كه اتصاف وصف «بدي» به «آسيب رساندن به بچة بي‌دفاع» چگونه اتصافي است؟ آيا هنگامي كه يك كنشگر اخلاقي چنين سخني بر زبان مي‌آورد بر اين رأي است كه از امري واقعي در عالم پيرامون خبر مي‌دهد يا به احساسات و عواطف خويش اشاره كرده، آنها را فرافكني مي‌نمايد؟ واقع‌گرايان، البته با تقريرهاي مختلف، بر اين رأي‌اند كه گزاره‌هاي اخلاقي كاشف از عالم واقع‌اند و خصوصياتي نظير خوبي و بدي را، به‌نحوي از انحاء، مي‌توان در جهان پيرامون يافت. در مقابل، ضدواقع‌گرايان باور دارند كه اوصافي نظير خوبي، بدي، بايد، نبايد ... بخشي از اثاثية جهان از خارج نيستند و نمي‌توان ردّپايي از آنها در دنياي اطراف يافت.
 
از سوي ديگر، پرسش از اينكه آيا ما اساساً معرفت اخلاقي داريم يا نصيب ما در اين وادي چيزي جز شكاكيت اخلاقي نيست، در حوزة معرفت‌شناسي اخلاقي مطرح مي‌شود. به‌عنوان مثال، شهودگرايان اخلاقي معتقدند كه ضابطة رسيدن به گزاره‌هاي اخلاقيِ موجه شهود است. شهودي كه غيراستنتاجي است و بدون واسطه‌گري عوامل ديگر به دست مي‌آيد. شهودگرايان كلاسيك نظير جرج ادوارد مور و ديويد راس شهودهاي اخلاقي را خطاناپذير مي‌دانستند. در حالي‌كه شهودگرايان جديد نظير رابرت آئودي و جان راولز آنها را خطاپذير قلمداد مي‌كنند.
 
يكي از پرسش‌هاي مهمي كه در فرااخلاق به بحث گذاشته مي‌شود، عبارت است از اينكه آيا ما اصول اخلاقي چندي داريم يا نه؟ آيا مي‌توان براي رسيدن به داوري اخلاقي موجه در زندگي روزمره، از اصولي نظير «وفاي به‌عهد بايسته است»، «آسيب نرساندن به ديگران بايسته است» و ... استفاده كرد؟ يا آن‌قدر اين اصول ياد شده در سياق‌هاي مختلف نقض مي‌شوند و تحت‌الشعاع مؤلفه‌هاي گوناگون قرار مي‌گيرند كه بقيّتي از آنها بر جاي نمي‌ماند؟ به مانند ظرف پر از آبي كه بر اثر سوراخ شدن مكرر، رفته رفته تمام آب داخل آن خالي خواهد شد.
 
در سنت فلسفة قاره‌اي، فيلسوف اگزيستانسياليستي نظير ژان‌پل سارتر، با مطرح كردن اخلاق موقعيتي درصدد پاسخگويي به پرسش فوق‌الذكر برآمد. بنا بر رأي او، آنچه كه در وادي اخلاق براي رسيدن به داوري اخلاقي موجه محوريت دارد و نقش مهمي ايفا مي‌كند، موقعيت وجودي كنشگر اخلاقي است. اين موقعيت وجودي كه اقتضائات گوناگوني دارد و به هيچ‌وجه قاعده‌پذير نيست، در حصار قواعد اخلاقي صلب و سخت نمي‌ماند و كنشگر اخلاقي را در سياق‌هاي مختلف به اين‌سو و آن‌سو مي‌كشاند. همچنين ايمانوئل لويناس، فيلسوف پديدارشناس، با تأكيد بر مفهوم «ديگري» و رابطة غيرمتقارن سوژة اخلاقي با ديگران، تعميم‌پذير در وادي اخلاق را كم‌اهميت مي‌انگارد و بر يكتايي و منحصر به فرد بودن تصميمات اخلاقي انگشت تأكيد مي‌نهد.
 
از سوي ديگر، در سنت فلسفة تحليلي، فيلسوفاني نظير جاناتان دنسي، ديويد مك‌ناوتن و جان مك‌داول در دهة هشتاد ميلادي با مطرح كردن مبحث خاص‌گرايي اخلاقي، بحث از عدم وجود اصول اخلاقي يا عدم نياز به آنها را براي رسيدن به داوري اخلاقي موجه در سياق‌هاي گوناگون پيش كشيدند.
 
كتاب پيش‌رو، مي‌كوشد تا پيشينة بحث دربارة خاص‌گرايي و عام‌گرايي را در سنت اخلاق تحليلي مورد بررسي قرار دهد. كتاب از دو فصل عمده تشكيل شده است. فصل اول رأي خاص‌گرايان را دربارة نحوة رفتار دلايل اخلاقي در سياق‌هاي مختلف و ميزان الگوپذير بودن آنها مورد بحث قرار مي‌دهد. براي فهم بهتر رأي خاص‌گرايان در اين باب، ابتدا اقسام پنجگانة خاص‌گرايي، با توجه به ادبيات مربوط، از يكديگر تفكيك شده‌اند. در ادامه، بحث بر روي خاص‌گرايي معرفت‌شناختي و خاص‌گرايي وجودشناختي متمركز شده، ادّلة خاص‌گرايان له مدعياتشان به تفصيل مورد بحث قرار گرفته است. سپس، چهار استدلال در نقد مواضع خاص‌گرايان اقامه شده است. در صورت‌بندي يكي از استدلال‌ها از آموزه‌هاي ويتگنشتاين متأخر بهره برده‌ام. اگر ادّلة اقامه شده در نقد موضع خاص‌گرايان موجه باشد، آنچه كه بر جاي خواهد ماند عبارت خواهد بود از موضع عام‌گرايانة حداقلي يا معتدل.
 
در ادامة اين تحقيق، در فصل دوم، «اخلاقِ وظايف در نظر اول» راس به‌عنوان نمونه و مصداقي از موضع عام‌گرايانة معتدل، مورد نقد و بررسي واقع شده است. براي تبيين مدعيات وجودشناختي و معرفت‌شناختي دستگاه اخلاقي راس، از تفكيك ميان جرم و وزن در فيزيك نيوتني و روش تحليلِ برداري استفاده شده است. در ادامه با نشان دادن مشكل وجودشناختي‌اي كه دستگاه اخلاقي راس با آن مواجه است، كوشش شده تا با وام گرفتن آموزه‌هاي ويتگنشتاين، مشكل يادشده رفع گردد. در عين‌حال، نشان داده شده كه خاص‌گرايي اخلاقي نيز، افزون بر مشكلاتي كه پيشتر در فصل اول بدان اشاره شده، با همين مشكل مواجه است.
 
مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه در بحث از چگونگي رفتار دلايل اخلاقي در سياق‌هاي مختلف كه به نزاع ميان خاص‌گرايان و عام‌گرايان موسوم است، خاص‌گرايي اخلاقي با شهودهاي اخلاقي متعارف ما سازگاري ندارد و ناموجه مي‌نمايد. در عين‌حال، «اخلاقِ در نظر اول راس» كه اخلاقي كثرت‌گراست و در عين‌حال عام‌گرايانه و معتدل، با شهودهاي اخلاقي ما سازگارتر است؛ به شرطي كه براي مشكل وجودشناختي آن تمهيدي انديشيده شود. به‌نظر مي‌رسد آموزه‌هاي ويتگنشتايني مي‌توانند در اين راستا ما را ياري رسانند.
گزارشی از بيست‌و‌سومين همايش تاريخ علم و تكنولوژي در مجارستان
 
اميرمحمد گميني 
 
همايش بين‌المللي تاريخ علم و تکنولوژي هر چهار سال يکبار در يکي از کشورهاي دنيا برگزار مي‌گردد. دورة پيش در سال 2005 اين همايش در کشور چين، و امسال در بوداپست مجارستان برگزار گرديد. فراخوان همايش از بيش از يک سال قبل در صفحة اينترنتي همايش قرار گرفت و بسياري از علاقمندان به تاريخ علوم و پژوهشگران در اين زمينه براي شرکت در همايش ثبت‌نام نمودند. اينجانب نيز به‌همراه تعدادي از پژوهشگران ايراني علاقمند به حوزة تاريخ نجوم و رياضيات دورة اسلامي مقاله‌هايي را در همايش ارائه دادم.
 
همايش از تاريخ 28 جولاي تا 2 آگوست 2009 به مدت 6 روز برگزار گرديد، که در طي آن محققين و پژوهشگران در زمينه‌هاي متنوع و گوناگون تاريخ علوم و تکنولوژي در دوره‌هاي مختلف تاريخي شرکت داشتند. ليستي از موضوعات و حوزه‌هاي گوناگون پژوهشي که در همايش ارائه گرديد در زير مي‌آيد:
1.      علم در دوران پيش از تاريخ
2.      دورة کلاسيک و باستاني شرقي
3.      دورة عربي و اسلامي
4.      آسياي جنوبي و هند
5.      شرق دور و چين
6.      تمدن‌هاي غيرغربي ديگر
7.      قرون وسطي و رنسانس
8.      دورة کلاسيک (1543-1800)
8.1.  رياضيات و مکانيک
8.2.  فيزيک  و نجوم
8.3.  علوم زمين
8.4.  شيمي و داروسازي
8.5.  زيست‌شناسي و علوم طبي
8.6.  تکنولوژي و مهندسي
8.7.  جغرافي و کارتوگرافي
8.8.  علم و جامعه
9.      دورة معاصر (- 1800)
9.1.  رياضيات
9.2.  فيزيک و نجوم
9.3.  علوم زمين
9.4.  شيمي
9.5.  علوم زيستي
9.6.  پزشکي
9.7.  تکنولوژي
9.8.  مهندسي
9.9.  کاوش‌هاي فضايي
9.10.                    علوم رايانه و اينترنت
9.11.                    جغرافي
9.12.                    علوم اجتماعي
9.13.                    تاريخ طبيعي
9.14.                    مطالعات محيطي
10.  تبادلات علمي بين‌المللي
11.  موزه‌هاي تکنولوژي و علمي
12.  ايجاد زبان‌هاي علمي
13.  تکامل آموزش و درگيري عمومي
14.  مؤسسات علمي
15.  هنر و علم
16.  علم و جامعه
17.  علم و فرهنگ
18.  تحولات تکنولوژيکي
19.  مسائل بين فرهنگي علم
20.  جنسيت در علم و تکنولوژي
21.  علم و بستر سياسي
22.  روش‌شناسي و منابع براي تاريخ علم و نکنولوژي
23.  علم و فلسفه
24.  علم و فعاليت‌هاي نظامي
25.  نوآوري و پيشرفت
26.  تکنولوژي و جامعه
27.  سياست‌گذاري تکنولوژي
28.  راهبردهاي تاريخ علم
29.  داروين 1809-1859-2009
30.  گاليله 1609-2009
31.  تاريخ علم در آموزش
32.  علم و بستر اجتماعي
33.  مشارکت عمومي و تخصص حرفه‌اي
34.  علم و شهر
35.  ابزارهاي علمي
36.  مطالعاتي در تاريخ هواشناسي
37.  مباحثي در روش‌شناسي تاريخ علم
 
مقاله‌ها در دو بخش سيمپوزيم و رگيولار ارائه گرديد. من بيشتر در بخش مقاله‌هاي تاريخ علم در دوره اسلامي شركت داشتم. بيشتر مقاله‌ها در اين بخش توسط پژوهشگران ايراني ارائه شده بود. عناوين مقالات بدين ترتيب بود:
 
View on the Classification of Animals by Al-Jâhiz (776-868)
Meyssa Ben Saad
The Correlation between Local Culture & Public Spaces along the History of Islamic
Cities (Case Study, Loft Port, Qeshm Island)
Mehri Mohebbi, Amir Saeed Mahmoodi
Trees of Knowledge: Generic Templates for Al-Farabi's "Enumeration"
Lydia S.M. Wilson
The Experimental and Instrumental Contexts of Early Arabic Optics
Elaheh Kheirandish
Combinatorial Problems on Chessboard from 11th Century Iran
Mohammad Bagheri
Ghāzān Khān’s Innovations of the Astronomical Instruments
Seyyed Mohammad Muzaffari, Georg H. Zotti
A Comparison between the Optical Doctrines of Ibn al-Haytham (Alhazen) and Ibn
Sīna (Avicenna) by Kamāl al-Dīn al-Fārisī
Maryam Farahmand
Traces of Mathematical Historiography in Islamic Mathematical Works
Younes Karamati
Texts, Instruments and Learning in the 14th Century Maghrib. The Sine Quadrant as
a Didactical Resource
Maravillas Aguiar Aguilar
Prediction via Numbers and Letters
Hosein Roohoullahi
A Comparative Study of Qutb al-dīn Shīrāzī’s Models on the Configuration of the
Outer Planets
Kaveh F. Niazi
Planetary Model of Qutb al-Din Shirazi for Superior Planets
Amir Mohammad Gamini
The Integration of Philosophy, Logic, and Exact Observation in Laboudy's Medical
Investigations
Tarek Adnan Ahmed
Linear Astrolabe according to Its Inventor
Sajjad Nikfahm Khybravan
A History of Precise Calculations in Exact Sciences: Ancient and Medieval Times
Fateme Savadi
Mukanna "Moon Maker": Discoverer of Mercury Telescope?
Abasali A. Rustamov
Stairway to Heaven or Sullam-al-Sama of Kashi
Farhad Rahimi
 
مقالة اينجانب با عنوان «مدل سياره‌اي قطب‌الدين شيرازي»  در روز 30 جولاي با موفقيت ارائه گرديد. نكتة جالب اينكه آقاي كاوه نيازي كه در دانشگاه كلمبيا تحصيل مي‌كنند، نيز مقاله‌اي با عنواني مشابه درست پيش از بنده ارائه نمودند. گويا تز دكتراي ايشان درباره مدل قطب‌الدين شيرازي مي‌باشد. ولي متأسفانه در طي ارائه مقاله‌شان هيچ اشاره‌اي به شكل نهايي هندسي مدل قطب‌الدين شيرازي براي سيارات خارجي نكرده بودند. و با اينكه يكي از حضار از ايشان درخواست ارائه آن را داشتند، ايشان عرض كردند كه هنوز آماده نشده است. بعد از ايشان، در حين ارائة مدل سياره‌اي شيرازي براي سيارات خارجي توسط اينجانب نه تنها الگوي هندسي آن معرفي شد، بلكه انيميشني كه براي توصيف بهتر اين مدل تهيه گرديده بود نيز براي حضار به نمايش درآمد.
نشست "ابزار آلات نجومی در دوره اسلامی" برگزار می‌شود
 
نشست "ابزار آلات نجومی در دوره اسلامی" با سخنرانی سجاد نیک‌فهم سه‌شنبه13 بهمن از سوی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار می‌شود.
 
این نشست از سلسله سخنرانی‌های تخصصی تاریخ و فلسفه علم گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران است.
 
مسلمان نجوم را از یونانیان فرا گرفتند ولی کار مهم آنها وارد کردن محاسبات ریاضی و هندسی در آن بود.
 
منجمانی چون کپلر و کوپرنیک نیر متاثر از منجمان مسلمان این حوزه را وارد مرحله جدیدی کردند.
 
این نشست ساعت 16:30 روز سه‌شنبه 13 بهمن ماه در محل مؤسسه به آدرس تهران، خیابان ولی‌عصر، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان آراکلیان، شماره4، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزاری می‌شود.
گزارش مدرسه تابستانی فلسفه فيزيک
 
ابوتراب يغمايي
 
11-5 ژوئيه 2009
آرولا، سويس
 
فرمت مدرسه
 
دومين مدرسش تابستاني فلسفه فيزيک نيز همانند سال گذشته در آرولاي کشور سويس برگزار شد. اين مدرسه تابستاني که با سازماندهي دانشگاه ژنو برگزار مي‌شود، امسال مباني فلسفي مکانيک کوانتومي و جديدترين نگرش‌هاي موجود در فلسفه کوانتوم را مورد بررسي قرار داد. مدرسين مدرسه عبارت بودند از:
 
ديويد آلبرت (David Albert) استاد فلسفه دانشگاه کلمبيا
گويدو باچياگالوپي (Guido Bacciagaluppi) استاد اسبق دانشگاه‌هاي آکسفورد، کمبريج، برکلي و سيدني و استاد کنوني دانشگاه آبردين اسکاتلند
ديويد والاس (David Wallace) استاد فلسفه دانشگاه آکسفورد
مايکل اسفلد (Michael Esfeld) استاد فلسفه دانشگاه لوزان
نيکولاس جسين (Nicolas Gisin) استاد فيزيک دانشگاه ژنو
نوربرت اشتراومن (Norbert Straumann) استاد فيزيک دانشگاه زوريخ
کريستين وتريچ (Christian Wuthrich) استاديار فلسفه و مطالعات علم دانشگاه سن‌دياگو
وينسنت لم (Vincent Lam) استاد فلسفه علم و فلسفه فيزيک در دانشگاه لوزان
محورهاي مورد بحث در مدرسه شامل موراد ذيل مي‌شدند:
مسأله اندازه‌گيري در مکانيک کوانتومي، ديويد آلبرت
تعبير GRW، ديويد آلبرت
تعبير بوهم، ديويد آلبرت
مباني نظريه‌ي همدوس‌زدايي(Decoherence Theory)  گويدو باچياگالوپي
مباني رياضي مکانيک کوانتومي، وينسنت لم و کريستين وتريچ
آزمايش‌هاي تجربي در مورد ناموضعيت و قضيه بل، نيکولاس جسين
تعبير چند جهاني، ديويد والاس
مباني فلسفي نظريه ميدان‌هاي کوانتومي، ديويد والاس
قضيه کوچن‌ـ اشپکر، نوربرت اشتراومن
 مروري تاريخي بر کارهاي پاولي، نوربرت اشتراومن
مسأله فرديت در مکانيک کوانتومي و واقع‌گرايي ساختاري هستي‌‌شناختي، مايکل اسفلد و وينسنت لم
مباحثه ميان ديويد والاس (به‌عنوان مدافع تعبير چند جهاني) و ديويد آلبرت ( به‌عنوان منتقد تعبير چند جهاني)
بحث آزاد (موقعيت فلسفه فيزيک در جامعه فيلسوفان و فيزيکدانان)
 
هر روز شامل چهار جلسه بود که دو جلسه در صبح و دو جلسه در بعد از ظهر تشکيل مي‌شد. تمامي مدرسين در تمامي جلسات شرکت داشتند و در مباحث ساير مدرسين شرکت مي‌جستند، گويي هر موضوع با محوريت يک استاد و همکاري ساير اساتيد برگزار مي‌شد. حدود 30 نفر از دانشجويانِ دوره‌هاي دکتري شرکت‌کنند‌گان در مدرسه را تشکيل مي‌دادند که عمدتاً از آمريکا (آمريکا، کانادا و آرژانتين) و اروپا (انگلستان، فرانسه، هلند، سويس، ايتاليا، آلمان) بودند. تنها شرکت‌کنند‌گان از آسيا من (ايران) و يک نفر از هندوستان بود. حدود دو سوم از شرکت‌کنندگان دانشجويان تاريخ و فلسفه‌ي علم بودند که موضوع پايان‌نامه‌شان فلسفه مکانيک کوانتومي بود. باقي شرکت‌کنند‌گان دانشجويان دکتري فيزيک بودند که در مورد مباني مکانيک کوانتومي تحقيق مي‌کردند.
 
علاوه بر جلسات رسمي، اغلب اوقات به مباحثه در مورد مباحث مطرح، نه تنها در فلسفه کوانتوم، بلکه فلسفه فيزيک و فلسفه علم مي‌گذشت. دانشجويان نتايج تحقيقاتشان را با اساتيد مطرح مي‌کردند و اساتيد نيز نکات مورد نظرشان را با آن‌ها در ميان مي‌گذاشتند.
 
دستاوردهاي مدرسه
 
شرکت در مدرسه و قرار داشتن در فضايي حرفه‌اي که بر روي يک موضوع متمرکز بود، شامل دستاوردهايي مي‌شد که مي‌توان آن‌‌ها را در محور‌هاي ذيل خلاصه کرد:
 
آموزش آخرين رويکردها در فلسفه مکانيک کوانتومي از طرف حاذق‌ترين اساتيد حاضر در دنيا. بيست جلسه يک ساعت و نيمه، محتواي آموزشي‌اي را فراهم آورد که معادل يک ترم، و يا بيشتر، آموزش فلسفه مکانيک کوانتومي مي‌شد.  
 
آشنايي و رايزني با اساتيد مزبور و فراهم شدن زمينه همکاري‌ بيشتر در موقعيت‌‌‌هاي بعدي
 
آشنايي با دروس آموزشي و زمينه‌هاي تحقيقاتي دانشجويان دوره‌هاي دکتري در دانشگاه‌هاي دنيا (اکسفورد، يو.سي.ال، پرينستون، استنفورد، سن‌دياگو، بريستول و ...)
 
در پايان مدرسه مباحثه آزادي ميان دانشجويان و اساتيد در گرفت که به فلسفه مکانيک کوانتومي محدود نشد و اغلب مباحث روز در فلسفه علم را شامل مي‌شد. با توجه به اين‌که بسياري از مباحث موجود در فلسفه مکانيک کوانتومي فني نيستند و مسائلي هستند که ريشه در فلسفه علم دارند، مانند بحث واقع‌گرايي علمي، تعين ناقص، فيزيکاليسم، مباحثه توانست نگرش اساتيد و دانشجويان را در اين زمينه‌ها روشن سازد.
برنامه دوره‌های آزاد مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اعلام شد
 
مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برنامه دوره‌های آزاد آموزشی خود را در فصل زمستان اعلام کرد.
 
این برنامه‌ها طیف وسیعی از موضوعات مرتبط با فلسفه غرب و فلسفه اسلامی را شامل می‌شود.
 
سید مصطفی محقق داماد روزهای شنبه از اول اسفندماه به بررسی شرح اشارات و تنبیهات می‌پردازد.
 
روزهای یک شنبه سروش دباغ، شهین اعوانی و محمد حسن شفیعیان به ترتیب موضوعات "بازخوانی درباره یقین" ویتگنشتاین، "کانت: نقد عقل عملی" و "شرح و توضیح رساله اسماء و صفات الهی علامه طباطبایی" را ارائه می‌کنند.
 
بابک عالیخانی، احمد قائم مقامی و غلامحسین دینانی به ترتیب دروس "آشنایی با جاویدان خرد"، "آموزش زبان پهلوی" و "دفتر عقل و آیت عشق" را روزهای دوشنبه ارائه خواهند کرد.
 
روزهای سه‌شنبه  موضوعات "فلسفه دین"، "مبانی عرفان عملی بر اساس متن کتاب منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری هروی" و "نهایه الحکمه" به ترتیب توسط بهزاد سالکی، محمد حسن شفیعیان و سید محمود یوسف ثانی تدریس خواهند شد.
 
روزهای چهارشنبه منوچهر صدوقی سها موضوعات "شرح تائیه ابن فارض" و "تحقیق در هرمنوتیک قرآن" را ارائه خواهد کرد.
 
علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات و ثبت نام در این دوره‌های آموزشی به آدرس: تهران، خیابان ولی‌عصر، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان آراکلیان، شماره4، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران مراجعه نمایند یا با تلفن 66965630 تماس بگیرند.