گزارش یک سخنرانی: نظريههاي محتواي ذهن
چندی پیش دکتر حسين شيخ رضايي عضو هیئت علمی مؤسسه سخنرانیای را با عنوان "نظریههای محتوای ذهن" در محل مؤسسه ارائه کرد که در ذیل گزارشی از آن میآید:
فصل نخست: محتوا چيست؟ نظريههاي محتواي ذهن به دنبال پاسخگويي به چه سؤالي هستند؟
برخي حالات ذهني درباره اشياء هستند. بازنماياننده اشياء يا حالت خاصي ميان اشياء هستند. مثال: باورها، اميال، بعضي احساسها مانند خوشحالي، ناراحتي، ترس و ...
براي فهم مغز و ذهن بايد فهميد که مغز و ذهن چگونه داراي توان "در مورد چيزها بودن" هستند.
فرض: باورها حالات فيزيکي مغز هستند. سؤال: چگونه برخي حالات فيزيکي يک شيئ فيزيکي ميتواند در مورد چيزي باشند؟ حال آنکه بقيه فاقد اين توان هستند.
مسأله محتوا: چگونه مغز ميتواند جهان را بازنمايي کند و در مورد جهان باشد؟ چگونه افکار ميتوانند معنا داشته باشند؟ ويژگيهاي سمانتيکي از کجا ميآيند؟
فصل دوم: چند نمونه از نظريههاي محتواي ذهن
2ـ1. نظريه مشابهت
فکر سگ در من سگ در مورد سگ است چون شبيه سگ است.
ايرادات: مشابهت ميان دو فکر است نه ميان فکر و اشياء/ مشابهت وجه لازم دارد/ مشکلات مشابهت بصري
2ـ2. نظريه علي
افکار من در مورد الفها درباره الفها است چون اولاً اين افکار معلول الفها هستند و ثانياً هيچ چيز جز الفها علت ايجاد اين افکار در من نبوده است.
ايرادات: مسأله عمق/ مسأله پهنا/ مسأله فصليها
مسأله فصليها: امکان بازنمايي اشتباه ـ محتوا ترکيب فصلي تمام حالاتي خواهد بود که ميتوانند علت ايجاد اين فکر باشندـ هيچ کس هيچگاه اشتباه نميکند.
2ـ3. نظريه اطلاعاتي
يک حالت از امور حامل اطلاعاتي در مورد يک حالت ديگر است هرگاه رخ دادن اولي احتمال رخ دادن دومي را زياد کند.
ايرادات: کدام بخش از اطلاعات محتوا را معين مي کند؟/ بسياري روابط اطلاعاتي اصولاً بازنمودي نيستند.
2ـ4. نظريه فودور
محدود کردن نظريه علي براي حل مشکل فصليها. وابستگي نامتقارن: آن مولفهاي محتوا را معلوم ميکند که به ساير مولفهها وابسته نباشد.
ايراد: مسأله عمق
2ـ5. نظريه طراحي (خداوند)
چون چنين طراحي شده، چنين بازنمايي ميکند. اما ميتواند به اشتباه کار کند.
ايراد: از کجا ميدانيم براي چه طراحي شده است.
فصل سوم: نظريه غايتمدارانه محتوا (رويکرد روث ميليکن)
نظريه تکامل ميتواند منبعي باشد براي آنکه بگويد ارگانها قرار است چه بکنند. لذا ميتواند منبع نرماتيو بودن باشد. کارکرد زيستشناختي يک ارگان از ميان تمام کارهايي که ميکند کاري است که در گذشته انجام داده و به بقاء و توليد مثل نياکان گونه کمک کرده است.
بازنماييهاي سادهتر در طبيعت: رقص زنبور و نشان دادن فاصله و جهت شهد (رقص بازنمايي چيزي است اما در عينحال يک کارکرد زيستشناختي هم دارد و به صورت طبيعي انتخاب شده است.)
سيستم بازنمايي متشکل از: توليد کننده و مصرف کننده (در بازنمايي ذهني اينها هر دو درون يک ذهن قرار دارند.) اهميت اصلي با مکانيزم مصرف کننده است. مصرف کننده است که محتواي بازنمايي را معين ميکند. براي تشخيص محتوا به جاي علت بايد به معلول (به چه منظوري مصرف ميشود) نگاه کرد. انتخاب طبيعي تنها به نتيجه حساس است.
نتيجه: محتواي يک بازنمايي الف است اگر مکانيزم مصرف کننده آن را به شکل بازنماياننده الف در نظر بگيرد. ايراد: مجددا "بازنمايي" داريم. بايد آ ن را حذف کنيم.
راهحل: کارکرد درست در مقابل موفقيت. محتوا يعني شرايطي در جهان خارج که موفقيت يک بازنمايي را تضمين کنند. (نه شرايط عمومي بلکه شرايط خاص).
حرکت به سوي بازنماييهاي پيشرفتهتر:
1ـ بازنماييهاي جديد بدون هيچ سابقهاي در تاريخ تکاملي
2ـ بازنماييهاي ادراکي که ممکن است مستقيماً به اهداف اصلي تکامل (بقاء و توليد مثل) مربوط نباشند
3ـ دربازنماييهاي پيشرفتهتر: تمايز ميان باور و ميل (جنبه اخباري و امري). شايد موجودات ديگر هم داشته باشند. ضمن آن که انسان هم در مواردي اين تفکيک را ندارد (سيستم ايمني).
4ـ استدلال از مجموعهاي از باورها و اميال به مجموعه ديگري از باورها و اميال (شايد مخصوص انسان باشد).
5ـ ويژه انسان: ساختار حداقل برخي از افکار شبيه ساختار زبان است. دو وجه اصلي: عموميت و موضوعـ محمولي بودن (با امکان نفي محمول).
فصل چهارم: ايراداتي به نظريه غايتمدارانه محتوا
4ـ1. توسعه خلاف شهود محتوا
طبق الگوي ميليکن بايد گفت درد هم يک حالت بازنمايي است چرا که يک توليد کننده دارد (مثلاً جراحت عضله) و يک مصرف کننده (مثلاً پس کشيدن دست). دليل انتخاب آن هم رفتارهاي واکنشي بوده تا با دوري از خطر، امکان بقاء و توليد مثل موجود زياد شود. لذا شرط موفقيت اين کارکرد همان رفتارهاي واکنشي است. در نتيجه طبق الگوي ميليکن بايد گفت درد بازنماياننده رفتارهاي واکنشي (پس کشيدن دست) است که نامعقول به نظر ميرسد.
4ـ2. ايراد نامعين بودن محتوا
فودور: در مثال قورباغه محتوا مگس است يا اشياء سياه و کوچک متحرک؟
پاسخ ميليکن: محتوا غذا است.
ايراد: چرا غذا و نه حفظ سلامتي يا تقويت توان توليد مثل؟
پاسخ نيندر: تاکيد بر کارکرد نادرست (بيواسطهترين معلول يک خصلت).
محتوا: اشياء سياه و کوچک متحرک.
ايراد: با اين تحليل، محتوا بايد در آوردن زبان باشد.
پاسخ پاپينو: باور در پيوند با ميل منجر به رفتار ميشود. محتواي ميل محتواي باور را معين ميکند. تنها به دنبال آن نتايجي هستيم که به ارضاء ميل کمک ميکنند نه نتايجي که به اهداف اصلي تکامل کمک کنند. نتيجه: جانوراني که فاقد روانشناسي باورـ ميل هستند، اصولاً داراي محتواي افکار نيستند.
سؤال: چرا محتواي اميال نامعين نيست؟
پاسخ: استفاده از راهحل نيندر (بيواسطهترين معلول يک خصلت).
ايراد: با مسأله تعميم محتوا روبرو ميشويم. محتواي يک باور واحد براي يک فرد واحد بسته به ساير اميال او عوض ميشود (زمينهگرايي). ظاهراً وصف اشياء در محتواي آنها وارد ميشود. آيا دوباره همان مشکل اصلي نامعين بودن محتوا برنگشته است؟