اخبار خرداد ماه سال 1387
دکتر پازوکی: کتاب "حسن بصری" جانبداری ندارد نظریه دارد
 
عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در نشست نقد و بررسی کتاب "حسن بصری" گفت:
مقالۀ دایرة­المعارفی مثل یک جنگ بی­طرفانه همۀ اقوال را می­آورد ولی کتاب باید بصیرتها، استنباطها و گرایشهای مشخصی داشته باشد. در کتاب باید تحلیلی باشد که نظر نویسنده را مشخص کند و این کار را نباید جانبداری غیرعلمی خواند.
 
عصر روز سه­شنبه بیست و هشتم خردادماه در نشست نقد و بررسی کتاب، "حسن بصری" نوشتۀ اکبر ثبوت که در سرای اهل قلم برگزار شد، دکتر شهرام پازوکی عرفان­پژوه و عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران پیرامون این سخنرانی کرد.
 
دکتر پازوکی در مورد مشکل نگارش این کتاب گفت: نوشتن تاریخ تشیع بسیار سخت است زیرا ما نمی­دانیم چهره­هایش دقیقاً چه کسانی هستند. تاریخ تسنن از آغاز روشن است اما نگارش تاریخ تشیع سخت است. مشکل در زمینۀ عرفان نیز دو چندان می­شود زیرا اگر شیعه را فقهی تعبیر کنیم، هیچ­یک از این رجال مثل حسن بصری را نمی­توان شیعه نامید. یعنی اگر شیعه را به تفسیر بعد از صفویه یعنی تفسیر فقهی صرف محدود کنیم مشکل متفکران اهل شیعه ایجاد می­شود و اهل نظر در تفکر شیعه جز ائمه (ع) کسی نیست و فقط محدثین باقی می­مانند.
 
وی گفت: این تفسیر فقهی باعث شده تشیع به معنای حقیقی نادیده گرفته شود. در سالهای اخیر مسئلۀ تاریخ تشیع مورد بحثهای جدی واقع شده است. یکی از مشکلات بر سر حسن بصری این بوده که بعد از صفویه چون قرار است بزرگان تصوف کوبیده شوند، کتابهایی جعل می­شوند تا چهره­هایی چون حسن بصری را که از بزرگان تصوف هستند رد کنند.
 
پازوکی گفت: اساساً مسئله به تاریخ­نگاری صفویه برمی­گردد. استاد ثبوت (نویسنده کتاب) نشان می­دهد که مخالفت صریح و جدی با حسن بصری و اهل تصوف بعد از صفویه آغاز می­شود، برای اینکه نشان دهند تصوف ربطی به تشیع ندارد.
 
وی با اشاره به مسئلۀ تقیه و مشکل اظهار مذهب تشیع در اعصار نخست تمدن اسلام گفت: باید دید آثار این بزرگان از جهت مبانی فکری چه میزان به تشیع نزدیک هستند مثلاً مثنوی را از این نظر بنگریم، لذا به جای بحثهای روایی بهتر است به اندیشه­های این متفکران نگریست.
 
وی تأکید کرد: نویسنده کتاب می­خواهد، از چهره­ای سخن بگوید که از آغاز و به­ویژه پس از دوران صفویه همواره محل مجادله بوده و البته همیشه مورد انتقاد واقع شده و از این رو در نگارش کتاب برای او بهتر است اقوال موافقان برجسته شوند.
 
پازوکی گفت: مقالۀ دایرة­المعارفی با کتاب متفاوت است. کتاب باید گرایش داشته باشد. کتاب باید تحلیلی باشد و نویسنده، به طور قطع نظر دارد.
 
وی افزود: مقالۀ دایرة­المعارفی مثل یک جنگ بی­طرفانه همۀ اقوال را می­آورد ولی کتاب باید بصیرتها، استنباطها و گرایشهای مشخصی داشته باشد. در کتاب باید تحلیلی باشد که نظر نویسنده را مشخص کند و این کار را نباید جانبداری غیرعلمی خواند.
 
دکتر پازوکی گفت: به نظر من این کتاب مملو از تحلیلهای سودمند است. من زیاد اهل بحثهای روایی نیستم. جالب است کسانی هم که انگیزۀ نوشتن کتاب را برای استاد ثبوت ایجاد کردند، دو نفر، عالم اهل نظر یعنی مرحوم شهابی و مرحوم شعرانی بودند. محبت این دو نفر برای من بیشتر است تا بسیاری از محدثان.
 
برای من تحلیلهایی که در کتاب هست جالب است. تحلیلهایی که به­خصوص در فصل شانزدهم در مورد مخالفت ائمه (ع) با حسن بصری است جالب است. مهم این است که ما آشنا شویم در دوره­ای که خود تشیع به­تدریج به مذهبی فقهی و کلامی تبدیل می­شود، کسانی هستند که برای شیعه جنبۀ باطنی و معنوی و حکمی قائلند. نویسنده کتاب "حسن بصری" هم یکی از این چهره­ها را که از مهمترین آنهاست، انتخاب و در مورد او تحلیل کرده است.
 
وی گفت: به نظر من این کتاب قدمی برای ورود به تاریخ بسیار مبهم و محل نزاع تشیع است و اهتمام مؤلف در این مورد بسیار مهم است. باید بدانیم مستشرقان چه انتقادهای فراوانی به این تاریخ دارند و به نظر من اهتمام ایشان در این مورد بسیار مهم است. استاد ثبوت برای نگارش این کتاب نزدیک به 500 کتاب مطالعه کرده است. این کتاب راهی را در مطالعه این چهرۀ دشوار تاریخی باز کرده است.
 
دکتر پازوکی در پایان گفت: از منظر عرفانی حسن بصری باید مرید امام علی (ع) باشد، باید اهل ولایت باشد. این باید را من به شیوۀ مرحوم علامه طباطبایی می­گویم. حسن بصری از منظر عرفانی باید نسبتی با حضرت علی (ع) داشته باشد و نمی­تواند که نداشته باشد، عرفا نیز با چنین حسن بصری که مرید امام علی (ع) است کار داشتند.
 
وی افزود: استاد ثبوت هم تحلیل تاریخی کرده است و هم سیرۀ فکری حسن بصری را نشان داده است. به نظر من مباحث نقلی تا اندازه­ای جلو می­رود، اما از یک حدی جلوتر نتیجه­ای حاصل نمی­شود. از این حیث کتاب ایشان از نظر من قابل تقدیر است. البته در مورد قسمتهایی اختلاف نظر داریم که این هم طبیعی است.
دکتر اعوانی:  چیتیک عرفان اسلامی را با بیانی دقیق به عالم شناسانده است
 
رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در مراسم نکوداشت مولوی شناس برجسته، پروفسور ویلیام چیتیک گفت: چیتیک عرفان اسلامی را با بیانی دقیق به عالم شناسانده است.
 
عصر روز شنبه 25 خردادماه در مراسم بزرگداشت مولوی شناس برجسته، پروفسور ویلیام چیتیک که از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد، دکتر غلامرضا اعوانی رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران پیرامون مقام فکری این اندیشمند آمریکایی سخنرانی کرد.
 
دکتر اعوانی در ابتدا به سابقه دوستی خود با دکتر چیتیک اشاره کرد و گفت: چیتیک فردی متواضع است و باید خصایل پسندیده وی را بیان کرد. ما یکدیگر را در دانشگاه امریکایی لبنان، در سخنرانی­های دکتر سید حسین نصر می­دیدیم.
 
وی در ادامه به بیان خاطرات خود با چیتیک پیرامون زندگی دانشگاهی اشاره کرد و به مرحوم استاد سید جلال الدین آشتیانی پرداخت و گفت: تصحیح نقش الفصوص از آثار بسیار مهمی است که دکتر چیتیک آن را انجام داده است.
 
این استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی در ادامه گفت: پس از تأسیس انجمن حکمت و فلسفه ایران، یک دوره کامل فصوص الحکم را خواندیم. در آن زمان در حضور مرحوم پروفسور ایزوتسو نیز فلسفه چینی می­آموختیم.
 
دکتر اعوانی سپس به آثار دکتر چیتیک اشاره کرد و گفت: وی مادامی که در ایران بود، نزد مرحوم علامه طباطبایی بود و گلچینی از احادیث شیعه را با انتخاب علامه به انگلیسی ترجمه کرد. وی همچنین صحیفه سجادیه را با استادی به انگلیسی ترجمه کرد. وی لمعات عراقی و لوایح جامی را نیز ترجمه کرده است.
 
وی در ادامه به فعالیتهای ساچیکوموراتا، همسر ویلیام چیتیک نیز اشاره کرد و گفت: وی از نوادری است که دکترای فقه اسلامی را در دانشکده الهیات در کنار دیگر دانشجویان گذراند.
 
اعوانی به تخصص ویلیام چیتیک در زمینه تصوف اسلامی اشاره کرد و گفت: برگزیده­ای از فتوحات و سایر آثار وی با بیان بسیار دقیق به معرفی عرفان اسلامی و وحی محمدی پرداخته است. عالم خیال ، ابن عربی به عنوان وارث انبیا از آثار برجسته پروفسور چیتیک است.
 
دکتر اعوانی در پایان به آثار مختلف ویلیام چیتیک در مورد مولانا پرداخت و گفت: ترجمه ها و آثار دکتر چیتیک در مورد مولوی بسیار راهگشاست.
دکتر پازوکی کتاب "حسن بصری" را نقد و بررسی می‌کند
 
نشست نقد و بررسی کتاب "حسن بصری گنجینه‌دار علم و عرفان" تألیف اکبر ثبوت با حضور دکتر پازوکی و دکتر حکمت سه‌شنبه 28 خرداد برگزار می‌شود.
 
به گزارش خبرگزاری مهر، این نشست از ساعت 17 در محل سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیرالدین طوسی، شماره 10 برگزار می‌شود.
 
کتاب "حسن بصری گنجینه‌‌دار علم و عرفان" به بررسی زندگینامه، سخنان و آرای حسن بصری عارف بزرگ قرون اول و دوم هجری قمری می‌پردازد.
 
این کتاب مشتمل بر 550 صفحه است که مطالب آن در قالب بیست و پنج فصل تنظیم شده است. در بخش پیوست‌ها نیز پیوست‌های مربوط به هشت فصل از کتاب گنجانده شده است.
دكتر بدره­اي دشواري­هاي ترجمه آثار اسماعيليه را بررسي مي­كند
 
مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران نشست " ترجمه آثار اسماعيليه و دشواريهاي آن" را با سخنراني دكتر فريدون بدره‌اي برگزار مي­كند.
 
اين نشست پنجشنبه 13تير87، ساعت 15 در محل مؤسسه برگزار مي­شود.
 
از دكتر بدره­اي چندين كتاب در مورد انديشه­ها و آراي اسماعيليان چون : غزالي و اسماعيليان و تاريخ و عقايد اسماعيليه به پارسي ترجمه شده­اند.
مهلت تحویل مدارک برای آزمون دكتري مطالعات علم تمدید شد
 
آزمون دوره دكتري مطالعات علم (با تأكيد ويژه بر فلسفۀ علم) در تاريخ 21 تير ماه 1387 برگزار خواهد شد. در این راستا  آخرين مهلت تحويل مدارك (به شكل حضوري يا پستي) تا تاريخ دوشنبه 10 تير 1387 تمديد شده است.
علاقمندان براي اطلاع از جزئيات آزمون و منابع آن و همچنين مدارك مورد نياز براي ثبت نام به آدرس اينترنتي دبيرخانه http://iripac.ir مراجعه فرمايند.
 
تلفنهای دبيرخانه برگزاري آزمون دوره دكتري مطالعات علم هم بدین قرارند: 66409508- 66405445- 66419605
ویلیام چیتیک:  روانی و دقت زبان بابا افضل کاشانی کم­نظیر است
 
استاد گروه مطالعات تطبیقی ادیان دانشگاه استونی بروک صبح روز چهارشنبه 22 خردادماه در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران گفت: باباافضل در آثارش کوشیده به فارسی‌زبانان دلیل پرداختن به حکمت را نشان دهد. فارسی باباافضل شیرین‌ترین نثر فلسفه به زبان فارسی است و در کنار اینکه خیلی زیبا و شیرین است،‌ از دقت و عمق بالایی نیز برخوردار است. البته در این میان کسانی چون سهروردی نیز آثاری به فارسی نوشته‌اند،‌ اما سهروردی بیشتر صبغه عرفانی دارد.
 
در نشست «قلب فلسفه اسلامی» که با حضور پروفسور ویلیام چیتیک، عرفان‌شناس برجسته و استاد گروه مطالعات تطبیقی ادیان دانشگاه استونی بروک در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد،‌ این محقق ادبیات و فلسفه اسلامی،‌ با محور اندیشه‌های بابا افضل کاشانی،‌ عارف و فیلسوف ایرانی قرن هفتم هجری در مورد معرفت نفس و ارتباط آن با کتاب اخیرش با عنوان «جان شناسی و جهان شناسی» سخنرانی کرد.
 
وی سخن خود را با اشاره به خاطرات خود در انجمن حکمت و فلسفه آغاز کرد و در ادامه سابقۀ آشنایی خود را با بابا افضل کاشانی دیرین خواند و گفت: او را از موقعی که در ایران بودم می‌شناختنم،‌ اما به طور دقیق روی او کار نکرده بودم تا اینکه در حین کار بر روی دایره المعارف ایرانیکا،‌ از من خواسته شد که مقاله‌ای در مورد او بنویسم که این امر سبب شد تا آثار و مصنفات او را بخوانم.
 
دکتر چیتیک دلیل علاقه‌مند شدنش به باباافضل در کنار سایر فلاسفۀ اسلامی را نوع بیان او خواند و گفت: اگر فلسفۀ اسلامی از قبیل ابن‌سینا و ملاصدرا و سایر فلاسفه اسلامی را خوانده باشید،‌ در می‌یابید که این آثار بسیار سخت و تخصصی است و باید زمان فراوانی بر روی آن‌ها بگذارید،‌ و در بسیاری موارد در انتهای امر متوجه نمی‌شوید که هدف چه بوده است،‌ اما باباافضل این‌طور نیست. او آثارش را بر خلاف رسم رایج به فارسی نگاشته است و این نشان‌گر آن است که کمتر برای فلاسفه تخصصی نوشته است و بیشتر برای کسانی نوشته که اگرچه در حوزه فلسفه تخصص ندارند،‌ اما زمینه قوی دارند.
 
وی تأکید کرد: باباافضل در آثارش کوشیده به فارسی‌زبانان دلیل پرداختن به حکمت را نشان دهد. فارسی باباافضل شیرین‌ترین نثر فلسفه به زبان فارسی است و در کنار اینکه خیلی زیبا و شیرین است،‌ از دقت و عمق بالایی نیز برخوردار است. البته در این میان کسانی چون سهروردی نیز آثاری به فارسی نوشته‌اند،‌ اما سهروردی بیشتر صبغه عرفانی دارد.
 
چیتیک گفت: بنابراین در ترجمۀ آثار باباافضل به انگلیسی کوشیدم هرجا اصطلاحات تخصصی عربی است،‌ از برابرهای یونانی و لاتین استفاده کنم و هر جا هم که فارسی اصیل است، از برابرهای انگلوساکسون بهره گیرم. در هر صورت در میان فیلسوفان مسلمان باباافضل بیش از همه برای من لذت بخش است،‌ زیرا قال را با حال در می‌آمیزد.
 
چیتیک در ادامه به کتاب اخیر خود «جان‌شناسی و جهان‌شناسی»(SCIENCE OF COSMOS, SCIENSE OF SOUL) پرداخت و کوشید نسبت آن را با اندیشه‌های باباافضل کاشانی روشن کند و گفت: در عنوان این کتاب گونه‌ای تناقض از منظر جدید دیده می‌شود،‌ زیرا کلمه SCIENCE در عصر جدید به معنای علم است و برای دانش‌های قدیمی به کار گرفته نمی‌شود. اما وقتی از علم روح سخن می‌گویم،‌ از نظر ایشان دچار تناقض می‌شوم،‌ زیرا نزد این‌ها SOUL آمیخته به مضامین مذهبی و بعضاً خرافه‌آمیز است و نمی‌توان در مورد آن سخن علمی گفت.
 
چیتیک گفت: این کتاب که مجموعه شش مقاله است،‌ عبارت از تعدادی سخنرانی است که نزد دانشجویان و مخاطبان بیشتر مسلمان ارائه شده است و در آن‌ها کوشیده‌ام به زبان ساده سخن بگویم. نظر من در این کتاب‌ها به دانشجو است،‌ زیرا در امریکا استادان کم‌تر به این مباحث علاقه نشان می‌دهند و معمولاً هر استادی در یک زمینه خاص تخصص دارد و پیروی یکی از بزرگان آن تخصص است و به سایر دانش‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دهد.
 
وی گفت: همچنین در غرب به فلسفۀ اسلامی کمتر بها داده می‌شود و معمولاً فلسفۀ اسلامی در دپارتمان‌های مطالعات خاورمیانه و مطالعات تطبیقی ادیان تدریس می‌شود و در دپارتمان‌های فلسفه هم معمولاً فلسفۀ اسلامی جایگاهی ندارد،‌  بنابراین من معمولاً به دانشجویانی امید بسته‌ام که با اشتیاق این مباحث را دنبال می‌کنند.
 
چیتیک به توجه سال‌های اخیر به اسلام اشاره کرد و گفت: در پنجاه سال گذشته معمولاً به اسلام بسیار کم توجه می‌شد و معمولاً به ادیانی چون هندو،‌ مسیحیت و یهود توجه می‌شد،‌ اما خوشبختانه در سال‌های اخیر توجه به اسلام بسیار زیاد شده است.
 
وی در ادامه به تقسیم علوم به نقلی و عقلی در کتاب «جهان‌شناسی و جان‌شناسی» اشاره کرد و گفت: در این کتاب علم به رسم قدما به دو شاخه نقلی و عقلی تقسیم شده است،‌ علم نقلی علم سینه به سینه و روش آن تقلید است،‌ اما علم عقلی روشش تحقیق است و در جستجوی توحید است.
 
وی با این سخن به نقد دانش جدید پرداخت و گفت:‌علوم جدید مبنایشان به جای توحید، تکثر است و همین امر سبب شده است که امکان گفتگو میان اصحاب علوم از میان برود و دو نفر در یک دانشکده نتوانند با یکدیگر مکالمه کنند،‌ در حالی که اندیشمندان قدیمی در زمینه تحقیق اصل توحید را مبنا قرار داده‌اند.
 
چیتیک گفت: امروز حتی در زمینه علوم نیز مردم تقلید می‌کنند و از سخنان دانشمندان تقلید می‌کنند و خبری از تحقیق نیست.
 
وی در پایان گفت: نتیجه این امر در فرهنگ عمومی آن است که هر کس به دنبال بت خودش می‌رود و این بت‌ها مبنای دنیای جدید است. در حالی که در سنت ادیان، علم جهان و علم جان را در یک سطح می‌دیدند. قدرت علم جدید در تکنولوژی است،‌ اما در علوم قدیم شناخت علم و نفس دو روی یک سکه بودند که هدفشان توحید بود. 
دکتر اعوانی: خدمات چیتیک به عرفان اسلامی و زبان فارسی ستودنی است
 
رییس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران گفت: خدمات ارزنده چیتیک در زمینۀ عرفان‌پژوهی و زبان فارسی و نگارش آثاری در زمینه اندیشه‌های ابن عربی،‌ مولوی،‌ باباافضل کاشانی، جامی و سایر اندیشمندان ایرانی و اسلامی ستودنی است.
 
در نشست «قلب فلسفه اسلامی» که با حضور پروفسور ویلیام چیتیک، عرفان‌شناس برجسته و استاد گروه مطالعات تطبیقی ادیان دانشگاه استونی بروک در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد،‌ این محقق ادبیات و فلسفه اسلامی،‌ با محور اندیشه‌های بابا افضل کاشانی،‌ عارف و فیلسوف ایرانی قرن هفتم هجری در مورد معرفت نفس و ارتباط آن با کتاب اخیرش با عنوان «جان شناسی و جهان شناسی» سخنرانی کرد.
 
در این نشست که با حضور دکتر اعوانی رئیس این مؤسسه، دکتر مهدی محقق،‌ رئیس انجمن مفاخر فرهنگی و سایر اساتید مؤسسه حکمت و فلسفه برگزار شد، دکتر اعوانی در آغاز به سابقه دیرین آشنایی اش با ویلیام چیتیک اشاره کرد و خدمات ارزنده او را در زمینه عرفان‌پژوهی و زبان فارسی و نگارش آثاری در زمینه اندیشه‌های ابن عربی،‌ مولوی،‌ باباافضل کاشانی، جامی و سایر اندیشمندان ایرانی و اسلامی ستود.
 
وی همچنین به ترجمه‌های چیتیک از احادیث شیعه اشاره کرد و دقت علمی او را در این آثار ارزشمند خواند.
گزارش يك كتاب : متافيزيك و علم؛ يادنامة دكتر يوسف علي‌آبادي
 
ويراستار: علي معظمي(80ص پارسي+ 155ص انگليسي) مؤسسة پژوهشي حكمت و فلسفة ايران، 1383.
 
اين كتاب مجموعه‌اي است از مقالات پارسي و انگليسي به ياد شادروان دكتر يوسف علي‌آبادي كه ساليان عمر گرانقدر خود را در قلمروي پژوهشي «فلسفة علم» گذرانده‌اند. بخش انگليسي با مقدمه‌اي از دكتر غلامرضا اعواني، رياست مؤسسة پژوهشي حكمت و فلسفة ايران، آغاز گشته است. وي با اشاره به نخستين ديدار خود با شادروان علي‌آبادي، مروري گذرا بر زندگينامة علمي و خصوصيات اخلاقي آن شادروان دارند. سپس، دكتر شاپور اعتماد، رياست گروه مطالعات علم، به معرفي مختصر نويسندگان و اشارة اجمالي مضامين مقالات پرداخته‌اند.
بخش انگليسي مشتمل بر مقالات ذيل است:
1. علم و متافيزيك: اليا زهر
2. متافيزيك را جدي بگيريم: اميراحسان كرباسي‌زاده
3. در دفاع از رئاليسم علمي و عليه حس‌باوري ساختگرا: علي پايا
4.  ماكرو‌فيزيك، علوم خاص و تحقق‌پذيري چندگانه: حسين شيخ رضايي
5.  وجود و داوري وجودي: ضياء موحد
6. بي‌طرفي فلسفي كارنپ: مهدي نسرين
 
بخش پارسي پس از درآمدي كوتاه از ويراستار كتاب، علي معظمي از دانشجويان دكتري مؤسسه كه به معرفي مقالات مي‌پردازد، شامل مطالب ذيل است:
1.  شعري براي يوسف: ايرج علي آبادي
2.  يوسف ما: رحمان نجل رحيم
3. پيچيدگي؛ نگرشي نوين در علوم: شاهين روحاني
4.  درآمدي بر پديدارشناسي تخيل: علي قيصري
5. انگيزة فرگه از مطرح كردن«معني» چيست؟: محمد علي حجتي
 
مضامين اصلي مقالات كه به دو قلمروي پژوهشي «فلسفة علم» و «منطق» اختصاص دارد، براي علاقه‌مندان اين دو قلمرو خرسند ‌كننده است.
استعاره در علم بررسی می­شود
 
گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران نشست " استعاره در علم" را برگزار می­کند.
 
سخنران این نشست دكتر محمد خواجه­پور استاد دانشكده فيزيك در دانشگاه تحصيلات تكميلي علوم پايه زنجان (IASBS)  است.
 
زمان برگزاری این نشست يكشنبه 2 تير 387- ساعت 10 صبح در محل مؤسسه است.
نشست " تفکر و زبان" برگزار می‌شود
 
نشست " تفکر و زبان: طرحی مبتنی بر آرای چامسکی" با سخنرانی استیو مک کی از دانشگاه شربروک کانادا در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه برگزار می‌شود.
 
تز اصلی این سخنرانی آن است که زبان طبیعی - و نه زبان تفکر - واسطه میان اشکال مشخص تفکر سطح بالاتر است.
 
سخنران در این راستا از چشم‌انداز چامسکی استفاده می‌کند و زبان طبیعی را به عنوان حالت پایدار ممکن اندام زبان معرفی می‌نماید. به نظر وی این حالت می‌تواند به‌تمامی با دستور زبان مبتنی بر اندام زبان توصیف شود.
 
مک کی نقش اولیه اندام زبان را تولید انواع متفاوت توصیفات ساختارمند یعنی بازنمایی‌های معنایی و آوایی می‌داند. به نظر وی تفکر حداقل در سطح تفکر بالاتر محصول بازنمایی‌های معنایی است که از طریق اندام زبان عمل می‌کنند.
 
این سخنرانی پنجشنبه، 23 خرداد1387، ساعت 15 در محل مؤسسه به نشانی خیابان نوفل لوشاتو، خیابان آراکلیان، شماره 6 برگزار می‌شود.
مجله جاويدان خرد پس از 27 سال منتشر می­شود
 
دو سال پس از تأسيس انجمن [شاهنشاهي] فلسفة ايران،  به همت دكتر سيد حسين نصر، در بهار 1354، اولين مجله تخصصي ايراني در حوزة حكمت، با نام "جاويدان‌خرد"، منتشر شد. از اين مجله مجموعأ هشت شماره به زيور طبع آراسته شد.(هفت شماره مسلسل تا بهار 1357 و شماره هشتم، كه مطالب آن قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تدوين شده بود، با تأخير در پاييز 1360 به چاپ رسيد).
 
دكتر سيد حسين نصر، مدير مسئول اين نشريه دربارة «اهداف انجمن و چاپ نشريه» در اولين شماره آن گفته‌است:  «هدف‌هاي انجمن مشتمل است بر احياي تفكر و انديشه فلسفي و عرفاني و علمي ايران چه در دوران اسلامي و چه در ازمنه باستاني و آشنا ساختن جهانيان با اين گنجينه بي‌همتاي معرفت و نيز ترجمه و تحليل آثار فلسفي و فكري تمدن‌هاي ديگر اعم از غرب و شرق، به زبان فارسي و جلب توجه متفكران ايراني به مكتب‌هاي فكري جهان و مسائل خاصي كه بشر امروز با آن گريبان‌گير است».
 
در دوره اول انتشار جاويدان خرد 24 متفكر و نويسنده ايراني و 29 متفكر و نويسنده غير ايراني با آن همكاري داشته اند. متفكران و نويسندگان ايراني اين هشت شماره عبارت بوده اند از: سيدحسين نصر؛ سيد جلال‌الدين آشتياني؛ سيد ابوالحسن قزويني؛ جلال‌الدين همايي؛ مجتبي مينوي؛ سيد كريم اميري‌فيروزكوهي؛ محمد‌تقي مدرس‌رضوي؛ احمد آرام؛ محمد‌تقي‌ دانش‌پژوه؛  غلامرضا اعواني؛ نصرالله پورجوادي؛ رضا داوري؛ احسان نراقي؛ هادي شريفي؛ عبدالله نوراني؛ اسماعيل واعظ جوادي؛ محسن مؤيدي؛ حسين خليقي؛ داريوش صفوت؛ كرامت رعنا حسيني؛ حسن خليقي؛ حسين محي‌الدين قمشه‌اي؛ سيد حسن افتخار زاده؛ محمد شيرواني.
 
متفكران و نويسندگاه غير ايراني اين دوره به شرح ذيل است: فريتهوف شوان؛ اناندا ك. كوماراسوامي؛ هانري كربن؛ توشيهكيو ايزوتسو؛ ويليام چيتيك؛ الميره زولا؛ ژان دورينگ؛ وايتال ان. پري؛ ليوشايا؛ ماركو پاليس؛ ايوان ايليچ؛ ژوزف فان اس؛ اندري يوگنيويچ برتلس؛ براين كيبل؛ پيتر ويلسون؛ جان ويسنر؛ فيليپ شرارد؛ رودلف ستلر؛ مايكل لو؛ كتلين رين؛ جان ليندسي اپي؛ برين كيبل؛ ارنست مك‌كلاين؛ توشيو كورودا؛ پيتر لمبورن ويلسون؛ ژان  كانتين؛ صلاح الصاوي؛ سيد اطهر عباس رضوي؛ اس. مهدي حسن.
 
اكنون پس از سال‌ها، هنوز جاويدان‌خرد نام آشنايي براي محققين در حوزه فلسفه و حكمت است، با همان اهداف و با همان چشم‌اندازها؛  از اين‌رو مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، با همكاري انجمن علمي حكمت و فلسفة ايران، در راستاي اهداف كلان و چشم‌اندازهاي درازمدت خود، فصلنامة جاويدان‌خرد را دوباره منتشر خواهد كرد.
 
مدير مسئول دوره جديد مجله تخصصي و بين المللي جاويدان خرد، دكتر غلامرضا اعواني است. سردبير بخش انگليسي دكتر سيد‌حسين نصر و سردبير بخش فارسي دكتر شهين اعواني  مي‌باشد. مدير اجرايي فرشته كاظم‌پور است. تلفن تماس: 66965346.
 
اولين شماره دوره جديد (سال پنجم، شماره اول) در بهار 1387 با اين مطالب منتشر خواهد‌شد:
 
الف: بخش فارسي‌ـ عربي
ـ معناي جاويدان‌خرد، دكتر غلامرضا اعواني
ـ ابن‌سينا و طبقه‌بندي حكمت، دكتر محسن كديور
ـ رسالة اقسام‌الحكمه، شيخ الرئيس ابن‌سينا
ـ تذكرة‌الاولياء؛ تذكره چيست؟ اولياء كيستند؟، دكتر شهرام پازوكي
ـ معرفي كتاب
ـ آشنايي با نويسندگان اين شماره
خلاصة مقالات انگليسي به فارسي
 
ب: بخش زبانهاي خارجي
- Roland Pietsch, Meister Eckharts Lehre vom Ursprung und Ziel des Menschen.
- Zachary Markwith, Love and Devotion According to Sri Ramakrishna and Muhĕyì al-Dìn ibn al-Arabì
ـ آشنايي با نويسندگان اين شماره، به زبان انگليسي
ـ خلاصة مقالات فارسي به انگليسي
- نمايه دوره اول (هشت شماره): نمايه پديد آورندگان، نمايه موضوعي مقالات، نمايه فهرستهاي هر شماره.
گزارش یک کتاب: خُلاصَة النَـظر
 
تحقيق و مقدمه: زابينه اشميتكه و حسن انصاري
پيشگفتار پارسي: نصرالله پورجوادي
 (6ص پيشگفتار پارسي+ 194ص + 20ص مقدمه انگليسي)
مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران
مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه آزاد برلين ـ آلمان
1385
 
اين اثر كه متني كلامي از نويسنده‌اي شيعي دوازده امامي و از پيروان مذهب معتزلي است در فاصلة ميان روزگار سديدالدين محمود بن علي الحمصي الرازي( زنده در سال 600 هـ) و نصيرالدين طوسي( درگذشته در 672هـ) به نگارش درآمده است. ساختار كتاب حكايت از آن دارد كه نگارنده سخت متأثر از كتاب المنقذ من التقليد حمصي رازي بوده است.
 
كتاب از  هشت باب تشكيل شده و هر باب نيز به فراخور مطلب، مشتمل بر مسايلي است.
  1. باب الكلام في الصفات
  2. باب العدل
  3. باب الكلام في التكليف
  4. باب الوعد و الوعيد
  5. باب الكلام في النبوة
  6. باب الإمامة
  7. باب في الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر
  8. باب في الآجال و الأرزاق
بزرگان كلام شيعه نظير شيخ مفيد، سيد مرتضي و شيخ طوسي بارها در اين كتاب ياد شده‌اند. متن حاضر بر‌پاية نسخة خطي متعلق به كتابخانة ملي پاريس تصحيح شده است. مصادر تحقيق، فهرست آيات قرآني، اعلام، فرق و مذاهب، و كتابها پايان‌بخش كتاب است.
 
تهيه كننده : محمد جواد اسماعيلي
گزارش یک سخنرانی: نظريه‌هاي محتواي ذهن
 
چندی پیش دکتر حسين شيخ رضايي عضو هیئت علمی مؤسسه سخنرانی­ای را با عنوان "نظریه­های محتوای ذهن" در محل مؤسسه ارائه کرد که در ذیل گزارشی از آن می­آید:
 
فصل نخست: محتوا چيست؟ نظريه‌هاي محتواي ذهن به دنبال پاسخگويي به چه سؤالي هستند؟
     برخي حالات ذهني درباره اشياء هستند. بازنماياننده اشياء يا حالت خاصي ميان اشياء هستند. مثال: باورها، اميال، بعضي احساس‌ها مانند خوشحالي، ناراحتي، ترس و ...
     براي فهم مغز و ذهن بايد فهميد که مغز و ذهن چگونه داراي توان "در مورد چيزها بودن" هستند.
     فرض: باورها حالات فيزيکي مغز هستند. سؤال: چگونه برخي حالات فيزيکي يک شيئ فيزيکي مي‌تواند در مورد چيزي باشند؟ حال آن‌که بقيه فاقد اين توان هستند.
     مسأله محتوا: چگونه مغز مي‌تواند جهان را بازنمايي کند و در مورد جهان باشد؟ چگونه افکار مي‌توانند معنا داشته باشند؟ ويژگي‌هاي سمانتيکي از کجا مي‌آيند؟
 فصل دوم: چند نمونه از نظريه‌هاي محتواي ذهن
2ـ1. نظريه مشابهت
     فکر سگ در من سگ در مورد سگ است چون شبيه سگ است.
     ايرادات: مشابهت ميان دو فکر است نه ميان فکر و اشياء/ مشابهت وجه لازم دارد/ مشکلات مشابهت بصري
2ـ2. نظريه علي
     افکار من در مورد الف‌ها درباره الف‌ها است چون اولاً اين افکار معلول الف‌ها هستند و ثانياً هيچ چيز جز الف‌ها علت ايجاد اين افکار در من نبوده است.
     ايرادات: مسأله عمق/ مسأله پهنا/ مسأله فصلي‌ها
     مسأله فصلي‌ها: امکان بازنمايي اشتباه ـ محتوا ترکيب فصلي تمام حالاتي خواهد بود که مي‌توانند علت ايجاد اين فکر باشندـ هيچ کس هيچگاه اشتباه نمي‌کند.
2ـ3. نظريه اطلاعاتي
     يک حالت از امور حامل اطلاعاتي در مورد يک حالت ديگر است  هرگاه رخ دادن اولي احتمال رخ دادن دومي را زياد کند.
     ايرادات: کدام بخش از اطلاعات محتوا را معين مي کند؟/ بسياري روابط اطلاعاتي اصولاً بازنمودي نيستند.
2ـ4. نظريه فودور
     محدود کردن نظريه علي براي حل مشکل فصلي‌ها. وابستگي نامتقارن: آن مولفه‌اي محتوا را معلوم مي‌کند که به ساير مولفه‌ها وابسته نباشد.
     ايراد: مسأله عمق
2ـ5. نظريه طراحي (خداوند)
     چون چنين طراحي شده، چنين بازنمايي مي‌کند. اما مي‌تواند به اشتباه کار کند.
     ايراد: از کجا مي‌دانيم براي چه طراحي شده است.
فصل سوم: نظريه غايت‌مدارانه محتوا (رويکرد روث ميليکن)
نظريه تکامل مي‌تواند منبعي باشد براي آن‌که بگويد ارگان‌ها قرار است چه بکنند. لذا مي‌تواند منبع نرماتيو بودن باشد. کارکرد زيست‌شناختي يک ارگان از ميان تمام کارهايي که مي‌کند کاري است که در گذشته انجام داده و به بقاء و توليد مثل نياکان گونه کمک کرده است.
     بازنمايي‌هاي ساده‌تر در طبيعت: رقص زنبور و نشان دادن فاصله و جهت شهد (رقص بازنمايي چيزي است اما در عين‌حال يک کارکرد زيست‌شناختي هم دارد و به صورت طبيعي انتخاب شده است.)
     سيستم بازنمايي متشکل از: توليد کننده و مصرف کننده (در بازنمايي ذهني اين‌ها هر دو درون يک ذهن قرار دارند.) اهميت اصلي با مکانيزم مصرف کننده است. مصرف کننده است که محتواي بازنمايي را معين مي‌کند. براي تشخيص محتوا به جاي علت بايد به معلول (به چه منظوري مصرف مي‌شود) نگاه کرد. انتخاب طبيعي تنها به نتيجه حساس است.
     نتيجه: محتواي يک بازنمايي الف است اگر مکانيزم مصرف کننده آن را به شکل بازنماياننده الف در نظر بگيرد. ايراد: مجددا "بازنمايي" داريم. بايد آ ن را حذف کنيم.
     راه‌حل: کارکرد درست در مقابل موفقيت. محتوا يعني شرايطي در جهان خارج که موفقيت يک بازنمايي را تضمين کنند. (نه شرايط عمومي بلکه شرايط خاص).
     حرکت به سوي بازنمايي‌هاي پيشرفته‌تر:
1ـ بازنمايي‌هاي جديد بدون هيچ سابقه‌اي در تاريخ تکاملي
2ـ بازنمايي‌هاي ادراکي که ممکن است مستقيماً به اهداف اصلي تکامل (بقاء و توليد مثل) مربوط نباشند
3ـ دربازنمايي‌هاي پيشرفته‌تر: تمايز ميان باور و ميل (جنبه اخباري و امري). شايد موجودات ديگر هم داشته باشند. ضمن آن که انسان هم در مواردي اين تفکيک را ندارد (سيستم ايمني).
4ـ استدلال از مجموعه‌اي از باورها و اميال به مجموعه ديگري از باورها و اميال (شايد مخصوص انسان باشد).
5ـ ويژه انسان: ساختار حداقل برخي از افکار شبيه ساختار زبان است. دو وجه اصلي: عموميت و موضوع‌ـ محمولي بودن (با امکان نفي محمول).
فصل چهارم: ايراداتي به نظريه غايت‌مدارانه محتوا
4ـ1. توسعه خلاف شهود محتوا
     طبق الگوي ميليکن بايد گفت درد هم يک حالت بازنمايي است چرا که يک توليد کننده دارد (مثلاً جراحت عضله) و يک مصرف کننده (مثلاً پس کشيدن دست). دليل انتخاب آن هم رفتارهاي واکنشي بوده تا با دوري از خطر، امکان بقاء و توليد مثل موجود زياد شود. لذا شرط موفقيت اين کارکرد همان رفتارهاي واکنشي است. در نتيجه طبق الگوي ميليکن بايد گفت درد بازنماياننده رفتارهاي واکنشي (پس کشيدن دست) است که نامعقول به نظر مي‌رسد.
4ـ2. ايراد نامعين بودن محتوا
     فودور: در مثال قورباغه محتوا مگس است يا اشياء سياه و کوچک متحرک؟
     پاسخ ميليکن: محتوا غذا است.
     ايراد: چرا غذا و نه حفظ سلامتي يا تقويت توان توليد مثل؟
     پاسخ نيندر: تاکيد بر کارکرد نادرست (بي‌واسطه‌ترين معلول يک خصلت).
     محتوا: اشياء سياه و کوچک متحرک.
     ايراد: با اين تحليل، محتوا بايد در آوردن زبان باشد.
     پاسخ پاپينو: باور در پيوند با ميل منجر به رفتار مي‌شود. محتواي ميل محتواي باور را معين مي‌کند. تنها به دنبال آن نتايجي هستيم که به ارضاء ميل کمک مي‌کنند نه نتايجي که به اهداف اصلي تکامل کمک کنند. نتيجه: جانوراني که فاقد روان‌شناسي   باورـ ميل هستند، اصولاً داراي محتواي افکار نيستند.
     سؤال: چرا محتواي اميال نامعين نيست؟
     پاسخ: استفاده از راه‌حل نيندر (بي‌واسطه‌ترين معلول يک خصلت). 
     ايراد: با مسأله تعميم محتوا روبرو مي‌شويم. محتواي يک باور واحد براي يک فرد واحد بسته به ساير اميال او عوض مي‌شود (زمينه‌گرايي). ظاهراً وصف اشياء در محتواي آن‌ها وارد مي‌شود. آيا دوباره همان مشکل اصلي نامعين بودن محتوا برنگشته است؟
گزارش یک پژوهش: ابن‌سينا و طبقه‌بندي حكمت
(تحليل، تحقيق و تصحيح رساله اقسام الحكمه ابن‌سينا)
 
گزارش پژوهش پايان‌يافته: يکي از آثار مسلم الانتساب ابوعلي حسين بن عبدالله بن سينا (370ـ428) «رسالة اقسام الحکمة» (تقاسيم الحکمة، اقسام العلوم العقلية) است که احتمالاً بين سالهاي 392 تا 412 نگاشته شده است. اين رساله از يک مقدمه، 11 فصل و يک خاتمه تشکيل شده است. ابن‌سينا در اين رساله 15 علم طبيعي، 15 علم رياضي، 7 علم الهي، 3 علم در حکمت عملي، و 9 علم منطقي و در مجموع 49 علم اصلي و فرعي حکمي را به اختصار معرفي کرده و به مهمترين کتب مرجع هر رشته نيز اشاره کرده است. در اين رساله عناوين 20 کتاب ارسطو، و کتبي از افلاطون، اقليدس، بروسن و فرفوريوس آمده است. مفاد اين رساله در ديگر آثار ابن‌سينا از قبيل مدخل منطق و الهيات الشفاء، دانشنامه علائي، عيون الحكمة و حكمة المشرقيين به‌نحوي دنبال و تكميل شده است، هر چند اين رساله مشروح‌ترين اثر ابن‌سينا در موضوع طبقه‌بندي علوم و تقسيم حكمت است..
 
طبقه‌بندي حكمت از سوي ابن‌سينا در اين رساله متخذ از ميراث ارسطوئي است. استخوان‌بندي تقسيم حكمت به نظري و عملي، و تقسيم ثلاثي هر يك، در دوران اسلامي در دو رساله «التنبيه علي سبيل السعادة» و «ما ينبغي ان يقدم قبل تعلم فلسفة ارسطو» فارابي و «مفاتيح العلوم» خوارزمي به چشم مي‌خورد. طبقه‌بندي اصلي حكمت رياضي و طبيعي نيز قبلاً در رساله «کمية کتب ارسطوطاليس و ما يحتاج اليه في تحصيل الفلسفة» کندي آمده است.
 
اهميت اين رساله از سوئي در تثبيت موارد فوق از سوي ابن‌سينا و تبديل آن به طبقه‌بندي رسمي در دوران اسلامي است، چرا كه اكثر طبقه‌بندي‌هاي فوق در كتاب پرآوازه «احصاء العلوم» فارابي رعايت نشده است. از سوي ديگر ناشي از ابتكارات ابن‌سينا در فصول چهارم، نهم و دهم اين رساله (فصول حكمت عمليه و حكمت الهيه) است.
 
تقسيم سياست مدني به علم مُلک و علم نواميس؛ تأسيس علم نواميس (دين‌شناسي فلسفي)؛ پافشاري بر عدم مخالفت حکمت با وحي و شريعت، اعتبار احکام وحي در حوزه ممکنات عقلي، و اذعان به محدوديت ادراک عقلي و خضوع عقل در برابر مفاد وحي در قلمرو ياد شده از ابتکارات اين رساله است. اين راه که با کندي آغاز شد، با ابن‌سينا به بالندگي رسيد و با رويکرد «اصالت فلسفه» فارابي متفاوت است.
 
ابن‌سينا مجردشناسي فارابي در «احصاء العلوم» را به سه بخش خداشناسي، عقل شناسي و شناخت نفوس سماوي تجزيه کرد. جزئيات و تفصيل هر پنج بخش با ابن‌سينا به اوج خود مي‌رسد، هرچند اين تقسيم نه از سوي ابن‌سينا و نه از سوي ديگر حكيمان در عمل رعايت نشده است. دو علم وحي‌شناسي فلسفي و آخرت‌شناسي فلسفي به‌عنوان علوم فرعي الهي براي نخستين‌بار توسط ابن‌سينا در اين رساله مطرح شده‌اند. ابن‌سينا در شرح اين دو علم به نکات مهمي در باب وحي و معاد جسماني اشاره کرده است. 
 
نفوذ رساله اقسام الحكمة در دوران اسلامي به مراتب بيش از كتاب ارزنده «احصاء العلوم» فارابي است. رساله‌اي كه بتواند متفكراني چون خواجه نصيرالدين طوسي، شهرزوري و قطب‌الدين شيرازي را به اقتباس (گاه تا حد نقل مستقيم) وا دارد و متفكران صاحب مكتبي چون غزالي را از تأثير خود بي‌نصيب نگذارد، جايگاه رفيعي در تاريخ طبقه‌بندي علوم در جهان اسلام دارد. رساله اقسام الحكمة ابن‌سينا يكي از سه اثر تأثيرگذار حوزه «طبقه‌بندي علوم» در دوران اسلامي، و از زاويه «منبع‌شناسي فلسفي» يکي از سه اثر اصلي اين دوران است. متن كامل اين رساله به زبانهاي لاتين، فرانسوي (3 بار) و فارسي و پاره‌هايي از آن به عبري و انگليسي ترجمه شده است.
 
عليرغم انتشار مكرر دو چاپ غير مصحح، تصحيح انتقادي اين رساله براي نخستين‌بار بر اساس چهار سه خطي شماره‌هاي 4754 و 4755 كتابخانه دانشگاه استانبول،4651 كتابخانه ملك تهران و4852 کتابخانه اياصوفيه استانبول كه تاريخ كتابت آنها بين سالهاي 588 تا 724 است (گزيده شده از ميان 58 نسخه خطي) منتشر مي‌شود. از دستاوردهاي اين تحقيق كشف اثر محتمل الانتساب تازه‌اي از ابن‌سينا به نام رساله «اقسام علوم الاوائل» است.
گزارش کتاب : كشف المعاقد في شرح قواعد العقائد
 
محمود بن علي بن محمود الحمصي الرازي (معروف به تاج رازي زنده به سال 750-749)
 
چاپ عكسي از روي نسخة خطي كتابخانة دولتي برلين(آلمان)
به ضميمة بخشي از كتاب الملخّص فخر رازي به خط تاج رازي
 
مقدمه انگليسي و فهرستها: زابينه اشميتكه
ترجمة مقدمه به پارسي: احمد رضا رحيمي ريسه
(160ص+23 ص مقدمه پارسي و مشخصات نسخه+ 16ص مقدمه انگليسي)
مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران
مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه آزاد برلين ـ آلمان 1386
 
در ميان آثار مختصر و پرتأثير نصيرالدين طوسي در پايان روزگار زندگي وي، مي‌توان به تجريد الاعتقاد و قواعد العقائد اشاره كرد. طوسي با بهره‌گيري از مفاهيم و شيوة فلسفي در اين دو اثر، آغازگر روشي تازه در نگارش‌هاي كلامي بود. بر هر دو اثر شرح‌هاي بسياري به نگارش درآمده كه به مناسبت انتشار اثر دوم، قواعد العقائد، فقط به معرفي آنها اشاره مي‌شود:
1.      شرح القواعد، ركن الدين ابو محمد حسن بن محمد بن شرفشاه
2.      كشف الفوائد علي ايضاح ما اشتملت عليه الرسالة الموسومة بقواعد العقائد، علامه حلي
3.      كشف المعاقد في شرح قواعد العقائد، تاج رازي
4.      تحرير القواعد الكلامية في شرح الرسالة الاعتقادية الموسومة بقواعد العقائد، عبدالرزاق شيرازي
5.      شرح الشعيبي علي قوائد العقائد، ابوعبدالله اسفرايني
6.      الرسالة العزية في شرح المقالة النصيرية، ناشناس
 
مصحح كتاب بر اين باور است كه اطلاعات مربوط به زندگي تاج رازي در منابع كتابشناختي متضاد و در مواردي غير قابل اعتماد است. وي كوشيده است تا بر‌پاية برخي اطلاعات مسلّم، نسبت به زندگي و آثار وي آگاهي‌هايي به ما بدهد. شرحي بر الايلاقي في الطب، الامالي العراقية و شرح بر الصحائف الالهية در زمرة آثار تاج رازي است.
 
شيوة تاج رازي در كشف المعاقد في شرح قواعد العقائد بدين صورت است كه ابتدا بخشي از سخن نصيرالدين طوسي را نقل مي‌كند سپس با بهره‌گيري از همان ساختار مؤلف به شرح كتاب مي‌پردازد. اشاره به ديدگاه‌هاي متكلماني نظير ابوالحسين بصري، ابو‌علي و ابو‌هاشم جبايي، ابوالحسن اشعري، شيخ مفيد و جاحظ از يك سو و بزرگاني نظير زردشت، سقراط، افلاطون، ارسطو، جالينوس، فرفوريوس، ثامستيوس و ابن سينا از سوي ديگر قابل توجه است. پس از مقدمه و شرح آن، ابواب كتاب به صورت ذيل آمده است:
الباب الاول في اثبات موجد العالم
الباب الثاني في ذكر صفات الله تعالي
الباب الثالث في ذكر ما ينسب اليه تعالي من الافعال
الباب الرابع في النبوة و ما يتبعها من الامامة و غيرها
القسم الثاني من الباب الرابع في الامامة
الباب الخامس في الوعد و الوعيد
 
فهرست اعلام، كتاب‌ها، فرق و مذاهب، مكانها و آيات قرآني پايان بخش كتاب است.
نهمین شماره خبرنامه فلسفی منتشر شد
 
نهمین شماره خبرنامه فلسفی ماهنامه خبری مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران ویژه خرداد 1387 منتشر شد.
 
این خبرنامه فلسفی شامل آخرین اخبار و گزارشها در مورد فعالیتهای پژوهشی و آموزشی مؤسسه و همچنین اخبار اداری است که در سه بخش اخبار پژوهشی، اخبار اداری و جهت اطلاع ارائه شده است.
 
چیتیک قلب فلسفه اسلامی را بررسی می­کند
 
نشست "قلب فلسفه اسلامی: جستجوی معرفت نفس در آموزه‌های بابا افضل‌ کاشانی" با سخنرانی دکتر ویلیام چیتیک برگزار می‌شود.
 
این سخنرانی در تاریخ 22 خردادماه در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار می‌شود.
 
چیتیک در سال 1943 در شهر میلفورد امریکا به دنیا آمد. وی لیسانس خود را در رشته تاریخ از امریکا گرفت و سال 1966 به ایران آمد و در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ درجه دکتری در این رشته شد.
 
وی 12 سال در ایران اقامت داشت و از اساتیدی چون جلال الدین همایی، بدیع الزمان فروزانفر، سیدحسین نصر، ایزوتسو، هانری کربن و سیدجلال الدین آشتیانی بهره برد.
نشست "گفتگوي فرهنگها و جوامع" برگزار شد
 
نشست "گفتگوي فرهنگها و جوامع: ملاحضاتي در باب ضرورتها، فرصتها، دشواريها و محدوديتهاي آن" در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.
 
سخنران این نشست دكتر يوخن هيپلر استاد علوم سياسي دانشگاه دويسبورگ، مقاله خود را به زبان انگليسي ايراد كرد. (شنيدن فايل صوتي)
 
دکتر فتح‌الله مجتبایی:  "جوگ باسشت" نشانگر نزدیکی عرفان اسلامی و عرفان هندی است
 
دکتر فتح‌الله مجتبایی گفت: کتاب "جوگ باسشت" نشان‌دهنده تسلط میرفندرسکی بر عرفان و فلسفه هند است. این کتاب از لحاظ عرفان تطبیقی قابل توجه است. برای اینکه نشان می‌دهد عرفان اسلامی تا چه اندازه با عرفان هندی نزدیکی دارد.
 
از سوی انجمن حکمت و فلسفه ایران نشست بررسی کتاب "روابط فرهنگی مسلمانان و هندوان" تألیف دکتر فتح‌الله مجتبایی و بررسی کتاب "جوگ باسشت" تصحیح، تحقیق و ترجمه دکتر فتح‌الله مجتبایی با حضور مؤلف، دکتر داریوش شایگان و کامران فانی عصر روز پنجشنبه، دوم خردادماه در محل موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.
 
در ابتدای این نشست دکتر غلامرضا اعوانی، به روابط ایران و هند اشاره کرد و اظهار داشت : ایران و هند ارتباط زبانی بسیاری با یکدیگر داشتند و در گذشته تجانس زبانی بین این دو بسیار بوده است.
 
وی دو فرهنگ ایران و هند را دو فرهنگ بسیار نزدیک به یکدیگر ارزیابی کرد و گفت: ایران در انتقال فرهنگ هند به جهان خارج نقش بسیار اساسی داشته است. یکی از کسانی که درباره هند تحقیق کرده ابوریحان بیرونی بوده است. دکتر مجتبایی و دکتر شایگان نیز از جمله کسانی هستند که در هندشناسی معاصر و انتقال هند به ایران بسیار تلاش کردند.
 
اولین سخنران این نشست دکتر مجتبایی بود که به معرفی کتاب "جوگ باسشت" میرفندرسکی پرداخت و گفت : این کتاب در حقیقت ترجمه‌ای از کتاب رامایای دوم معروف است اما طرح و داستانهای آن برای بیان نوعی فلسفه وجودی به فلسفه شانکارا بسیار نزدیک می‌شود. به همین مناسبت در زمان اکبر شاه مسلمانان به این اثر توجه خاصی داشتند و این اثر در همین زمان ترجمه شد. همچنین این کتاب به زبان فارسی هم ترجمه شده است.
 
به گزارش مهر، دکتر مجتبایی در ادامه با اشاره به این نکته که میرفندرسکی بر این کتاب مقدمه‌ای در باب اساطیر هندی نوشته گفت: در نتیجه این نشان دهنده تسلط میرفندرسکی و  آشنایی‌اش با عرفان و فلسفه هند است. این کتاب از لحاظ عرفان تطبیقی قابل توجه است. برای اینکه نشان می‌دهد عرفان اسلامی تا چه اندازه با عرفان هندی نزدیکی دارد.
 
وی با اشاره به اینکه از این کتاب دو نسخه موجود است و من از آنها استفاده کرده‌ام گفت: این دو نسخه یکی در کتابخانه مجلس است و دیگری از سوی مرحوم افشار شیرازی در اختیار من قرار گرفته است که صریحاً اسم میرفندرسکی در آنها آمده است.
 
وی درباره کتاب مجموعه مقالات روابط فرهنگی مسلمانان و هندوان نیز گفت: این کتاب در اصل سه سخنرانی بوده که در بنیاد آموزشی و فرهنگی ذاکر حسین در دهلی نو، هندوستان ارائه شده  و سپس باعنوان جنبه‌هایی از روابط فرهنگی هندو ـ اسلامی به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است.
 
دکتر مجتبایی سپس به عنوان فصلهای این کتاب اشاره کرد که عبارتند از: بیرونی و هند: کوشش نخستین برای فهم؛ مکتوبات پارسی هندی: قلمرو و پیوندشان؛ عرفان هندو ـ اسلامی: زمینه‌ای مشترک برای فهم؛ برخی جنبه‌های روابط فرهنگی هندو ـ اسلامی و  تلفیق اندیشه‌های دینی هندو ـ اسلامی.
دکتر داریوش شایگان: ابوریحان بر خلاف داراشکوه روحیه­ای علمی دارد
 
دکتر شایگان گفت: داراشکوه و ابوریحان کاملاً دو شخصیت جدا از هم هستند یکی عارف و دیگری فردی علمی است.
 
از سوی انجمن حکمت و فلسفه ایران نشست بررسی کتاب "روابط فرهنگی مسلمانان و هندوان" تألیف دکتر فتح‌الله مجتبایی و بررسی کتاب "جوگ باسشت" تصحیح، تحقیق و ترجمه دکتر فتح‌الله مجتبایی با حضور مؤلف روز پنجشنبه دوم خردادماه در محل مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد و دکتر داریوش شایگان نیز در این نشست به ایراد سخنرانی پرداخت.
 
دکتر شایگان در آغاز سخنانش به رابطه ابوریحان و غزنویان اشاره کرد و گفت: محمود غزنوی به شکل فاتحانه‌ای وارد هند می‌شود و طبیعتاً وی نقش منزجرکننده برای هندوان داشته است. از سوی دیگر ابوریحان می‌خواهد با فرهنگ این سرزمین آشنا شود و این کار برای او بسیار دشوار است ولی سعی می‌کند زبان آنها را یاد گیرد.
 
وی افزود: ابوریحان مرد بسیار مدرنی است . او از یکسو فرهنگ یونانیان را به هندیان معرفی می‌کند و از سوی دیگر فرهنگ هندی را به ایران معرفی می‌کند.
 
دکتر شایگان در ادامه سخنانش به هندشناسی ابوریحان اشاره می‌کند و می‌گوید: ابوریحان نمی‌تواند با بودیزم ارتباط برقرار کند چرا که در آن زمان آیین بودا در هند چندان حضوری ندارد و در آن زمان قیامی علمی علیه بودیزم می‌شود و از طریق استدلال این آیین از هند خارج می‌شود.
 
وی سپس به شش مکتب فلسفی هندی اشاره کرد و گفت: ابوریحان دسترسی به اوپانیشادها پیدا نمی‌کند و این بسیار عجیب است.
 
دکتر شایگان به داراشکوه نیز اشاره کرد و گفت: داراشکوه و ابوریحان کاملاً دو موجود جدا از هم هستند یکی عارف و دیگری فردی علمی است. در نوشته دکتر مجتبایی آمده است که فضای آن زمان تا چه اندازه عرفانی و مختلط بوده است.
 
دکتر شایگان به نوع تحقیق درباره وضعیت هند اشاره کرد و گفت: برای مقایسه با مفاهیمی که ارتباط جوهری با هم ندارند باید تناسبات ریاضی برقرار کنید و بگویید مثلا آ به ب همان نسبتی را دارد که ج با د دارد. اگر این شیوه را به کار ببرید آن موقع درمی‌یابید که عوالم اربعه همان رابطه را دارد که چهار آگاهی نسبت به برهمن دارد. منتهی اینها دلیل نمی شود این شبیه دیگری شود. 
 
وی در پایان اظهار داشت: من ازکتاب "روابط فرهنگی مسلمانان و هندوان" بسیار لذت بردم و توصیه می‌کنم شما هم این کتاب را مطالعه کنید.
کامران فانی:  ابتکارات پژوهشی دکتر مجتبایی کم­نظیرند
 
کامران فانی گفت: دکتر مجتبایی دو مسئله مهم در مورد نسبت فرهنگی ایران و هند و نسبت فرهنگی ایران و یونان را حل کرده است و از این جهت کارهای پژوهشی ایشان کم­نظیرند.
 
از سوی انجمن حکمت و فلسفه ایران نشست بررسی کتاب "روابط فرهنگی مسلمانان و هندوان" تألیف دکتر فتح‌الله مجتبایی و بررسی کتاب "جوگ باسشت" تصحیح، تحقیق و ترجمه دکتر فتح‌الله مجتبایی با حضور مؤلف، دکتر داریوش شایگان و کامران فانی عصر روز پنجشنبه، دوم خردادماه در محل مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.
 
کامران فانی نیز در این نشست به ایراد سخن پرداخت و در ابتدای سخنانش به ویژگی مجتبایی اشاره کرد و گفت : کار تحقیق دارای دو جنبه است. یکی این است که به تشریح و توضیح می‌پردازید و نکته تازه­ای طرح نمی­کنید و دیگر آنکه محقق و پژوهنده گامی به سوی جلو می­رود و علم را به پویایی می­رساند. این شیوه در علوم ریاضی و دقیقه مشخص است اما در علوم انسانی این شیوه چندان مشخص نیست. در صورتی که علوم انسانی زمانی پیشرفت می­کنند که مسئله­ای که ارائه می­شود حل نیز بگردد. البته کمتر محققی را می‌بینید که به این حوزه دست پیدا کرده باشد.
 
فانی با اشاره به نوع فعالیت علمی مجتبایی که دو مسئله درباب نسبت ایران و هند و ایران و یونان را حل کرده گفت: نخستین کتابی که مجتبایی تالیف کرد "شهر زیبای افلاطون و شاهی آرمانی در ایران باستان" نام دارد. بحث بر این است که ایران چه تاثیری بر افلاطون داشته است. تأثیر زرتشت را همیشه گفته­اند اما دکتر مجتبایی در این کتاب به شکل قطعی اشاره کردند که افلاطون تحت تأثیر نظریه سیاسی در ایران باستان بوده است.
 
وی به دومین مسئله اشاره کرد و گفت: مسئله نحو زبان عربی دومین موردی است که مجتبایی به‌جد به آن پرداختند و نشان دادند  که نحو عربی یکسره تحت تأثیر نحو سانسکریت بوده است.
 
فانی درباره کتابهای جدید مجتبایی گفت: مقالۀ مجتبایی درباره ابوریحان را اگر با دید امروزی نگاه کنیم قطعاً با مسائل جدیدی رو برو می‌شویم. اما پیام بیرونی برای ما امروزیان چیست؟ بیرونی می‌گوید چگونه می‌شود یک قوم و فرهنگ دیگری را شناخت. کتاب بیرونی نشان می‌دهد یک محقق با چه مشکلاتی روبرو است.
 
وی درباره هدف بیرونی که به هند رفت گفت: اولین چیزی که بیرونی متوجه شد این است که تفکر با زبان رابطه دارد و شما برای اینکه تفکر جایی را بشناسید باید زبان آن را نیز فرا بگیرید. همچنین بیرونی معتقد است برای شناخت یک فرهنگ باید نسبت به آن فرهنگ پیش­داوری نداشته باشید و آن را به نحوی بشناسید که با آن همدلی داشته باشید. البته روح انتقادی را نیز نباید از دست بدهید. سومین نکته­ای که بیرونی به آن اشاره می کند این است که شما برای شناخت بخشی از یک فرهنگ می­بایست کل آن فرهنگ را بشناسید. بیرونی درابتدا رفته بود که ریاضیات و نجوم را فرا بگیرد اما بعداً متوجه شد که ریاضیات و نجوم همراه با جنبه­های دیگر فرهنگ هند همراه است و می­بایست آنها را هم  شناخت.
دکتر غلامرضا اعوانی: حکمت عملی در شرق والاترین نوع معرفت است
 
رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در همایش "حکمت متعالیه متعالی و تدبیر خانواده" گفت: در تقسیمات سه گانه، حکمت عملی در بالاترین مرتبه قرار می‌گیرد. اخلاق حقیقی بدون خانواده و خانواده بدون تدبیر منزل و سیاست امکان ندارد. انسان فرزانه کسی است که در حکمت عملی فرزانگی دارد.
 
دکتر غلامرضا اعوانی  رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران صبح روز چهارشنبه اول خردادماه در یازدهمین همایش بزرگداشت حکیم صدر المتالهین  با "عنوان حکمت متعالیه و تدبیر خانواده" که به همت بنیاد حکمت صدار برگزار شد، به اهمیت تدبیر خانواده در اندیشه‌های حکمی ملاصدرا تأکید کرد و بر نزدیکی آن با آموزه‌های الهی و آیات قرآنی اشاره کرد.
 
وی در آغاز تدبیر منزل را یک ششم از حکمت خواند و گفت: از آنجایی که حکمت امری کلی است بدون تدبیر خانواده نمی‌توان از حکمت و دانش سخن گفت.
 
اعوانی با اشاره به اهمیتی که حکمای شرقی به تدبیر منزل می‌دادند گفت: حکما در چین، هند و ایران باستان بیش از یونان به این مهم توجه کرده اند و در تقسیمات سه گانه، حکمت عملی در بالاترین مرتبه قرار می‌گیرد. اخلاق حقیقی بدون خانواده و خانواده بدون تدبیر منزل و سیاست امکان ندارد. انسان فرزانه هم در این نظام کسی است که در حکمت عملی فرزانگی دارد.
 
رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در بخش دیگری از سخنانش اهمیت حکمت عملی نزد آیینهای شرقی چون آیین کنفوسیوسی اشاره کرد و گفت: نزد کنفوسیوس روابط میان افراد خانواده برای اصلاح جامعه ضرورت دارد. در میان حکمای ایرانی نیز احترام به خانواده بسیار محسوس است و هرودوت و دیگران نظام خانواده در ایران را بسیار ستوده‌اند.
 
وی سپس به حکمت خانواده نزد ارسطو و یونان باستان اشاره کرد و با تأکید بر آثاری که نزد حکمای اسلامی در این زمینه نگاشته شده است، گفت: کسانی چون سهروردی، خواجه نصیرالدین طوسی، شمس الدین عاملی بحثهای التقاطی فراوان در مورد خانواده دارند که به معنای دقیق اسلامی نیست اما ملاصدرا در این میان جایگاه ویژه ای دارد و مباحثش التقاطی نیست.
 
دکتر اعوانی با اشاره به اهمیت روش حکمت متعالیه آن را حکمت تحقق خواند و گفت: ملاصدرا در تفسیر قرآن با اشاره به معنای اصیل 5 مفهوم فقه، علم، توحید، ذکر و حکمت اهمیت حکمت را از دیدگاه الهی بیان کرده است.
 
وی در پایان سیاست و تدبیر منزل را حکمت الهی خواند و گفت: باید از بدفهمی نسبت به اندیشه‌های ملاصدرا بپرهیزیم و فهم حکمت متعالی به معنای فهم حکمت الهی است.