قراملکی در مراسم رونمایی از کتاب «نظریه اخلاقی رازی»:

عقل‌گرایی خودبنیاد در نظریه اخلاقی رازی

نوشته شده در تاریخ ۰۹:۴۴:۰۰ ۱۳۹۱/۱۲/۰۸ و در حوزه های اخبار و رویدادها - ۰ نظر
عقل‌گرایی خودبنیاد در نظریه اخلاقی رازی

 رازی به دنبال این نیست که بگوید اخلاق ارتباطی با دین ندارد و دینی نیست، بلکه معتقد است نباید دین و اخلاق را در نظریه اخلاقی به هم وصل کرد.

به گزارش پایگاه خبری مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران،‌در ماه گذشته کتاب «نظریه اخلاقی زکریای رازی» به قلم دکتر احد فرامرز قراملکی و به همت مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه منتشر شد.

مراسم رونمایی از این کتاب حضور مؤلف کتاب و حجت‌الاسلام دکتر عبدالحسین خسروپناه؛ رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و دکتر حمیدرضا آیت‌اللهی؛ رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دوشنبه 7 اسفند در دانشکده الهیات دانشگاه تهران برگزار شد.


قراملکی در این مراسم ابتدا توضیحات مختصری را درباره کتاب ارایه کرد و گفت: رازی در نظریه اخلاقی‌اش قصد دارد آنرا هر چه ساده‌تر طرح کند و از افزودن مبانی بیشتر به آن پرهیز کند. زیرا معتقد است مخاطبان یک نظریه اخلاقی عموم مردم هستند.
وی با اشاره به اینکه نوعی عقل‌گرایی خودبنیاد در نظریه رازی مشاهده می‌شود، گفت: زیرا او بر این باور است که اخلاق تنها مخصوص دینداران نیست و یک نظریه اخلاقی باید به گونه‌ای باشد که غیردینداران نیز از آن بهره ببرند. مقصود وی این نیست که اخلاق ارتباطی با دین ندارد و دینی نیست، بلکه معتقد است نباید دین و اخلاق را در نظریه اخلاقی به هم وصل کرد.
وی با طرح موضوع دیگری با عنوان «نقش فلسفه در حرفه‌گرایی» گفت: فلسفه مضاف در کشورهای صنعتی نقش پررنگ دارد در حالیکه این فلسفه‌ها در ایران اصلا قوی نیستند. من برای پاسخ به چرایی ضعف فلسفه‌های مضاف در ایران این فرضیه را مطرح کردم که میان فلسفه و حرفه‌گرایی ارتباط وجود دارد.
قراملکی درباره چیستی حرفه‌گرایی گفت: حرفه‌گرایی عبارت است از عزم ملی در ارتقای مشاغل به حرفه‌ها و رشد متوازن هر حرفه. حرفه‌گرایی در مقیاس جامعه بستر توسعه است، همانطور که تمام کشورهای صنعتی برای ارتقای شغل به حرفه، برنامه‌ریزی کردند. برای مثال رانندگی در کشور ما یک شغل است نه حرفه و همین مساله سبب آزار شهروندان می‌شود در حالیکه رانندگی در آلمان و ژاپن یک حرفه است و دوره‌های یک سال و نیمه برای آموزش رانندگان برگزار می‌شود.
وی تأکید کرد: حرفه‌گرایی و حرفه‌ای بودن در هر شغل در مقیاس فرد سبب ماندگاری می‌شود همانگونه که نام دکتر قریب در حرفه پزشکی کودکان ماندگار شده است.
وی با بیان این‌که حرفه وضعیت برتر هر شغل است گفت: به طور کلی شش مولفه برای تبدیل شغل به حرفه نام برده شده‌اند که نخستین آن دانش است چراکه حرفه نیاز به دانش و تخصص دارد. تجربه مفید و تحلیلی دیگر مولفه‌ای است که شغل را به حرفه بدل می‌کند.
وی افزود: در هر شغلی سنوات یعنی گذر عمر و آنچه از دست رفته است و تجربه چیزی است که در این سنوات به دست می‌آید. فرد موفق نیز کسی است که نسبت قابل قبولی میان سنوات و تجربه او وجود داشته باشد.
استاد دانشگاه تهران مهارت، توانایی، مرام اخلاقی و همچنین نگاه متمایز که منجر به ژرف‌نگری، دورنگری و نگرش سیستمی می‌شود را دیگر مولفه‌های تبدیل شغل به حرفه معرفی کرد.
قراملکی به فقدان حرفه‌ای گری در ایران اشاره کرد و گفت: عدم حرفه‌ای بودن در بسیاری از مشاغل کشورمان دیده می‌شود. برای مثال پلیس‌های راه در کشور ما برای جریمه کردن کمین می‌کنند در حالیکه کمین کردن کار اخلاقی‌ای نیست. این نشان می‌دهد که آن پلیس راهی که کمین می‌کند در شغل خود حرفه‌ای نیست. ناشران ما نیز حرفه‌ای نیستند و به عنوان یک نویسنده از عدم حرفه‌گرایی ناشران آسیب می‌بینم. همچنین ما بازرگانی کتاب را به طور حرفه‌ای نداریم و این حوزه در دست دلالان و مافیای توزیع است.
وی سپس درباره رشد متوازن حرفه‌ها گفت: برای روشن شدن این موضوع باید هرمی را در نظر بگیریم که در بالاترین رده آن، فلاسفه، سپس دانشمندان، سپس تکنولوژیست‌ها و سپس تکنسین‌ها قرار دارند. هر یک از این گروه‌ها اگر به تناسب یکدیگر رشد نداشته باشند و رشدهای سرطانی یکی یا چندتای آن‌ها را شاهد باشیم رشد متوازن حرفه‌ها به هم می‌خورد و قطعا جامعه در مسیر توسعه‌اش با مشکل مواجه خواهد شد.
این مدرس و پژوهشگر اخلاق حرفه‌ای با بیان اینکه رازی هر چهار بخش این هرم را دارا بود گفت: فلسفه یک رشته راهبردی است که جایگاه مهم و کلیدی در رشد متوازن حرفه‌ها دارد.

خسروپناه: انصافاً قراملکی گزارش خوبی از نظریه اخلاقی رازی ارایه کرده


خسروپناه در ادامه این مراسم گفت: کسانی که از گذشته تاکنون به تولید علم پرداختند و برای این سرزمین مفید واقع شدند تنها نابغه نبودند بلکه هویت اسلامی ـ ایرانی نیز داشتند. فردی به درد جمهوری اسلامی می‌خورد که هم نابغه باشد و هم دارای هویت اسلامی ـ ایرانی. یکی از آثاری که می‌تواند این هویت را به ما یادآوری کند همین کتاب آقای قراملکی است.
وی افزود: قراملکی در این کتاب گرفتار آسیب «حجاب معاصرت» که بسیاری از ما دچار آن می‌شویم نشده است. یعنی وی به معاصران حوزه اخلاق مانند مهدی محقق و محمود طباطبایی نیز توجه داشته و دستاوردهای آنان را نیز در کتابش ذکر کرده است. او حق مهدی محقق و محمود طباطبایی را در حوزه اخلاق به خوبی در کتابش ادا کرد.
رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به دیگر ویژگی‌های کتاب قراملکی اشاره کرد و گفت: او در این اثر با پژوهشگران رازی‌شناس برخوردی اخلاقی داشت و زحمت‌های همه آنان را نادیده نیانگاشت و این رفتار وی برای ما درس‌آموز است. او همچنین نکته‌ها و روش‌های اخلاقی بارز زکریای رازی را در تحقیقاتش پررنگ کرد. رازی برخلاف سایر عالمان گذشته، ارجاعات به علمای پیشین را در کتابش ذکر کرده است.
وی سپس به طرح چند پرسش درباره محتوای کتاب پرداخت و گفت: آیا می‌توان با استفاده از مباحث رازی نوعی عقل خودبنیاد را به وی نسبت داد؟ البته عقل خودبنیاد وی با کانت و دکارت متفاوت است. قراملکی برخی از مباحث رازی را به آیات و احادیث مرتبط کرد در حالی که خود رازی از آیات و روایات در نظریه‌اش استفاده نکرد، بنابراین آیا می‌توان گفت که رازی نوعی عقل خودبنیاد دارد؟
خسروپناه افزود: نکته سوم اینکه قراملکی، رازی را فردگرا دانسته است، زیرا وی در نظریه اخلاقی‌اش بیشتر به اصلاح فرد تمرکز دارد این در حالی است که این دانشمند مسلمان اصلاح فرد را راهی برای اصلاح جامعه می‌داند. با این اوصاف آیا باز هم می‌توان رازی را فردگرا دانست؟
وی در پایان گفت: انصافاً قراملکی گزارش خوبی از نظریه اخلاقی رازی ارایه کرده و ابعاد مختلف بحث را باز و سعی کرده زحمات معاصران را نیز در نظر بگیرد.

آیت‌اللهی:‌از نقاط قوت مملکت ما داشتن فلسفه است ولی دغدغه‌های فلسفی ...

حمیدرضا آیت‌اللهی رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات در ابتدای سخنانش وجود فلسفه در ایران را یک نعمت دانست و گفت: یکی از نقاط قوت مملکت ما داشتن فلسفه است و این در هر کشوری صادق نیست، برای نمونه در کشور مالزی اثری از فلسفه یافت نمی‌شود.
وی افزود: اما موضوع اینجاست که با وجود قوت فلسفه در کشور ما، دغدغه‌های فلسفی‌مان روی هوا می‌ماند و مدام با این سوال حتی از سوی دانشجویان روبرو می‌شویم که فلسفه به چه درد می‌خورد؟ در حالی که اصل این سوال یعنی «اصل به درد خوردن همه چیز» را می‌توان به چالش کشید.
رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: فلسفه‌دانان مانند مرزداران هستند. مرزداران را کسی نمی‌بیند اما شهردار کسی است که دیده می‌شود، در حالیکه وجود مرزدار و حفاظت او از مرزها در نقاط دورافتاده سبب می‌شود شهردار به کار بپردازد و دیده شود. در واقع مرزداران سبب می‌شوند که افراد جامعه بتوانند کارهایشان را انجام دهند.
وی به تقسیم‌بندی قراملکی از حرفه‌ها اشاره کرد و گفت: در کشور ما فیلسوفان، دانشمندان، تکنولوژیست‌ها و تکنسین‌ها کار خود را انجام می‌دهند و به یکدیگر کاری ندارند و ارتباط میان آن‌ها ضعیف است که البته این ضعف همان است که در مساله کاربردی شدن علوم انسانی نیز دیده می‌شود. ما به افرادی احتیاج داریم که به برقراری ارتباط میان این حرفه‌ها کمک کنند.
آیت‌اللهی تصریح کرد: کسی که بتواند ارتباط میان این سطوح را برقرار کند باید نگرش و رویکردی دلسوزانه و پیامبرانه داشته باشد، یعنی کسی که درد جامعه را بفهمد و برای رفع آن تلاش کند. به اعتقاد من آقای قراملکی کسی است که می‌تواند ارتباط این حوزه‌ها را پررنگ‌تر کند زیرا او تنها به کلاس‌های درسش بسنده نمی‌کند بلکه گچ به دست می‌گیرد و به کارخانه‌هایی نظیر سایپا می‌رود تا اخلاق حرفه‌ای را به کارکنان این مرکز صنعتی بیاموزد.