دکتر غلامرضا اعوانی

فیلسوفان در زمانة عسرت، نمونه: خواجه‌نصیر

نوشته شده در تاریخ ۱۶:۴۳:۰۰ ۱۳۹۱/۰۷/۰۸ و در حوزه های همایش خواجه نصیر - ۰ نظر
فیلسوفان در زمانة عسرت، نمونه: خواجه‌نصیر

خواجه نصیرالدین طوسی در زمان هلاکوی خونخوار می‌زیست و با هوشمندی خاص خود کار عظیمی در نجات فرهنگ ایران انجام داد. خواجه در شرح خود بر اشارات ابن‌سینا می‌نویسد: این کتاب را با حالی دشوار و خاطری مکدر نوشتم که دشوارتر از آن قابل تصور نیست.

ویکو مورخ نامدار تاریخ فلسفه می‌گوید که اگر کسی درباره فیلسوفی بحث می‌کند، باید با احوال زمانه او آشنا باشد. همه فلاسفه بزرگ و به ویژه فیلسوفان مسلمان از جمله ابن‌سینا، سهروردی، خواجه نصیر و... در زمانه خود دچار عسرت بودند.
خواجه نصیرالدین طوسی در زمان هلاکوی خونخوار می‌زیست و با هوشمندی خاص خود کار عظیمی در نجات فرهنگ ایران انجام داد. خواجه در شرح خود بر اشارات ابن‌سینا می‌نویسد: این کتاب را با حالی دشوار و خاطری مکدر نوشتم که دشوارتر از آن قابل تصور نیست.

ابن‌رشد در غرب دنیای اسلام کار چندانی در احیای فلسفه و حکمت مشاء انجام نداد و نهایت کار او پاسخ به شبهات غزالی بود، اما خواجه نصیر با نگاشتن چند کتاب و پرداختن به دقایق فلسفی، حکمت فلسفی را نجات داد.


این کتاب را در زمانی نوشتم که ظرفی برای غصه‌های دردناک و عظیم بود و هر آنی از آن یک شعله آتش دوزخ بود. هیچ زمانی نبود که چشمان من اشک‌الود نبود و هیچ لحظه‌ای نبود که درد من افزون نشد. وضعیت جانکاه آن زمان یادآور این شعر فارسی است: به گرداگرد خود چندان که بینم/ بلا انگشتری و من نگینم.


مقایسه خواجه با بزرگان فلسفه و کلام


ابن‌رشد در غرب دنیای اسلام کار چندانی در احیای فلسفه و حکمت مشاء انجام نداد و نهایت کار او پاسخ به شبهات غزالی بود، اما خواجه نصیر با نگاشتن چند کتاب و پرداختن به دقایق فلسفی، حکمت فلسفی را نجات داد.
خواجه نصیر غیر از غزالی مخالفان سرسخت‌تر از او در ایران داشت. او با نگاشتن دو کتاب ریشه امام فخر رازی(مشهور به امام شکاکین) را خشک کرد و به اشکالات و شبهات دیگر دشمن سرسخت ابن‌سینا یعنی شهرستانی پاسخ داد و حتی از اشکالات مقدر اینان به ابن‌رشد نیز دفاع کرد.

در علم منطق خواجه نصیر به دلیل نگاشتن اساس الاقتباس بالاتر از سنت‌توماس است


خواجه نصیر در توفیق حکمت و شریعت بسیار تواناتر از ابن‌رشد بود. همچنین باید گفت ابن‌سینا در فلسفه سرآمد است، اما خواجه در نجوم و ریاضی بسیار برجسته‌تر است و در ریاضی کردن نجوم اقدامات بزرگی انجام داده است. ابن‌سینا پایه‌‌گذار سیستماتیک کردن فلسفه است و خواجه نصیر کسی است که کلام را سیستماتیک کرده است.
سنت‌توماس به اندازه خواجه تبحر در علم (به‌ویژه ریاضی و نجوم) نداشته و از این جهت می‌توان خواجه را با کوپرنیک که دو قرن پس از او می‌زیسته است، مقایسه کرد. با این‌حال خواجه از لحاظ کلام عقلی با سنت‌توماس در سنت مسیحی قابل مقایسه است.
در علم منطق خواجه نصیر به دلیل نگاشتن اساس الاقتباس بالاتر از سنت‌توماس است و البته سنت‌توماس چنان‌که ژیلسون می‌گوید، نه از منطق ابن‌سینا، بلکه از منطق ابن‌رشد استفاده کرده است. همچنین باید به یاد داشته باشیم که در زمان سنت‌توماس تمام آثار ارسطو از یونانی ترجمه شد و او منابع بسیاری در دسترس داشته است.