نقش گفت‌وگوی ادیان در «رفع بحران از خود بیگانگی»

نوشته شده در تاریخ ۱۷:۵۱:۰۲ ۱۳۹۱/۰۸/۰۱ و در حوزه های اخبار و رویدادها - ۰ نظر
نقش گفت‌وگوی ادیان در «رفع بحران از خود بیگانگی»

انسان معاصر، گرفتار بحران‌های متعددی از جمله بحران محیط زیست و بحران جنگ و بحران خانواده و ریشه همه بحران‌ها، بحران از خود بیگانگی است که...

حجت الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه، رئیس م‍ؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در نشست گفت‌وگوی ادیان و بحران‌های بشر معاصر در موضوع «نقش گفت‌وگوی ادیان در رفع بحران از خود بیگانگی» به سخنرانی پرداخت؛ آنچه در ذیل آمده است، مشروح سخنان وی است:

انسان معاصر، گرفتار بحران‌های متعددی از جمله بحران محیط زیست و بحران جنگ و بحران خانواده و ریشه همه بحران‌ها، بحران از خود بیگانگی است که باید انسان با تمام ظرفیت‌های امروز به حل این بحران‌ها بپردازد که در غیر این صورت، این بحران‌ها هستند که انسان را منحل می‌کنند.
یکی از ظرفیت‌های امروز، گفت‌وگوی بین ادیان است که می‌تواند نقش مؤثری در حل این بحران‌ها داشته باشد؛ البته به شرطی که این ظرفیت مهم و ارزشمند، اسیر سیاست بازی و معلول بحران از خود بیگانگی نشود.
مقصود بنده از الیناسیون، از خود بیگانگی در روان شناسی و روان پزشکی نیست که به بیماری‌های روانی اشاره دارد. مقصودم این است که انسان در عین حال که به خود معرفت دارد و خود را تا حدی می‌شناسد؛ گاهی از حقیقت خود فاصله می‌گیرد و با خود بیگانه می‌شود.
توضیح مطلب این است که همه ادیان الهی از دو ساحتی بودن انسان؛ یعنی جسم و روح سخن گفته‌اند و حقیقت انسان را به روحش دانسته‌اند. گاهی انسان در موقعیت بهره‌گیری از قدرت انتخاب‌گری خویش به کلی از ساحت اصلی وجود خود؛ یعنی روح انسانی غافل گشته و تنها و تنها به تدبیر و اصلاح و تقویت جنبه غیر اصیل خود؛ یعنی جسم خود می‌پردازد و تنها به دنبال فراهم آوردن لذت‌های حیوانی خود است. اینجاست که «گوهر» انسانی به فراموشی سپرده می‌شود. به قول مولوی:
تا تو تن را چرب و شیرین میدهی        جوهر خود را نبینی فربهی
داستان «از خود بیگانگی» و خود فراموشی تنها با توجه به روح و حقیقت اصیل پایان نمی‌یابد. پرداختن به روح و جان، گاهی سطحی است. نگاه سطحی آن است که انسان به جنبه اصیل خود؛ یعنی روح، به عنوان موجودی مستقل بنگرد و در تقویت آن بکوشد و از حقیقتِ جنبه حقیقی خویش؛ یعنی حق تعالی غفلت کند. روح انسان، محصول تجلی خاص الهی و جلوه‌ای از حقیقت مطلق هستی؛ یعنی حق تعالی است.
خدای سبحان در قرآن کریم می فرماید: «ولا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون»؛  یعنی: (و از کسانی نباشید که خدا را فراموش کردهاند و در نتیجه خدا آن ها را از خودشان فراموشاند! آنان همان فاسقانند.)  بر این اساس، پیامبر اکرم اسلام(ص) در حدیثی فرمود: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»  (کسی که خود را بشناسد خدا را نیز در واقع شناخته است.)
با این بیان نقش ادیان و گفت‌وگوی ادیان در زدودن بحران از خود بیگانگی- که مادر همه بحران‌های انسان معاصر است- آشکار می‌گردد. عالمان و متفکران و فیلسوفان دین برای زدودن این بحران، باید به خودشناسی و خداشناسی اهمیت ویژه‌ای بدهند. عوامل از خود بیگانگی را به انسان‌ها معرفی کنند. جهل به حقیقت انسان، یکی از این عوامل است. دلبستگی‌های زودگذر دنیوی که تحمیل دنیای مدرن است و به تعبیر قران متاع اندکی است؛ عامل بسیار مهم از خود بیگانگی است. زندگی ماشینی امروز و فشارهای روحی روانی ناشی از شهر نشینی و شب بیداری و سحرخوابی و دغدغه‌های رنگارنگ حاصل از زیاده خواهی انسان امروز، فرصت «به خود پردازی» را از انسان گرفته و او را در دام «از خود بیگانگی» انداخته است.
عالمان و فیلسوفان دین در گفت‌وگوی بین ادیان، علاوه بر بیان عوامل از خود بیگانگی، باید به بیان پیامدهای آن، به ویژه احساس حقارت و خودباختگی، آلودگی‌های اخلاقی، نابودی نظام خانواده، بحران محیط زیست، استعمارگری و استعمارپذیری، زندگی پر از اضطراب و دلهره، ناامیدی و غیره بپردازند. امام علی در جمله حکیمانه‌اش می فرماید: «کسی که در نزد خود ارزشمند باشد ترک شهوات برای او آسان شود»  ونیز فرمود: «کسی که نفس او در نزدش کریم و محترم باشد؛ آن را با معصیت فرومایه نمیسازد».