استدراج

نوشته شده در تاریخ ۱۱:۱۱:۰۲ ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ و در حوزه های دانشنامه - ۰ نظر
استدراج

نزدیک ساختن گام به گام گنهکاران غافل و لجوج به عذاب الهى در پوشش برخوردارى از نعمت هاى پى در پى دنیوى.....


نزدیک ساختن گام به گام گنهکاران غافل و لجوج به عذاب الهى در پوشش برخوردارى از نعمت هاى پى در پى دنیوى.
این اصطلاح در قرآن و روایات در موارد متعددى به کار رفته و در منابع کلامى ذیل افعال الهى ، عدل ، عقاب و ثواب و خوارق عادات مورد بحث واقع شده ، و در متون اخلاقى نیز به تناسب بحث از استغفار و پاداش اعمال ، از آن بحث به میان آمده است.
استدراج مصدر باب استفعال از ریشه «دَرَجَ» در لغت به معناى آرام آرام نزدیک ساختن (لسان العرب ، ج4 ، ص320) پله پله بالا بردن و به یکباره سرنگون ساختن (المعجم الوسیط ، ج1 ، ص277) ، فریفتن (القاموس ، ج1 ، ص188) و اندک اندک گرفتن (مصباح المنیر ،ج 1 ، ص231) به کار رفته است و در اصطلاح ، نوعى عقوبت تدریجى بر کافران و گنهکاران غافل در چهره برخوردارى آنان از نعمت هاى فراوان دنیوى است (التعریفات ، ص8 ; مجمع البحرین ،ج 2 ، ص21 ; فروق اللّغات ، ص 40). چنان که علامه طباطبایى (رحمه الله مى فرماید: استدراج ، دادن نعمت دنبال نعمت براى مشرکان است ، تا درجه درجه پایین بیایند و به ورطه هلاکت نزدیک شوند (المیزان ، ج20 ، ص46). گاهى استدراج را به امر خارق العاده اى معنا کرده اند که از سوى کافران ، فاسقان و اهل هوا ، مطابق با ادعاى آنان تحقق مى یابد ، البته مى توان این معنا را از مصادیق مفهوم استدراج دانست ; به این صورت که خارق عادت نوعى نعمت از سوى خدا به آنان است ، تا معلوم شود آنان توبه کرده و برمى گردند ، یا هم چنان به راه خود ادامه مى دهند. کارهاى خارق العاده راهبان و مرتاضان را نیز مى توان از مصادیق استدراج دانست که خداوند در قبال تحمل ریاضت ها و سختى ها به آنان عطا مى کند (موسوعة مصطلحات ، ص 396 ; کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم ، ج 1 ، ص463 ; صحیح شرح العقیدة الطحاویه ، ص 422).
این اصطلاح در قرآن با نامهاى دیگرى چون مکر: (ومَکَرُوا وَمَکَرَ اللّه) (آل عمران:54 ; الکشاف ، ج2 ، ص106 ; الفروق اللغویة ، ص 213ـ 215 ; کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم ، ج 1 ، ص 732) ، کید: (إِنَّ کَیْدی مَتینٌ) (اعراف:183) ، خدعه: (یخادعونَ اللّه وهُوَخادعهُم) (نساء:142) ، املاء: (إنّما نُملی لَهُمْ لِیَزْدادوا إِثماً) (آل عمران:178) و اهلاک: (حتّى إِذا خَرجُوا بِما أتوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً) (انعام:44) به کار رفته است. وجه مشترک این اسامى با استدراج در این است که اولاً ، همانند استدراج امر مخفى مى باشد. ثانیاً ، ظاهرشان احسان و باطنشان خذلان است. البته بین استدراج و املا عموم و خصوص مطلق برقرار است ; یعنى هر استدراجى املا است ، ولى هر املایی استدراج نیست (فروق اللغات ، ص 39) ; چنان که شهید ثانى املا را به خوب و بد تقسیم کرده و قسم بد آن را استدراج دانسته است (حقایق الایمان ، ص 50).
کلمه «استدراج» در قرآن در دو مورد (اعراف:182 ; قلم:44) به صورت فعل به کار رفته و هر دو مورد در باره انکار کنندگان آیات الهى آمده است: چنان که خداوند مى فرماید: (وَالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُون)  ; «و آنها که آیات ما را تکذیب کردند ، به تدریج از جایى که نمى دانند  ، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد» (اعراف:182). مفسران مراد از مجازات در آیه را به هلاکت در دنیا یا عذاب آخرت تفسیر کرده اند (التبیان ، ج5 ، ص41 ; مجمع البیان ، ج2 ، ص504 ; المیزان ، ج8 ،ص362) ; چنان که علامه طباطبایى بیان مى کند: مراد از استدراج در اینجا نزدیک ساختن به هلاکت در دنیا یا آخرت است ، و این که آن را به قید «من حیث لا یعلمون» مقید کرده براى آن است که بفهماند این نزدیک ساختن به صورت مخفى و در باطن نعمت هاى مادّى صورت مى گیرد. چه این که وقتى نعمت هاى فراوانى به آنان داده مى شود ، آن را براى خود خیر و سعادت حساب کرده و اشتغال به نعمت ها ، آنها را از شکر آن و بازگشت به سوى خداوند بازداشته و گام به گام به سوى هلاکت و عذاب الهى نزدیک مى سازد. (المیزان ، ج8 ،ص362 و ج20 ،ص46
از امام صادق (علیه السلام) در باره معناى «استدراج» سؤال شد ، حضرت فرمود: آن ] حالت [ بنده اى است که گناه مى کند و همراه با گناه ، نعمت تازه اى داده مى شود که او را از استغفار نسبت به گناهش باز مى دارد.
همچنین فرمود: اگر خداوند خیر بنده اى را بخواهد به دنبال گناهش او را به سختى ها دچار مى سازد ، تا به سوى خدا باز گردد و اگر شرّى را براى کسى بخواهد به دنبال گناهش نعمتى برایش مى فرستد که از بازگشت به سوى او باز ماند. (کافى ، ج2 ،ص452).
عذاب استدراج به دنبال برخى از گناهان دامنگیر شخص یا جامعه مى شود ; از جمله آنها عبارتند از:1. تکذیب آیات الهى ; چنان که خداوند فرمود: «آنان که آیات ما را تکذیب کردند به زودى آنها را به عذاب و هلاکت مى افکنیم از جایى که نمى دانند» (اعراف:182) ;2. استهزاى رسولان ; به طورى که در قرآن آمده است: «پیامبران پیش از تو را استهزا مى کردند ، پس کسانى را که کافر بودند مهلت دادم و آن گاه مؤاخذه کردم و دیدى عذاب من چه سخت بود» (رعد:32) ; 3. فراموشى و غفلت از پیام هاى الهى ; چنان که قرآن مى فرماید: «پس وقتى عذاب ما را به کلى از یاد بردند درهاى همه لذایذ مادى را به رویشان گشودیم و زمانى که به آن سرگرم و شادمان شدند ناگهان آنها را گرفتار ساختیم و خوار و مأیوس شدند» (انعام:44).
براى استدراج ، نشانه هایى بیان شده است ; از جمله این که شخص یا جامعه گناهکار پس از هر گناهى نعمتى دریافت کند. امام على (علیه السلام) فرمود: «هرگاه دیدى با وجود معصیت ، غرق در نعمت هستى بدان گرفتار استدراج شده اى» (غررالحکم ، ج1 ،ص278) علامت دیگر آن برآورده شدن خواسته هاى گناهکار است ; چنان که خداوند به حضرت عیسى (علیه السلام) خطاب فرمود: «درخواست ستم پیشگان را اجابت مى کنم و این ، مایه دورى آنان از رحمت من و سبب استدراج آنهاست. (بحار الانوار ، ج4 ،ص300). شکر نکردن در برابر نعمت هاى الهى نیز از نشانه هاى دیگر استدراج است ; چنان که امام حسین (علیه السلام) فرمود: استدراج خداى سبحان این گونه است که به بنده اش نعمت دهد ، ولى ] توفیق [ شکر را از او باز ستاند (بحارالانوار ، ج78 ، ص117). برخى نیز تخیل پذیرفته شدن عبادات مردود را از نشانه هاى استدراج دانسته اند (النهایة فی غریب القرآن ، ج4 ، ص349
با توجه به مباحثى که در مورد استدراج ، اسباب و زمینه هاى آن بیان گردید پاسخ برخى از اشکال ها درباره آن نیز حل مى شود. از جمله این که استدراج نوعى نیرنگ و فریب بوده و خود باعث مفسده و اصرار بر قبیح شده و با عدالت و حکمت الهى منافات دارد ، و گاهى از آن به عذاب جبرى و قهرى خداوند یاد شده است (شرح نهج البلاغه ابن ابو الحدید ، ج18 ، ص136 ; تفسیر کبیر ، ج15 ، ص73 و 75). در پاسخ مى توان گفت: اولاً ، استدراج خداوند هر چند به حسب ظاهر مکر در اضلال و هلاکت است ، لکن بر اساس واقع و دقت عقلى مهلت دادن خداوند در ابتدا ، از باب استدراج واتمام حجت بوده و مؤاخذه بعدى جهت تأدیب او و دیگران است. ثانیاً ، مکر و خدعه در مورد خداوند با دیگران در لفظ مشترک بوده ، لکن از حیث محتوا فرق اساسى با هم دارند و آن این که خداوند مکر و خدعه را به خاطر غایت مقدس و انذار دیگران انجام مى دهد ، تا این که گناهکاران برگشته و تقوا پیشه کنند ، ولى مکر از غیر خداوند چنین نیست. و بدین جهت است که خداوند خود را به خیرالماکرین (بهترین مکر کننده ها) (آل عمران:54) توصیف کرده است (تصحیح اعتقادات الامامیه ، ص 35ـ 36 ; شرح نهج البلاغه ابن ابو الحدید ، ج18 ، ص136). ثالثاً ، عذاب استدراج در واقع ثمره کارهاى اختیارى و گناهان بندگان است چنان که قرآن مى فرماید: (وَما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبة فَبِما کَسَبَتْ أَیدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثیر)  ; «هر مصیبتى به شما برسد به خاطر اعمالى است که انجام داده اید و بسیارى را نیز عفو مى کند» (شورى:30) در جاى دیگر مى فرماید: «آنان (گناهکاران) کمتر بخندند و بیشتر گریه کنند و این ، جزاى کارهایى است که انجام مى دادند» (توبه:82).
بنابراین ، استدراج مانند کارهاى دیگر خداوند بر اساس حکمت او بوده و با عدالتش منافاتى ندارد و مادامى که نزول عذاب ، مایه بیدارى و برگشت گناهکاران باشد خداوند اقدام به عذاب استدراج نمى کند ; چنان که در قرآن مى فرماید: (انّ اللّه لا یُغَیِّرُ ما بِقوم حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ)  ; «خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییر نمى دهد ، مگر آن که آنان حال خودشان را تغییر دهند» (رعد:11). دلیل سازگارى عذاب استدراج با عدالت و حکمت الهى آن است که اوّلاً قرآن و روایات ، انسان ها را از این سنت الهى و نشانه هاى آن آگاه کرده است.ثانیاً همین که خداوند زمان وقـوع عـذاب استـدراج را بیان نکـرده ، خـود نشانه عدم رضایت خدا بر گناهان آنهاست ، چرا که اگر زمـان آن را مشخص مى کرد کافران و گناهکاران تا قبل از رسیدن زمان عذاب ، مشغول گناه خود مى شدند به امید این که اندکى مانده به زمان عذاب توبه مى کنند و این اغراى به قبیح است که با حکمت الهى منافات دارد (التبیان ، ج 5  ،ص41).
گـروهـى از مجبّره ، مراد از استدراج در آیه مورد بحث (اعراف:182) را به استدراج کافران توسط خداوند در کفر و گمراهى معنا کرده اند ، لکن این تفسیر نیز نادرست است ، چرا که اولاً ، استدراج در کفر کارى است قبیح ، و با حکمت خداوند منافات دارد. ثانیاً ، استدراج ، عذابو است که از ناحیه خداوند بر کافران نازل مى شود. اگر کفر کافران نیز کار خدا باشد لازمه اش آن است که خداوند کافران را به سبب کار خودش عذاب بکند و این نیز در مورد خداوند محال است. ثالثاً ، ظاهر آیه خلاف این تفسیر را بیان مى کند ، چرا که بر اساس آیه کسانى که به عذاب استدراج گرفتار مى شوند کافران به خدا ، پیامبر و آیات او هستند و خداوند در آینده آنها را به عذاب استدراج دچار خواهد ساخت ، به دلیل این که «سین» در «سنستدرجهم» بیان گر تحقق یافتن فعل در آینده است ; بنابراین اگر مراد از استدراج در آیه را به استدراج در کفر معنا کنیم چنین مى شود: «کسانى که کافر شدند در آینده آنها را به کفر نزدیک تر خواهیم ساخت! و این تفسیر از آیه ، تحصیل حاصل و لغو و عبث خواهد بود (التبیان ، ج5 ، ص41 ; مجمع البیان ، ج2 ، ص504 ; منهج الصادقین ، ج4 ، ص142).

نگارش از: رحیم لطیفى و احمد شجاعى

منبع: دانشنامه کلام اسلامی زیر نظر آیت الله سبحانی

منابع
اصول کافى  ، کلینى ، محمد ، ۳۲۸م ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، ۱۳۶۵ش ; بحارالانوار  ، مجلسى ، محمد باقر ، مؤسسة الوفاء ، بیروت ، ۱۴۰۳ق ; التبیان  ، طوسى ، محمد بن حسن بن على ،۴۶۰م ، محقق: احمد حبیب حقیر عاملى ، مکتب الاعلام الاسلامى ، قم ، ۱۴۰۹ق ; تصحیح اعتقادات الامامیه  ، مفید ، محمد بن نعمان ، تعلیق هبة الدین شهرستانى ، تبریز ، ۱۳۷۲ق ; التعریفات  ، جرجانى ، دار السرور ، بیروت ، بى تا ; تفسیر الکبیر  ، فخر رازى ، دار احیاء التراث العربى ، بیروت ، بى تا ; حقایق الایمان  ، العاملى ، زین الدین على بن احمد ، تحقیق مهدى رجایى ، مکتبة المرعشى ، قم ، ۱۴۰۹ق ; شرح نهج البلاغه  ، ابن ابوالحدید ، عبدالحمید ، ۶۵۶م ، کتابخانه آیت اللّه مرعشى ، قم ، ۱۴۰۴ق ; صحیح شرح العقیدة الطحاویه  ، السقاف ، حسن بن على ، دارالامام النووى ، اردن ، ۱۴۱۶ق ; غرر الحکم ودرر الکلم  ،الآمدى ، عبدالواحد ، اعلمى ، بیروت ، ۱۴۰۷ق ; فروق اللغات  ، جزائرى ، نورالدین بن نعمة اللّه ، مکتبة الرشد ، قاهره ، ۱۴۲۴ق ;الفروق اللغویه  ، عسکرى ، ابوهلال ،مکتبه بصیرتى ، قم ، ۱۳۵۸ ; القاموس فى المحیط  ، فیروزآبادى ، مجدالدین ، دارالمعرفة ، بیروت ، بى تا ; الکشاف  ، زمخشرى ، جاراللّه ، دارالمعرفة ، بیروت ، بى تا ; کشاف اصطلاحات الفنون  ، تهانوى ، محمدعلى ، رفیق عجم ، مکتبه ناشرون ، لبنان ، ۱۹۹۶م ; لسان العرب  ، ابن منظور ، تحقیق على سیرى ، دار احیاء التراث العربى ، بیروت ، ۱۴۰۸ق ; مجمع البحرین  ، طریحى ، فخرالدین ، تحقیق محمود عادل ، نشر الثقافه ، ایران ، ۱۴۰۸ق ; مجمع البیان  ، طبرسى ، فضل بن حسن ، ۵۴۸م ، داراحیاء التراث العربى ، بیروت ، ۱۳۷۹ق ; مصباح المنیر  ، فیومى ، احمد بن محمد ، مصحح: عبدالحمید ، مصر ، ۱۳۴۷ش ; المعجم الوسیط  ، ابراهیم  ، انیس ، دار احیاء التراث العربى ، بیروت ، بى تا ; منهج الصادقین  ، کاشانى ، ملافتح اللّه۹۸۸م ، کتابفروشى اسلامیه ، تهران ، ۱۳۶۴ش ; موسوعة مصطلحات جامع العلوم  ، نگرى ، عبدالنبى احمد ، تحقیق: رفیق عجم ، ناشرون ، لبنان۱۹۹۷م ; المیزان  ، طباطبایى ، محمدحسین ، ۱۴۰۲م ، دارالکتب الاسلامیه