حرکت قسری

نوشته شده در تاریخ ۱۱:۳۳:۰۰ ۱۳۹۲/۰۵/۰۷ و در حوزه های دانشنامه - ۰ نظر
حرکت قسری
حکما حرکت را به انواع گوناگون تقسیم کرده اند و حرکت قسری را یکی از انواع حرکت ذاتی یعنی حرکتی که عارض ذات می شود...

حکما حرکت را به انواع گوناگون تقسیم کرده اند و حرکت قسری را یکی از انواع حرکت ذاتی یعنی حرکتی که عارض ذات می شود؛ و در مقابل حرکت‏ طبیعی که مبدأ آن میل طبیعى باشد، به شمار آورده اند. حرکت قسری که حرکت غریبه یا قهری نیز خوانده شده است، در موردی می تواند صادق باشد که یک جسم تحت تأثیر نیروی بیگانه و برخلاف مقتضای طبیعت اصلی خود به سویی رانده شود و عامل و سبب محرکه آن در داخل متحرک نباشد. مثلا یک درخت بر حسب رشد طبیعی خود به سوی بالا در حال تکامل است. اکنون اگر در اثر وزیدن بادهای مخالف، یک درخت گاهی از شمال به سوی جنوب و گاهی از جنوب به سوی شمال متحرک گردد، ناچار باید گفت که آن به سوی شمال یا جنوب یک حرکت قسری به شمار می آید که فاعل آن چیزی جز طبیعت مقسور نیست.
قدما برای اثبات حرکت قسری معمولا به ذکر یک مثال متوسل شده گفته اند هرگاه یک جسم را با یک نیروی قاهر و قاسر به سمت بالا پرتاب کنیم، مادام که آن جسم تحت تأثیر نیروی قاسر قرار گرفته باشد حرکت خود را به سوی بالا ادامه می دهد؛ ولی به مجرد اینکه از زیر سیطره نیروی قاسر بیرون رفت حرکت قسری و صعودی آن پایان یافته و به زمین بازمی گردد. مقصود قدما از ذکر این مثال این بوده است که به علت مرکز بودن زمین، همه اجسام برحسب طبیعت اصلی خود میل به مرکز دارند. بنابراین هرگاه یک جسم برخلاف طبیعت اصلی خود و تحت تأثیر یک نیروی بیگانه به سوی بالا افکنده شود، ناچار حرکت آن یک حرکت قسری به شمار می آید. جای هیچ گونه تردید نیست که قدما بر اساس هیأت بطلمیوسی که زمین را مرکز جهان می پنداشته اند، این مثال را ذکر کرده اند؛ ولی پس از اثبات جاذبه عمومی دیگر نمی توان به این گونه مثال ها برای اثبات حرکت قسری تمسک نمود. اگر برخی از مثال هایی که قدما برای اثبات حرکت قسری ذکر کرده اند مورد مناقشه واقع شود، اصل وجود حرکت قسری را به هیچ وجه نمی توان مورد تردید قرار داد و آن را از دایره اقسام حرکت بیرون راند؛ زیرا حرکت قسری همان گونه که ذکر شد، عبارت است از آن گونه حرکت که جسم را در اثر یک نیروی بیگانه برخلاف مقتضای طبیعت اصلی خود متحرک می گرداند و این چیزی است که همواره در جهان اجسام می تواند وجود داشته باشد.
منابع
قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، 1366، ج3، ص371-372
فرهنگ معارف اسلامى، سید جعفر سجادی، انتشارات دانشکاه تهران، تهران، 1373، ج‏2، ص718
فرهنگ فلسفى، جمیل صلیبا، منوچهر صانعی دره بیدی، انتشارات حکمت، تهران، 1366، ص305
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملاصدرا، سید جعفر سجادی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1372، ص202

 

نویسنده: زینب محمدنژاد