دانشنامه فلسفه اسلامی/۵

حلم، رویا، نوم، خواب

نوشته شده در تاریخ ۱۲:۴۴:۰۰ ۱۳۹۲/۰۵/۱۳ و در حوزه های دانشنامه - ۰ نظر
حلم، رویا، نوم، خواب
حلم و رؤیا هر دو به معنى خواب دیدن است اما حلم را به معنى خواب دیدن اشیاء زشت و بد، و رؤیا را به معنى خواب دیدن اشیاء خوب و زیبا، به کار برده‏اند


حلم و رؤیا هر دو به معنى خواب دیدن است اما حلم را به معنى خواب دیدن اشیاء زشت و بد، و رؤیا را به معنى خواب دیدن اشیاء خوب و زیبا، به کار برده‏اند. در خبر آمده است که: رؤیا از خدا و حلم از شیطان است و در مورد آن، اضغاث احلام گفته‏اند.
حکما در گذشته می گفتند علت خواب دیدن این است که نفس در اثر اتصال به نفوس فلکى نقوشى در وى مرتسم میگردد و بحوادث آینده علم پیدا میکند و این معنى هم در عالم خواب دست میدهد و هم در بیدارى آنچه در خواب باشد رؤیاى صادقه و آنچه در بیدارى باشد مکاشفه و آنچه ما بین نوم و یقظه دست دهد خلسه گویند و این نقوش اگر در عالم خواب منقش گردد اگر معلول امور مزاجى و مادى باشد نه بواسطه اقتباس از مبادى عالیه آن را اضغاث احلام نامند و آنچه از مبادى عالیه باشد کشف و شهود گویند و روایت است که‏ اول ما بداء به رسول الله من الوحى الرؤیا الصادقة فى النوم
و این رؤیا جزئى از نبوتست و در مورد حضرت ابراهیم فرموده‏اند «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا»
به طور کلی «خواب»، در دو معنى به کار مى‏رود: یکى خوابیدن (نوم) که مقابل بیدارى است و دیگر، خواب دیدن (رؤیا)؛ تعریف فوق، تعریف خواب به معنى رؤیاست که به نظر شیخ اشراق- ره- حالتى است که در آن، روح یا نفس ناطقه انسانى به سبب تعطیل حواسّ ظاهر، به باطن یعنى به سوى بعد روحانى و عالم غیر مادّى که عالم عقول و نفوس است روى مى‏آورد و به نسبت رهایى از علایق مادّى و شواغل حواسّ ظاهرى و باطنى، از نفوس ناطقه فلکى منتقش مى‏شود و بر اسرار غیبى و حوادث عالم مطّلع مى‏گردد، زیرا نفس ناطقه انسانى معلول نفوس ناطقه فلکى و از سنخ آنهاست و هر دوى آنها از نوع نورند و در حالت طبیعى حجابى در بین آنها نیست، امّا از آنجا که نفس ناطقه انسانى به تدبیر کالبد جسمانى و قواى آن مشتغل است، این اشتغال، حجابى در بین او و نفوس فلکى ایجاد مى‏کند.
از طرف دیگر نفوس ناطقه فلکى، عالم به حوادث گذشته و آینده و حال عالم‏اند و هنگامى که نفس ناطقه انسانى به دلائلى از جمله، خواب و تعطیل حواسّ، فراغتى حاصل مى‏کند، همچون آیینه‏اى در برابر نفوس فلکى قرار مى‏گیرد و نقوش آن، یعنى صور حوادث عالم را در خود منعکس مى‏یابد؛ این انتقاش و انعکاس صور فلکى و اطّلاع بر مغیبات و حوادث عالم، گاهى همچون دیدن اشیاء در حالت بیدارى، روشن و بى‏ابهام است؛ که رؤیاى صادقه انبیا و اولیاء از این گونه‏اند؛ امّا غالبا بر اثر شعبده‏بازیهاى متخیّله، این صور حاصله، مشوّش و مبهم و باژگونه هستند، و براى دستیابى به حقایق آنها، باید به وسیله اهل نظر و معبّرین خبره تعبیر و تأویل شوند.
صدرا گوید موقعى که حواس ظاهره انسان از کار افتاد روح انسان که در بیدارى متوجه و متعلق به حواس و امور و اراده در حواس است فراغتى حاصل کرده و از تصرف و تدبیر در امور مادى راحت مى‏شود و متصل به جواهر روحانیه علویه مى‏گردد و چون در جواهر روحانیه صور تمام وقایع و حوادث زمانى منقوش است که انعکاسات صور موجوده در لوح محفوظ و محو و اثبات است و ممکن است مستقیما متصل به لوح محفوظ شود و ممکن است متصل به قواى منطبعه در برازخ علویه شود که در آن‏ها صور شخصیات مادیه منتقش است، حوادث و وقایع را دریابد و این است سر رؤیا.
و امور فایضه از جواهر روحانیه هر گاه بدون دخالت متخیله و جرح و تعدیل و تألیف و ترکیب در آن‏ها در قوت حافظه باقى بمانند و در حال یقظه و بیدارى انسان متذکر آن‏ها باشد رؤیا صادق است و اگر قوت متخیله غالب باشد و صفاى روح کم‏تر باشد به طورى که مقهور قوت متخیله واقع شده و تصرفاتى در آن صور بنماید ممکن است رؤیا کاذب باشد یعنى آن‏چه از روحانیات بر نفس فایض شده است با تصرفات و تغییراتى که قوت متخیله داده است در حافظه ضبط شده است.
منابع:
1. فرهنگ فلسفى‏، جمیل صلیبا- منوچهر صانعى دره بیدى‏، فرهنگ نامه فلسفى‏، زبان: فارسى‏، تعداد جلد: 1، انتشارات حکمت‏، تهران‏، 1366 ه ش‏، چاپ: اول‏،ص323
2. موسوعة مصطلحات الفلسفة عند العرب‏، جیرار جهامى‏، فرهنگ نامه فلسفى‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: 1، مکتبة لبنان ناشرون‏، بیروت‏، 1998 م‏، چاپ: اول، ص942‏
3. فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق‏، سید محمد خالد غفارى‏، فرهنگ نامه فلسفى‏، زبان: فارسى‏، تعداد جلد: 1، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى‏، تهران‏، 1380 ه ش‏، چاپ: اول‏، صص169و170
4. فرهنگ معارف اسلامى‏، سید جعفر سجادى‏، موضوع: فرهنگ نامه عمومى‏، زبان: فارسى‏، تعداد جلد: 3، انتشارات دانشگاه تهران‏، تهران‏، 1373 ه ش‏، چاپ: سوم، ج2، ص928
5. فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملاصدرا، سید جعفر سجادى‏، فرهنگ نامه فلسفى‏، زبان: فارسى‏، تعداد جلد: 1، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى‏، تهران‏، 1379 ه ش‏، چاپ: اول‏، ص250
6. المبدأ و المعاد، صدر المتألهین‏، انجمن حکمت و فلسفه ایران‏، چاپ تهران‏، 1354 ه ش‏، به تصحیح سید جلال الدین آشتیانى‏، صص344و345
مطالب بیشتر در همین موضوع:
1. کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم‏، محمد على التهانوى‏، فرهنگ نامه عمومى‏‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: 2، مکتبة لبنان ناشرون‏، بیروت‏، 1996 م‏، چاپ: اول‏، ج1، ص766 و صص886-895 و ج2، ص1734
2. موسوعة مصطلحات الامام فخر الدین الرازى‏، سمیح دغیم‏، فرهنگ نامه فلسفى‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: 1، مکتبة لبنان ناشرون‏، بیروت‏، 2001 م‏، چاپ: اول‏، صص836و837
3. شرح المصطلحات الفلسفیة، مجمع البحوث الاسلامیة، فرهنگ نامه فلسفى‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: 1، مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، 1414 ه ق‏، چاپ: اول‏، صص141و142 و صص8و9 و صص417و418

 

نویسنده: زهرا موحدی نژاد