دکتر دینانی

اگر نبود خواجه نصیر ملاصدرا و علامه طباطبایی هم نبودند

نوشته شده در تاریخ ۱۲:۴۵:۰۰ ۱۳۹۲/۱۲/۰۶ و در حوزه های اخبار فلسفه اسلامی - ۰ نظر
اگر نبود خواجه نصیر ملاصدرا و علامه طباطبایی هم نبودند
حکمت و فلسفه: با نگارش کتاب تجرید الاعتقاد کلام شیعی اوج گرفت و نه تنها به علم کلام ارتقا بخشید بلکه کلام را تبدیل به فلسفه الهی کرد بنابراین بی تعارف بگوییم که اگر خواجه نصیر به ظهور نرسیده بود ما ملاصدرا و علامه طباطبایی را نداشتیم

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در همایش اخلاق و فلسفه در منظومه فکری خواجه نصیر الدین طوسی به ارائه سخن پرداخت

برای شنیدن صوت بر روی نوار ابزار ذیل کلیک کنید

 

 

 

سخن ظهور اندیشه است و اندیشه خود عقل است، وحی نیز سخنی است که منشایی الهی دارد و البته منشا عقل نیز الهی است منتها وحی ویژگی هایی دارد که عقل معمول ندارد.

 در هر دینی متکلم گروهی هستند که می کوشند احکام را عقلانی کنند، شریعت را از طریق برهان ثابت کنند بنابراین از ابتدا تکلیفشان مشخص است اما فیلسوف آزاداندیش تر است؛ قرن دوم و سوم اهل سنت در شیعه قوی تر از شیعه هستند بنابراین من معتقدم چون شیعه به قال باقر و قال صادق اعتقاد داشت بنابراین تکلیفش مشخص بود و خیلی تلاشی نمی کرد.

 بنابراین تا زمان خواجه نصیرالدین طوسی اهل سنت در  کلام از ما جلوتر بودند؛ اما با نگارش کتاب تجرید الاعتقاد (که تحریرالاعتقاد هم به آن می گویند ظاهرا کلامی است اما از کتاب فلسفی چیزی کم ندارد) خواجه کلام شیعی اوج گرفت و نه تنها به علم کلام ارتقا بخشید بلکه کلام را تبدیل به فلسفه الهی کرد بنابراین بی تعارف بگوییم که اگر خواجه نصیر به ظهور نرسیده بود ما ملاصدرا و شاگردانش را نداشتیم.

اوج تفکر عقلانی از جناب خواجه نصیر آغاز می شود اهل سنت دشمن خونین خواجه هستند من دانشگاه هایشان رفته ام ما می گوییم نصیرالدین آنها می گویند ممیت الدین. ما خودمان هم باید بیشتر او را بشناسیم او فیلسوف گفت وگو است هنر را در گفت وگو سخن می داند هرچند شرح زندگی خواجه غم انگیز که در چه سختی زندگی کرده از فراز تا آواردگی در قلعه الموت و خراسان و ...

وی بزرگترین منجم عصر بود و 400 اندیشمند را دور خود جمع کرد ما هرچه می توانیم باید شان او را گرامی بداریم یکی از کارهای وی شرح اشارات است فلسفه در جهان اسلام در دادگاه محکوم شده بود در رأس محکوم کنندگان فلسفه غزالی بود که البته در جوانی کارهای بد زیادی کرده بود اما بهرحال آخر عمر حکیم بزرگی شد این مرد یک حجت الاسلام علی الاطلاق امام محمد غزالی سرآمد دانشگاه نظامیه بغداد بود وی تهافت الفلاسفه را نوشت که فلاسفه مزخرف گفته اند و این کتاب در سراسر جهان اسلام پخش شد.

در دفاع از فلسفه دو نفر بپا خواستند؛ در مرحله اول ابن رشد اندلسی بود تهافت التهافت را نوشت اما با کمال تاسف در مواردی با غزالی همدست و علیه ابن سینا کار کرده است ؛ دوم هم خواجه نصیر در ایران بود  که ناظر به شرح فخر رازی به اشارات - که فی الواقع نقد فلسفه و جرح اشارات بود - بر اشارات ابن سینا شرح نگاشت.

 شرح خواجه نصیر در واقع شرح ابن سینا نیست در واقع پاسخی به حرف های نامربوط امام فخررازی است،  من اشارات او را دفاع از فلسفه می دانم.