سخنرانی حجت‌الاسلام دکتر اسماعیل علی‌خانی عضو هیئت علمی گروه کلام مؤسسه تحت عنوان «سبک زندگی اسلامی؛ چالش‌ها و راه‌کارها» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

نوشته شده در تاریخ ۱۱:۵۸:۰۰ ۱۳۹۶/۱۱/۰۴ و در حوزه های تک صفحه ای - ۰ نظر
سخنرانی حجت‌الاسلام دکتر اسماعیل علی‌خانی عضو هیئت علمی گروه کلام مؤسسه تحت عنوان «سبک زندگی اسلامی؛ چالش‌ها و راه‌کارها» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران
حکمت و فلسفه: سخنرانی حجت‌الاسلام دکتر اسماعیل علی‌خانی عضو هیئت علمی گروه کلام مؤسسه تحت عنوان «سبک زندگی اسلامی؛ چالش‌ها و راه‌کارها» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده به موضوعات کاربردی، نظیر بحث‌های سابق ـ الهیات اجتماعی در مسیحیت و معنای زندگی ـ بیشتر از موضوعات انتزاعی علاقه دارم. به همین دلیل، امسال بحث سبک زندگی را در پیش گرفتم.
حتماً مستحضر هستید که در غرب، موضوع سبک زندگی یک موضوع جامعه شناختی و روان شناختی است نه موضوعی کلامی و الهیاتی. نظیر این بحث در انسان‌شناسی نیز مطرح است؛ اگر شما در کتابخانه‌ها به دنبال مطلبی دربارة انسان شناسی باشید، انسان‌شناسی یا آنتروپولوژی مد نظر آنها، عموماً دربارة تبار و اصل و نسب انسان، موضوعات فرهنگی و زاد ولد، تک همسری و چند همسری، رنگ، زبان و غیره است، نه موضوعات کلامی و الهیاتی که ما بحث می‌کنیم، ‌نظیر اینکه انسان تک بعدی است یا دو بعدی، فانی است یا باقی، دارای آزادی و اختیار است یا مجبور است و امثال این بحث‌ها. بحث سبک زندگی نیز چنین رویکردی دارد.
روان‌شناسی به بعد هنجاری موضوع سبک زندگی و جامعه‌شناسی به جنبة توصیفی سبک زندگی می‌پردازد؛ این‌که سبک زندگی چگونه باید باشد و این‌که سبک زندگی فلان فرد یا جامعه چگونه است.
مثلاً جامعه شناسی می‌گوید شیوه زندگی غربی یا آمریکایی این‌طور است و روان‌شناسی می‌گوید این‌گونه باید باشد.
بنابراین، ما حق داریم این بحث را با نگاه کلامی و الهیاتی مطرح کنیم. چون دین اسلام -لااقل در بین ادیان توحیدی- دین زندگی است و همه ابعاد زندگی را شامل می‌شود و برای همه مقاطع زندگی برنامه دارد. به همین خاطر در نگاه یک مسلمان و مؤمن، آن چیزی که جهت دهنده مسیر زندگی است، دین است. او در واقع برنامه‌اش را از دین و از موضوعات الهیاتی می‌گیرد.
البته،‌ موضوع بنده مشخصاً بحث سبک زندگی اسلامی نیست، بلکه به چالش‌های پیش روی سبک زندگی اسلامی در دوران معاصر و راه‌کارهای آنها خواهم پرداخت. سخن بر سر این امر است که ما برای ایجاد سبک زندگی اسلامی یا حفظ و تداوم بخشیدن به آن، با چه چالش‌هایی مواجه هستیم و راه‌کار آنها چیست. در اینجا با دو گونه چالش مواجه هستیم: یک سری از چالش‌ها، چالش‌های درون جامعه اسلامی خودمان است؛ یعنی چالش‌هایی که در درون جامعه اسلامی در مقابل سبک زندگی اسلامی وجود دارد. یک سری هم چالش‌های بیرونی هستند که بر جامعه اسلامی تحمیل می‌شوند و سد راه سبک زندگی اسلامی هستند.
حال جدا از یک سری بحث‌های مبانی و مقدماتی، می‌خواهیم تفاوت سبک زندگی اسلامی و الحادی و مادی را بدانیم. سبک زندگی مادی و در نقطه مقابل آن سبک زندگی اسلامی، تفاوت‌هایی چه به لحاظ شاخصه‌ای و چه به لحاظ مبنایی دارند. از خدا شناختی گرفته تا انسان‌شناسی و از ارزش‌شناسی گرفته تا معرفت‌شناسی و غیره.
اصل بحث به همان چالش‌ها می‌پردازد. ما با دو گونه از چالش‌های درون جامعه‌ای و برون جامعه‌ای مواجه هستیم. یکی از این چالش‌ها چالش ذاتی خود دینداری است. دینداری و زندگی مؤمنانه سخت است. قرآن می‌فرماید «تلک حدود الله» (بقره: 229). پس مؤمن باید یک سری حریم‌ها و حدودها را مراعات کند و تعدی نکند. به همین خاطر مؤمنانه زیستن سخت است که این امر در یک جامعه ایمانی، یک چالش ذاتی است. فرد مؤمن رها و آزاد نیست که هر کاری که دلش خواست انجام دهد.
چالش دوم، ناآگاهی از سبک زندگی اسلامی است. واقعیت این است که خیلی از انسان‌ها با وجود اینکه مؤمن و مسلمان هستند، اما ایمان‌شان موروثی و تقلیدی است نه تحقیقی و مطالعاتی. به همین خاطر از الگوهای مختلف که برایشان خوشایند است پیروی می‌کنند.
چالش دیگر، نوع تلقی از دین است: تلقی حدأقلی یا تلقی حدأکثری. برخی بر این باورند که باید یک نگاه حدأقلی به دین داشت؛ دین برای حدأقل‌ها است؛ برای آرامش روان انسان و مربوط به حوزة خصوصی زندگی فرد است. اما برخی نگاه حدأکثری به دین دارند و معتقدند که دین برای سیاست، اجتماع، اقتصاد و همه حیطه های جامعه برنامه دارد.
چالش دیگر، سخت بودن زندگی دینی در دنیای مدرن، فارغ از سخت بودن اصل دین‌داری است. شخص مؤمن در دنیای صنعتی، دنیای ارتباطات امروز و با جامعه جهانی و جهانی شدنی مواجه است؛ این‌که آیا همگام با دنیای جدید زندگی کند، آیا از فن آوری‌های علم جدید استفاده کند، آیا نگاه علم جدید را بپذیرد یا آن را نپذیرد و کلاً سنتی زندگی کند. آیا زندگی کردن کاملاً سنتی، شدنی است یا خیر؟ اینها برای یک مؤمن در دنیای جدید چالش هستند.
چالش دیگر، انحطاط تمدن اسلامی است. زمانی جهان اسلام در علم و ابعاد مختلف زندگی پیشرو بود؛ اما امروزه از دنیای علم و تمدن و پیشرفت عقب افتاده و به نوعی دنباله‌رو تمدن جدید شده و داشته های خود را کنار گذاشته است. خیلی‌ها نگاه‌شان این است که ما برای متمدن شدن باید همان کاری را بکنیم که آنها کرده اند. در اینجا مشخصاً بحث علوم انسانی بومی مطرح است که ما از اول انقلاب با این چالش مواجه بوده‌ایم. اینکه ما بالاخره باید کدام جامعه‌شناسی را در جامعه داشته باشیم؛ جامعه شناسی بومی خودمان یا جامعه شناسی غربی؟ یعنی آیا راهکارهای ارائه شده توسط جامعه شناسان غربی در جامعه خودشان، برای جامعه ما نیز کارایی دارد؟ آیا دیدگاه روان‌شناسی غرب که در آن بشر غربی و روان بشر غربی و آزاد را مورد بررسی قرار داده، برای یک مؤمن متعهد مسلمان، با جامعه حریم‌دار ایمانی کارایی دارد یا خیر؟ این چالشی است که هنوز هم در بحث علم دینی و اسلامی سازی و بومی سازی علوم انسانی خود را نشان می‌دهد.
چالش‌های دیگر عبارت‌اند از ضعف کارکردهای فرهنگی نهادها یا اقدامات مخرب آگاهانه کسانی که در جامعه اسلامی در مقابل سبک زندگی اسلامی قرار می‌گیرند؛ همچنین بحث منفعت طلبی‌ها و ....
چالش‌های بیرونی سبک زندگی اسلامی هم مربوط به چالش‌هایی است که بیگانگان و دشمنان جامعة‌ اسلامی در مقابل سبک زندگی اسلامی قرار داده یا می‌دهند. از جمله این چالش‌ها، خود مدرنیته و ایجاد بحران‌هایی برای بشر، نظیر تقابل انسان با خدا، تقابل دنیا با آخرت، تقابل انسان با طبیعت و دیگران و فردگرایی مطرح در آن است. اینها چالش‌های پیش روی سبک زندگی اسلامی است. بالاخره یک مسلمان در همین دنیای مدرن و با داشته های دنیای مدرن زندگی می‌کند.
هجمه همه جانبه غرب مدرن به جهان اسلام، به ویژه به ایران اسلامی، خصوصاً بعد از انقلاب اسلامی، چالش بزرگ دیگر پیش روی سبک زندگی اسلامی است.
جهانی‌شدن چالش بیرونی دیگرِ سبک زندگی اسلامی است. به هر حال، نظریه‌پردازان و اجراکنندگان جهانی شدن بر این باورند که همگان باید فرهنگ‌های بومی خویش را کنار نهاده، به فرهنگ غربی حاکم بر جوامع خود و سبک زندگی آنها بپیوندند. از سوی دیگر، مردم جامعة اسلامی با برداشت‌ها و باورهای خویش مواجه هستند. خیلی‌ها نمی‌دانند در این تقابل کدام یک را انتخاب کنند. متشکرم.