سخنرانی دکتر لیلا کیان‌خواه عضو هیئت علمی گروه فلسفة اسلامی مؤسسه تحت عنوان، «بررسی نظریة صدور از دیدگاه فارابی و تأثیر فلاسفه نوافلاطونی بر آن» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

نوشته شده در تاریخ ۱۴:۰۰:۰۰ ۱۳۹۶/۱۱/۱۱ و در حوزه های تک صفحه ای - ۰ نظر
سخنرانی دکتر لیلا کیان‌خواه عضو هیئت علمی گروه فلسفة  اسلامی مؤسسه تحت عنوان، «بررسی نظریة صدور از دیدگاه فارابی و تأثیر فلاسفه نوافلاطونی بر آن»  به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران
حکمت و فلسفه: سخنرانی دکتر لیلا کیان‌خواه عضو هیئت علمی گروه فلسفة اسلامی مؤسسه تحت عنوان، «بررسی نظریة صدور از دیدگاه فارابی و تأثیر فلاسفه نوافلاطونی بر آن» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

«بسم الله الرحمن الرحیم»

با تشکر از اساتید و همکاران محترم.
عنوان طرح پژوهشی‌ که در حال حاضر مشغول انجام آن هستم، «بررسی نظریة صدور از دیدگاه فارابی و تأثیر فلاسفه نوافلاطونی بر آن» است. این طرح در واقع تکمیل‌کنندة طرح پژوهشی سوم من در مؤسسه، با عنوان «بررسی نظریة صدور از دیدگاه ابن‌سینا و توماس آکویینی» است. دغدغة اصلی من در طرح مذکور این بود که چگونه ابن سینا به عنوان یک فیلسوف مسلمان و توماس آکویینی به عنوان یک فیلسوف مسیحی با دو روش به ظاهر متفاوت به نظریه خلقت ورود می‌کنند و این مسألة دینی را توجیه عقلانی و فلسفی می‌کنند.
   ظاهر قضیه چنین است که ابن‌سینا قاعدة «الواحد» را جزء مبانی فلسفی خود قرار می‌دهد و با استفاده از این قاعده و اصول فکری دیگری همچون اصل تمایز وجود از ماهیت و اصل تمایز واجب از ممکن، نظریة «فیض» را صورت‌بندی می‌کند و از طریق آن، آموزة خلقت را توجیه عقلانی می‌نماید. اما توماس آکویینی به دلیل ایمان به آموزة «تثلیث»، نمی‌تواند قاعدة «الواحد» را بپذیرد و به همین دلیل از نظریة «فیض» افلوطین که مبتنی بر مفاد قاعدة الواحد است، استفاده نکرده و به جای آن از نظریة «بهره‌مندی» برای توجیه خلقت استفاده می‌کند. بنابراین، مرحلة اول این تحقیق، بررسی دقیق چگونگی توجیه خلقت در آثار این دو فیلسوف و بررسی نکات اشتراک و افتراق آن‌دو است. اما به منظور درک تمایزات دقیق این دو دیدگاه، باید خاستگاه و مبانی نظریاتشان نیز مورد بررسی قرار می‌گرفت؛ لذا پس از انجام طرح فوق، طرح پژوهشی دیگری با عنوان «بررسی نظریة صدور از دیدگاه فارابی و تأثیر فلاسفه نوافلاطونی بر آن» به شورای پژوهشی مؤسسه پیشنهاد داده شد تا اولاً مبانی فکری ابن‌سینا و ثانیاً تأثیری که فلاسفه نوافلاطونی، به عنوان مبدعان نظریه صدور، بر فلاسفة اسلامی داشتند، به طور دقیق مورد بررسی قرار گیرد.
بنابراین طرحی که در حال حاضر مشغول آن هستم دو قسمت اصلی دارد: یکی بررسی دیدگاه فارابی و دیگری بررسی دیدگاه فلاسفة نوافلاطونی. از جمله دستاوردهای بررسی دیدگاه فارابی، می‌توان به دو نتیجه بسیار مهم زیر اشاره کرد: یکی این‌که فارابی در ارائة دیدگاه خود، تفاوت‌های جوهری با دیدگاه صاحب کتاب أثولوجیا دارد. از جملة آن‌ها می‌توان به دخیل کردن علم و ارادة الهی در بحث صدور و فیض اشاره داشت که این موضوع در اندیشة حاکم بر کتاب أثولوجیا موجود نیست. نتیجة مهم دیگر این است که مطالعة دقیق آراء فارابی نشان می‌دهد که ابن‌سینا تا حد زیادی مبدع نظریه صدوری است که در نظام مابعدالطبیعی خود ارائه می‌دهد. یعنی برخلاف آنچه که مشهور است، ابن‌سینا دیدگاه‌های خودش را در این باب، به هیچ‌وجه از فارابی اقتباس نکرده است و تفاوت‌های اساسی با او دارد. در حقیقت هم صورت بندی‌نظریة «صدور» در مابعدالطبیعة فارابی و ابن سینا متفاوت است و هم مبانی فکری‌ای که به عنوان مقدمات این نظریه مد نظر داشته‌اند.
به هر حال فارابی و ابن‌سینا هر کدام در توجیه عقلانی خلقت، ابداعات فراوانی داشته و الگوی فکری خاص خودشان را دارند. این در واقع بر عکس چیزی است که در بسیاری از کتب تاریخ فلسفه و حتی مقاله‌های علمی-پژوهشی در سال‌های اخیر، بیان شده که ابن‌سینا را در نظریة صدور متأثر از فارابی می‌دانند و هر دو را در این نظریه، جزو فلاسفه نوافلاطونی محسوب می‌کنند.
بخش دوم طرح فعل من که بخش بسیار مهمی است، به بررسی تأثیر آثار فلاسفه نوافلاطونی بر دیدگاه فارابی اختصاص دارد. با توجه به مهلت یکسالة انجام این طرح، من فقط آثاری را بررسی کرده‌ام که به زبان عربی ترجمه شده و در اختیار فارابی بوده‌اند، و آثار دیگرِ آن دورة فکری را فعلاً بررسی نکرده‌ام. آثاری که من بر آن‌ها تمرکز داشته‌ام، کتاب أثولوجیا، کتاب العلل پروکلوس، و قطعات باقیمانده از شیخ یونانی -یا افلوطین- است.
علاوه بر بررسی نظریة «فیض» در آثار فوق، مسائل دیگری نیز در ضمن کار مطرح شد که هم اکنون مشغول بررسی آن‌ها هستم. از جملة این مسائل، یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا فارابی و ابن سینا حقیقتاً، أثولوجیا را متعلق به ارسطو می‌دانستند و یا آن‌را به فلاسفة نوافلاطونی منسوب می‌کردند؟ چرا که نقل است که فارابی و ابن‌سینا این اثر را متعلق به ارسطو و تکمیل کنندة مباحث کتاب مابعدالطبیعه می‌دانستند. علاوه بر این پرسش، بررسی خود کتاب أثولوجیا هم اهمیت زیادی دارد. اینکه این کتاب تألیف چه کسی است هنوز محل ابهام است. آیا این کتاب ترجمة عربی اثری از فرفوریوس است که درس‌گفتارهای افلوطین را نگارش کرده؟ یا این‌که اساساً تألیفی در حوزه تفکر اسلامی است و صرفاً ترجمه محسوب نمی‌شود؟
در ضمنِ انجام طرح پژوهشی فوق، از آنجایی که یکی از دغدغه‌های مؤسسه، تصحیح آثار ابن‌سینا است، تصحیح شرح أثولوجیای ابن‌سینا را هم در دستور کار قرار دادم. که بخش زیادی از آن انجام شد و به حد موظف طرح پژوهشی رسید ولی متأسفانه نتوانستم دو نسخة اصلی را که اتفاقاً اصّح نسخ هم هستند تهیه کنم. یکی از این نسخ در مصر و دیگری در کتابخانة اسماعیل صائب آنکارا نگهداری می‌شوند. نسخه‌ای که در مصر موجود است شامل حدود 15صفحه از رساله است که در هیچ نسخة‌ دیگری موجود نیست. ابن سینا در این بخش، نظریة صدور را تشریح می‌کند و دیدگاه اختصاصی خود را در این باب ارائه می‌دهد.
نظریه صدور از جهت دیگری هم برای من حائز اهمیت بود. وقتی مشغول نگارش طرح اولم در مؤسسه  با عنوان «تعریف مابعدالطبیعه از دیدگاه فارابی و ابن‌سینا» بودم، متوجه شدم فارابی در کتاب‌هایی که مربوط به اواخر حیات او هستند، نظریة صدور را محوری‌ترین مبحث آثار خود قرار می‌دهد و به قدری به نظریة صدور اهمیت می‌دهد که حتی ساختار مابعدالطبیعة خود را بر اساس آن تألیف می‌کند. البته طرح نخست من، به عنوان کتاب، توسط انتشارات مؤسسه، با حجم حدود 400 صفحه، صفحه آرایی شده و ان شاءالله پس از تهیة نمایه کتاب و نهایی کردن آن، به چاپ خواهد رسید.
   عنوان طرح پژوهشی بعدی من که به تازگی در شورای پژوهشی مؤسسه به تصویب رسیده است، تصحیح انتقادی بخش إلهیات کتاب ارزشمند نجات است که ان شاءالله پس از نهایی کردن طرح «بررسی نظریة صدور از دیدگاه فارابی و تأثیر فلاسفه نوافلاطونی بر آن»، در دستور کار قرار خواهد گرفت.