سخنرانی دکتر امیرحسین خداپرست عضو هیئت علمی گروه فلسفة غرب مؤسسه تحت عنوان «مبانی اخلاقی فعالیت‌ دانشگاهی: رویکردی فضیلت‌گرایانه» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

نوشته شده در تاریخ ۰۸:۳۱:۰۰ ۱۳۹۶/۱۱/۱۵ و در حوزه های تک صفحه ای - ۰ نظر
سخنرانی دکتر امیرحسین خداپرست عضو هیئت علمی گروه فلسفة غرب مؤسسه تحت عنوان «مبانی اخلاقی فعالیت‌ دانشگاهی: رویکردی فضیلت‌گرایانه» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران
حکمت و فلسفه: سخنرانی دکتر امیرحسین خداپرست عضو هیئت علمی گروه فلسفة غرب مؤسسه تحت عنوان «مبانی اخلاقی فعالیت‌ دانشگاهی: رویکردی فضیلت‌گرایانه» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

طرح تحقیق من در خصوص استدلال‌های اخلاقی بر وجود خدا بود که انجام آن دو سال طول کشید و آن را تحویل دادم. آن طرح شامل مجموعه‌ای از استدلال‌های خداباورانه است که یا مستلزم این هستند که بگوییم قوانین و قواعد اخلاقی بی‌معنا و بی‌مبنا هستند مگر اینکه متعلق فرمان خدا قرار بگیرند، یا مستلزم این هستند که الزام‌های اخلاقی بی‌معنا و بی‌مبنا هستند مگر اینکه از سوی خدا ناشی شده باشند، و یا مستلزم این هستند که غایت زندگی اخلاقی محقق نمی‌شود مگر اینکه وجود خدا را فرض بگیریم. مشهورترین استدلالی که آورده شده منسوب به کانت است. پس از کانت هم در قرن نوزدهم چند فیسلوف که اکثر آنها ایدئالیست هستند، استدلال اخلاقی بر وجود خدا آورده‌اند و در ادامه، در نیمه دوم قرن بیستم، استدلال‌هایی از خلال مباحث مربوط به تکامل بر وجود خدا آورده شده است. من در آن طرح به این موارد پرداختم و سعی کردم نشان دهم که هیچ‌کدام از این استدلال‌ها در نهایت وافی به مقصود نیستند. من آن طرح را تحویل داده‌ام و در حال تلاش برای تکمیل و انتشار آن هستم.
عنوان طرح جدید من «مبانی اخلاقی فعالیت‌ دانشگاهی: رویکردی فضیلت‌گرایانه» است. من به دلیل علاقه‌ای که به نظریه فضیلت دارم این طرح را پیشنهاد داده‌ام. نظریه فضیلت پس از احیاء در نیمه قرن بیستم، اکنون در شرایطی است که در قلمروهای اخلاق و معرفت‌شناسی بسط پیدا کرده، به نحوی که الان شاخه مستقلی تحت عنوان معرفت‌شناسی فضیلت داریم. معرفت‌شناسی فضیلت روایت‌های متفاوتی دارد. روایت مورد توجه من، روایت مسئولیت‌باور از معرفت‌شناسی فضیلت است که در سال‌های پایانی دهه نود و ابتدای قرن فعلی به دست فیلسوفانی مثل جیمز مونتمارکِت و لیندا زَگزبسکی پرورانده شد. ایده این است که ارزیابی اخلاقی را مبنای ارزیابی معرفتی قرار دهیم. مبنا گرفتن ارزیابی اخلاقی برای ارزیابی معرفتی، در واقع، مطرح کردن نظریه فضیلت به عنوان یک نظریه معرفتی مشابه نظریه اخلاق فضیلت در معرفت‌شناسی است. بر این اساس، ابعاد اخلاقی معرفت را با رویکرد فضیلت‌گرایانه بررسی می‌کنم، این را که فضیلت‌ها و رذیلت‌های فکری چه هستند، نحوه متصف شدن افراد به اینها چگونه است، نحوه ارزیابی فعالیت‌های فکری در اجتماع معرفتی بر مبنای اینها چگونه است، و روابط متقابلی که فضیلت‌های اخلاقی و فکری می‌توانند در اجتماع معرفتی داشته باشند مورد بحث قرار خواهم داد.
در مقام کاربرد، من دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی را به عنوان مهم‌ترین مراکز فعالیت فکری در جامعه جدید انتخاب کرده‌ام که روندها و عادات فکری فضیلتمندانه یا رذیلتمندانه‌ای در آنها شکل می‌گیرد و فعالیت‌های فکری را به طور گسترده در سطح جامعه تعمیق می‌کنند. کاری که قصد انجام آن را دارم این است که برای فعالیت دانشگاهی، مبانی اخلاقی‌ای متصور شوم که بتوان راجع به این مبانی اخلاقی با رویکرد فضیلت‌گرایانه -به همان معنایی که در ابتدا گفتم- بحث کرد.
طبیعی است که باید مقداری به نهاد دانشگاه پرداخته شود. دانشگاه نهادی است که مسئولیت رهبری مدنی و حتی رهبری اخلاقی را در یک جامعه بر عهده دارد، جایی است که تأثیر خاصی در جامعه مدنی دارد، فضایی است برای یادگیری، و فضایی مشورتی است که در آن افرادی با تفاوت‌های فکری چشمگیر سعی می‌کنند غایات معرفتی واحدی را پی بگیرند و آنها را محقق کنند. فعالیت دانشگاهی شامل تدریس، پژوهش و تحقیق و همکاری دانشگاهی است که در مجموع، یک کل منسجم را شکل می‌دهند و یک وحدت اخلاقی را به وجود می‌آورند. وحدت اخلاقی‌ای که این فعالیت‌ها - تدریس، پژوهش و تحقیق، و همکاری دانشگاهی - شکل می‌دهند مبتنی بر این است که خیر مشترکی را درون جامعه ترویج کنند؛ یعنی علاوه بر خیرها و خوبی‌های معرفتی، یک خوبی عام را در درون جامعه ترویج کنند.
این بحث مستلزم آن است که بدانیم فعالیت دانشگاهی چه نوع حرفه‌ای است. فعالیت دانشگاهی حرفه‌ای است که از جهت نسبتی که با عموم مردم دارد، همین‌طور از جهت نسبتی که با  مقوله معرفت در رشته‌های گوناگون و دوره‌های مختلف زمانی -که قاعدتاً در طول آنها تحولاتی معرفتی در جامعه شکل می‌گیرد- دارد و با توجه به اهدافی اخلاقی که پی می‌گیرد، دائماً در حال تغییر است. فعالیت دانشگاهی حرفه‌ای است که فاعل معرفت در آن در حال یادگیری دائمی است؛ حرفه‌ای است که به ارزش‌های اخلاقی و معرفتی مرتبط است و در واقع غایتی اخلاقی-معرفتی پی می‌گیرد. در نهاد دانشگاه -به عنوان نهادی در جامعه مدنی- به ارزش‌هایی که بسیاری از اوقات در یک جامعة به‌شدت کثرت‌گرا متعارض با هم هستند، توجه می‌شود؛ آن‌ها به رسمیت شناخته می‌شوند و فعال دانشگاهی تعهد نقادانه‌ای نسبت به آنها دارد. بنابراین فضای دانشگاه فضایی مدنی و دائماً در حال یادگیری است؛ فضایی است که وجه مشورتی بارزی دارد.
می‌خواهم چنین استدلال کنم که زمانی فعالیت دانشگاهی فضیلتمندانه است که این خیرهای معرفتی و اخلاقی در آن پی گرفته شود. در پیگیری این خیرهای اخلاقی و معرفتی باید در نظر داشته باشیم که فقط یک روند اصلاح و بازنگری مداوم -یعنی نظارت بر وضعیت موجود، و پالایش آن با توجه به غایت مورد نظر- می‌تواند دانشگاه را به یک دانشگاه فضیلتمند تبدیل کند. به این منظور، باید بدانیم که در نهاد دانشگاه چه فضیلت‌ها و رذیلت‌های فکری‌ای اهمیت تعیین‌کننده دارند.
من از دیدگاه آقای جون نیکسِن، مدیر اسبق مدرسه تعلیم و تربیت دانشگاه شفیلد، کمک گرفته‌ام که اشاره می‌کند که دست‌کم چهار فضیلت صداقت، احترام، اصالت و بزرگ‌منشی، و فضیلت‌های مرتبط با این فضائل - فضیلت‌های مرتبط با صداقت: دقت و صمیمیت؛ فضیلت‌های مرتبط با احترام: توجه و راستی؛ فضیلت‌های مرتبط با اصالت: شجاعت و شفقت؛ و فضیلت‌های مرتبط با بزرگ‌منشی: خودآیینی(autonomy) و مراقبت(caring) - در شکل دادن یک دانشگاه فضیلتمند فضیلت‌های تعیین‌کننده هستند. این فضایل هم اخلاقی‌اند هم فکری؛ و در اینجا دیگر آن تمایز اخلاقی-فکری مطرح نیست. کارکرد دوگانه‌ این فضایل به این شکل است که هم فاعل معرفت را به سوی بدل شدن به یک فاعل معرفتِ فضیلتمند سوق می‌دهند هم ناظر به دیگران هستند و اجتماع معرفتی را تغییر می‌دهند. هر دو اینها به نحو دیالکتیکی با هم مرتبط‌اند.
علاوه بر این موارد، فعالیت دانشگاهی فضیلتمندانه مستلزم شرایط نهادی خاصی است، از جمله روابط بین دانشجویان و استادان و همکاران دانشگاهی. برای توضیح این مسأله، مطابق با آنچه نیکسِن گفته، می‌توان از مفهوم فضیلت ارسطوییِ دوستی –با تعبیرهای خاص- کمک گرفت. ضمناً شرایط نهادی گسترده‌تری هم برای حفظ و تداوم خوبی‌های اخلاقی و معرفتیِ مورد نظر در فعالیت دانشگاهی، لازم است. همان‌طور که در ابتدای صحبت ذکر کردم، مبنای نظری همه این بحث‌ها را روایت مسئولیت‌باور از معرفت‌شناسی فضیلت به دست می‌دهد.
اهدافی که در طول این کار دارم این است که اولاً یک کاربرد عملی برای معرفت‌شناسی فضیلت در نظر بگیرم و بررسی کنم فضیلت‌های فکری در مقام عمل چه ویژگی‌هایی دارند. دوم، شناخت ویژگی‌های فعالیت‌های دانشگاهی فضیلتمندانه و فعالیت دانشگاهی رذیلتمندانه است. سوم، شناخت ویژگی‌های نهادی دانشگاهی فضیلتمند است؛ و چهارم، ارزیابی مختصری از دانشگاه ایرانی در پرتو ارزیابی مبتنی بر فضیلت‌ها و رذیلت‌های فکری (یعنی اطلاق و تأثیر آن بحث در مورد دانشگاه در ایران).
اگر بخواهیم به شرایط نهادی اشاره کنیم، عجالتاً چنین به نظر می‌آید که شرط لازم شکل‌گیری دانشگاه به عنوان یک نهاد فضیلتمند در جامعه مدنی ایران، تحقق یک خواست تاریخی است که از ابتدای تأسیس دانشگاه در ایران وجود داشته و آن استقلال نهاد دانشگاه است. تا وقتی نهاد دانشگاه مستقل نباشد، دانشگاه ایرانی نمی‌تواند به یک دانشگاه فضیلتمند تبدیل شود، چه رسد به اینکه اساساً نهاد دانشگاه به رسمیت شناخته نشود یا مراکز پژوهشی و دانشگاهی ساختار نهادیشان را از دست بدهند.