سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر خسروپناه در کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی

نوشته شده در تاریخ ۱۱:۴۲:۰۰ ۱۳۹۷/۰۲/۲۴ و در حوزه های تک صفحه ای - ۰ نظر
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر خسروپناه در  کنگره  بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی
حکمت و فلسفه: سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر خسروپناه در کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه در دومین روز کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی بحثی را راجع به نقش علما و متفکران شیعه در گسترش تحول عقلی ارائه نمودند. ایشان اظهار داشتند:
فلسفه و منطق به عنوان علوم عقلی یک دسته از علومی هستند که شیعه در پیدایش و گسترش آن نقش بسزایی داشته البته در بین عالمان اهل سنت هم بزرگانی بودند که در توسعه حکمت اسلامی نقش داشته‌اند ولی بحثی که می‌خواهم ارائه کنم در باب نقش علما و متفکران شیعه در گسترش علوم عقلی است.
تأسیس و توسعه فلسفه اسلامی توسط متفکران و فلاسفه شیعه در هشت مرحله انجام گرفت، مرحله اول، مرحله تأسیس فلسفه اسلامی توسط بزرگانی مثل فارابی و ابن سیناست؛ گرچه این بزرگان از یونان و فلاسفه یونان و روم مثل ارسطو و فلوطین هم بهره برده‌اند ولی نوآوری‌های فراوانی داشته‌اند.
مرحله دوم پیوند فلسفه وعرفان است، در زمان فارابی و ابن سینا عرفان شکل گرفته بود ولی چالش و تعارضی بین فلسفه و عرفان بیان می‌شد.
در مرحله دوم شیخ اشراق آمد و بین فلسفه و عرفان پیوند برقرار کرد و مکتب‌ حکمت اشراق را تأسیس نمود.
مرحله سوم مرحلة پیوند فلسفه با کلام است که این هم کار بسیار بزرگی بود که مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی(ره) انجام داد و مکتبی به نام کلام فلسفی تأسیس و کلام را مدلل بر مبانی فلسفی کرد. شیخ طوسی در کتاب تجرید العقاید و شاگردان ایشان مثل علامه حلی در کشف المراد و قطب الدین رازی در محاکمات دین در واقع مرحله سوم را ادامه دادند.
مرحله چهارم مرحله تأسیس حکمت جدیدی به نام حکمت یمانی  است. مرحوم میرداماد موسس حکمت یمانی است، در واقع کار نویی که میرداماد کرد پیوند فلسفه مشرق و اشراق آموز‌ه‌های اسلامی بود.
مرحله ششم  مرحله درگیری حکمت متعالیه با فلسفه غرب  است. درواقع مدتی فلسفه ملاصدرا و حکمت متعالیه به حاشیه رفته بود و تقریبا اهل حکمت با حکمت صدرایی انسی برقرار نکردند. گاه انتقادهایی داشتند، در تهران بزرگانی آمدند و حکمت متعالیه را احیا کردند بزرگانی مثل آقاعلی حکیم و بعد شخصیت هایی مثل مرحوم شهرانی و دیگران که حکمت صدرایی را احیا کردند و علاوه بر احیا به صورت موجبه جزئی آن مقدار که اطلاع داشتند با فلسفه غرب درگیر کردند.
مرحله هفتم مرحلة تأسیس فلسفه های مضاف به امور است, فلسفه مضاف به واقعیت‌ها و این غیر از فلسفه مضاف به علوم است. فلسفه واقعیت‌ها یعنی فلسفه‌ای که متصل می‌شود به واقعیت مثل فلسفه جامعه، فلسفه تاریخ، فلسفه انسان، فلسفه معرفت و مانند آن.
این یک تحول بسیار مهمی بود که در حوزه علمیه قم اتفاق افتاد و بزرگانی مثل مرحوم علامه طباطبایی(ره) و شهید مطهری و برخی از اساتید دیگر از جمله آیت الله سبحانی به بخشی از این فلسفه‌های مضاف به امور پرداختند و این کاری بسیار اساسی بود که انجام شد.
مرحله هشتم مرحلة تأسیس فلسفه‌های مضاف به علوم مثل فلسفه فقه، فلسفه علم اصول، فلسفه اخلاق و فلسفه علوم انسانی و مانند آن بود که فلاسفه قم و فلاسفه تهران آن را دنبال کردند.
امروز جهان اسلام به شدت محتاج علوم انسانی اسلامی است چون علوم انسانی در جهان بافت فرهنگی دارد یعنی وقتی کسانی مثل گیدنز یا هابرماس نظریه علوم اجتماعی می دهند این با فرهنگ خودشان پیوند دارد، ما باید علوم انسانی با فرهنگ اسلامی داشته باشیم و این امکان پذیر نیست مگر اینکه پشتوانه حکمت اسلامی داشته باشد، بنابراین این حکمت اسلامی می‌تواند پشتوانه تحول علوم انسانی اسلامی شود.